ترک کار خود برای سفر خیلی تمام شد!

سال گذشته علی رغم شغل تمام وقت ، 3 ساعت سفر Thane-to-Andheri و نقش تازه خریداری شده من به عنوان همسر ، داماد و غیره ، در 15 شهر بازدید کردم - بدون شوخی!

در اول ژانویه سال 2018 ، من و همسرم به فینال ماه بزرگ ماه عسل در دیزنی لند پاریس رفتیم و سپس سال را برای سفر انتخاب کردیم. من بیش از نیمی از کارها را در لیست سطل همه انجام داده ام ، و اینگونه است که سال من با این مسافران اول توسعه یافته است:

  • من به مکانی با بیشترین کلیشه ها در هند سفر کردم. تا زمانی که به برج ایفل نرفتم فهمیدم که هرگز در تاج محل نبودم - یکی از نفیس ترین سازه های انسانی ساخته شده روی زمین. برای سالگرد ما ، آن را از لیست سفرم حذف کردم.
  • من به همراه خواهر و برادرم سفر کردم و به یک سفر خودجوش رفتیم تا بتوانیم از قسمت توریستی جیپور کاوش کنیم. ما بسیاری از موارد را به هم وصل کرده ایم و تحقیق کرده ایم.
  • در یک خوابگاه روی تخته - در جیپور ، خواهرم و من با 6 تختخواب تختخوابی در Zostel به یک خوابگاه افتادیم ، با دو دختر واقعاً زیبا از حیدرآباد دوست شدیم ، با هوس های شبانه ماگی را سیراب کردیم و با 8 غریبه جرأت آتش زدن را به آتش کشیدیم. قبل از شروع بازی ، ما می دانستیم که یکی از آنها از دفتر فعلی من است و دیگری - یک دانشکده خواهرم. من در تمام سفرهایم با ممبایکارهای دیگر ملاقات کردم - فنلاند ، روسیه ، آگرا و کارخانه ها! هر کجا که بروم ، بمبئی من را دنبال می کند.
  • سرانجام وبلاگ سفر من شروع شد - به دلیل تجربه سفر ، من محتوای نامحدودی برای به اشتراک گذاشتن دارم ، بنابراین وبلاگ سفر خود را با هدف از بین بردن اسطوره های مسافرتی شروع کردم و همه افراد اطرافم را تشویق به سفر ، مسافرت و مسافرت کردم.
  • من به همراه خانواده ام سفر کردم. من و همسرم قول داده ایم که سفر بعدی خود را قبل از اینکه به سفر بعدی برویم ، برنامه ریزی کنیم و موفق شده ایم آن وعده را حفظ کنیم. در حقیقت ، خانواده من دسته ای از گالوپی ها هستند. ما همیشه سفرهای کوتاه و طولانی را برنامه ریزی می کنیم تا در زندگی پر سرعت ما برای خانواده وقت بگذارد.
  • آیا اولین تور دوچرخه ما - دلیل واقعی شوهرم (که در آن زمان دوست من بود) نهایتا تصمیم گرفت که گرد و غبار را گاز بگیرد این بود که او می خواست من را با یک تور دوچرخه سوار کند و والدینم نمی خواستند این کار را بکنم تا اینکه ازدواج کرده بود طی 3 ماه از ازدواج ما وسایل سوارکاری ام را گرفتم و به اولین تور دوچرخه رفتیم. فهمیدم که دوچرخه سواری نوعی گردشگری شدید است ، تقریباً یک ورزش است و اگر به اندازه کافی اسپرت نباشید ، لیوان چای شما نیست.
  • آشپزخانه های جدید مزه دار - آنچه من در هنگام مسافرت در مورد شوهرم یاد گرفتم این است که غذا خوردن مترادف با لذت برای او است. اگر غذای خوبی وجود نداشته باشد ، او سر می زند. ما دوست داریم در سفرهای خود از جوانه های چشایی خودمان آزمایش کنیم ، گرچه من بسیار خجالتی هستم ، شوهر معمولاً در این زمینه از چیزهایی خارج می شود. ما همه چیز را از گوزن شمالی تا خاویار و غذاهای فنلاندی گرفته تا ازبک امتحان کردیم.
  • آبجو جدید را امتحان کردید - در سفرهای خود ، من و شوهر به دنبال سموم مختلفی برای رفع عطش هستیم. آخرین باری که شمردم ، ما 57 آبجو بطری و آبجوهای بیشمار کاردستی را امتحان کردیم.
  • ما در یکی از بهترین رستوران های هند خراب شدیم. وقتی من و شوهرم جشن می گیریم ، ما به پاره کردن خانه اعتقاد داریم. هنگام مسافرت ، اشتها را برای لوکس تر می کنیم و سازش نمی کنیم. در سفر سالگرد خود ، به هند لهجه ، یکی از بهترین رستوران های هند رفتیم و واقعاً خاطره انگیزترین منوی 7 دوره ای از زندگی ما را داشت.

مسافرت حرفه ای است که به من کمک می کند تا آرامش ، آرامش داشته باشم و مشتاقانه منتظر زندگی آشفته ام (یا نباشم) باشم. من هرگز نتوانستم شغل و مسافرت خود را ترک کنم زیرا واقعاً عاشق کاری هستم که انجام می دهم ، اما سفر به من احساس رضایت و موفقیت را می بخشد - که لیاقت این استراحت را دارم!