دلایل بهانه ای برای نوشیدن نیست

من از مکث طولانی به دور از نوشتن برگشته ام. این یک استراحت بسیار ضروری بود زیرا احساس می کردم سوختگی است. امروز قصد دارم درباره دلایل خود صحبت کنم و بهانه‌ای برای نوشیدن نیست. به من یادآوری شد که امروز یک پست وبلاگ را خواندم که فکر کردم نوشیدن آبجو بعد از تمرین برای من خوب است. من مقاله ای را خوانده بودم که می گفت نوشیدن آبجو پس از ورزش برای بازسازی ماهیچه ها مفید است. شاید اینطور بود ، شاید اینطور نبود. اما بعد اعتقاد داشتم

آیا این بهانه ای برای نوشیدن بود؟ یا دلیلی بود؟ امروز فکر می کنم دلیل نوشیدنی بود. در آن زمان ، نوشیدن من خارج از کنترل نبود و نیازی به توجیه دلیل نوشیدن احساس نمی کردم.

بعد از این قطار فکری ، من به تمام دلایلی که برای نوشیدن انتخاب کردم فکر کردم. چون امروز فکر می کنم نوشیدم. هیچ کس مرا نوشیدنی نکرد. هیچ عذر و بهانه ای برای توجیه نوشیدن خود نداشتم. من فقط مشروب می خوردم.

من در جلسات AA بارها شنیده ام که مردم می نوشیدند زیرا آنها الکلی بودند. اینکه تمام دلایلی که آنها برای نوشیدن داده اند فقط بهانه ای برای نوشیدن بود. من امروز این ایده را امضا نمی کنم. در یک مقطع حسرت من این کار را کردم. اما هر وقت فکر می کردم نوشیدن اینگونه باشد ، بیمار می شوم. انگار احساساتم شرمنده و تخفیف داشت.

من به دلایل زیادی دیگر در جلسات AA شرکت نمی کنم که در یک پست دیگر توضیح خواهم داد. به همین دلیل الان ناشناس بودنم را می شکنم. لطفا نگران نباشید من پشتیبانی های هوشیار دیگری نیز دارم که بعداً در مورد آنها خواهم نوشت. در حال حاضر ، من فقط می خواستم آن را از آنجا خارج کنم.

با نگاه به گذشته ، احساس می کنم وقتی فکر می کردم که می نوشیدم از رشد منصرف شده ام ، زیرا الکلی بودم. احساس می کنم تروما ، زورگویی و همه چیزهای ناخوشایندی که در زندگی ام کرده ام کاهش یافته و از پنجره بیرون انداخته ام. هرچه در زندگی ام گذرانده ام برایم مهم است. هر احساسی که تجربه کردم برای من مهم است. من برای غلبه بر دشواری هایی که در زندگی با آنها روبرو بوده ام سخت تلاش کردم و هیچ کس نمی تواند آن را از من دور کند.

دلیل نوشیدن من این بود که احساس کردم ناکافی است. احساس می کردم که با کسی مناسب نیستم مگر اینکه نوشیدنی در دستم باشد. من نوشیدم زیرا می خواستم درد ناشی از آسیب هایی را که نمی دانستم از آن روبرو کنم ، بپوشانم. نوشیدم زیرا عزادار مادرم شدم. به دلیل استرس نوشیدم. من به دلایل زیادی نوشیدم و هیچ یک از این دلایل بهانه نبود.

فکر می کنم اشتباه است که به مردم یاد دهیم که دلایل نوشیدن آنها فقط بهانه ای بوده است. من این احساس را دارم که اگر کسی بگوید ، "سلام ، شما ممکن است در گذشته تروما داشته باشید. افراد بیشتری می توانند بر مصرف الکل خود غلبه کنند." شاید برای غلبه بر این باید به دنبال کمک های بیرونی باشید. "تحقیقات نشان داده است که افراد مبتلا به الکل و / یا اختلالات مصرف مواد مخدر دچار تروما در زندگی خود شده اند. تقریباً هر کسی که در جلساتی با آنها ملاقات کرده ام در گذشته دچار آسیب دیدگی شده است.

من فکر می کنم همه ما باید داستان های خود را بگوییم و به اشتراک بگذاریم. من فکر می کنم اگر همه ما با هم در تماس باشیم ، داستانهایمان را به اشتراک بگذاریم و به دیگران کمک کنیم تا بین دلایل نوشیدن / آشامیدنی ارتباط برقرار کنند ، به افراد بیشتری کمک می شود. در صورت تمایل افراد بیشتری می توانند آرامش یا اعتدال پیدا کنند و از حوادث گذشته بهبود یابند.

اینجا صحبت کردن است

میندی

در اصل در تاریخ 8 ژوئن 2018 در www.mysoberashes.com ارسال شده است.