نیویورک من شما را دوست دارم ، اما شما جگر مرا کشته اید

هرکسی که در نیویورک زندگی کرده است می داند که برای زنده ماندن می نوشید. زیاد

آنها روزهای دوشنبه ، سه شنبه و چهارشنبه می نوشند. آنها قطعاً در روزهای جمعه و شنبه می نوشند. پنجشنبه؟ شما امروز قصد برنامه نوشیدن ندارید ، اما همه افراد در محل کار شما را دعوت کرده اند. یکشنبه ترسناک؟ چند لیوان شراب به سرعت از این کار جلوگیری می کند.

پنج سالی که در نیویورک گذراندم پر از الکل بود. تقریباً هر شب در کافه ها می نوشیدم - این هیچ اغراق نیست! - و بیشتر همکاران من نیز.

عکس های شلیک شده و شایعات موجود در خراش ، آبجو ارزان در Botanica ، آبجو خیلی دیر نوشیده می شود ، و به دنبال آن سرگیجه و تاکسی های گران قیمت به بالای خانه می روند. و این فقط سه شنبه بود. در بروکلین ، در مورد شهرهای همسایه ام یاد گرفتم. بروکوین دوشنبه 5 شب 5 دلار دارد. مشترک المنافع پاپ کورن رایگان ارائه می دهد. شارلن مانند یک سرو کوهی دنج و به ندرت شلوغ است. (آیا این هنوز صحیح است؟)

توقف روزانه چیزی که من تا به حال برنامه ریزی کرده بودم نبود ، اما زندگی اجتماعی NYC عمدتاً مترادف با الکل است. فراتر از صنعت است. شما دوستان خود را در یک نوار ملاقات می کنید ، در یک نوار با دشمنان خود ملاقات می کنید - آیینی که معمولاً به عنوان ساعت خوش رسانه ها از آن یاد می شود - و با خرما در یک نوار ملاقات می کنید.

بدون شک ، بسیاری از مشروبات الکلی روزانه در منهتن و مشروبات الکلی در همه جا هستند. در نیویورک ، نوشیدن دقیقاً همان کاری است که شما انجام می دهید. همه در عین رقابت و ناامن هستند و مجبور به ترک بخار هستند. هیچ کس نمی خواهد به تنهایی در آپارتمان های کوچک خود بنشیند ، فارغ از اینکه نوشیدنی های زیادی را با نوار خرج کنید. بعد از گذراندن یک روز 12 ساعته وحشیانه ، من به پماد نیاز داشتم ، نه یک اسموتی.

شما می نوشید و در مورد بدبختی خود صحبت می کنید ، می نوشید و می گویید مواردی مانند "من عاشق این شهر هستم ، لعنتی" ، شما بیشتر می نوشید و همه را برای یک سفر آخر هفته به ماین سوار می کنید.

وقتی دو سال و نیم پیش به سانفرانسیسکو نقل مکان کردم ، 10 پوند سنگین تر بودم ، بیشتر از یک غذای معمولی کوکتل و به دنبال آن یک هضم کننده با قطعات پیتزا دلار. عادت ساعت شاد روزانه من نیز برای برخی از همکاران جدیدم در ساحل غربی کمی گیج کننده بود.

گفتم: "کی می خواهد نوشیدنی بخورد؟" یک روز برای همه و هیچ کس در منطقه کار جدید ما. مردم خالی به من نگاه می کردند.

"اوه ، سه شنبه است."

مجبور شدم اعتراف کنم که واقعاً مشکل را ندیدم.

من هنوز در سان فرانسیسکو اینجا می نوشم ، اما کمتر می نوشم. شاید من تازه پیر هستم یا خیلی با افراد پیرمرد دیگر در ارتباط باشم! اما من همچنین جغرافیا را نقل می کنم. از یک چیز ، SF به سادگی فرهنگ نوشیدن کمتری نسبت به نیویورک دارد. کافه ها در اوایل اینجا بسته می شوند و هیچ بسته واقعی از برادران یا دوست دختران که در خیابان ها روی یک میخانه میخانه ای قدم می زنند وجود ندارد ، مگر اینکه در مارینا باشید. صحنه رسانه ای که معمولاً از خدمه نوشابه های سنگین تشکیل شده است ، بسیار کوچکتر است. در هر صورت ، در رویدادها الکل وجود دارد ، اما معمولاً نیمی از افراد ماراتن را آموزش می دهند یا "از الکل استراحت می کنند" یا فقط Soylent می نوشند.

دوم ، همه در اینجا هستند و فرار از شهر و رسیدن به طبیعت راحت تر است. این یک طلسم است که صبح شنبه از خواب برخیزید و به جای داشتن یک حلقوی کوکتل بوربن ، یک دوچرخه کوهستان یا دنباله سوار شوید. بله ، مردم خود راضی هستند.

نوشیدن در این شهر هنوز آسان است: طعم شراب در Sonoma ، Steam Pinch Anchor Steam. اما برای من احساس فوری کمتری دارد.

برای من ، الکل هنوز مخفف مخفف شهر نیویورک است. حاشیه های یخی روی میزهای کوچک پیاده رو. تپه های صورتی روشن با شاخه های بوته رزماری. لیوان 18 شراب سفید روی سقف های فانتزی هتل. در بیرون یخ زدگی سرد است. چرخش گرم دیگری سفارش دهید. نوشیدن در نیویورک باعث شد احساس عصبی و شهری کنم ، زن جوانی که شهر را با طوفان درآورد.

دلم برای نیویورک تنگ شده و گاهی اوقات دلم برای شبانه خرد کردن ناامنی هایم با مایعات قهوه ای تیره تنگ شده است. اما فکر می کنم بیشتر این است که 20 سالگی را از دست می دهم و احساس شکست ناپذیری می کنم. نه فقط خماری ، بلکه کسالت. هنگامی که من فقط سالها از چیزهای جدید جلوتر بودم و مجبور شدم جین تونیکس را به عقب برگردانم.

من واقعاً هرگز مشروبات الکلی نبوده ام ، حتی اگر این دی ان ای مثل خانواده ام مثل موجی از فاج به خانواده ام کشیده شود. اما وقتی به 30 سالگی نزدیک شدم ، از تعجب در نیویورک شروع کردم که آیا مکانیسم مقابله ای انتخاب من مانع این شد که واقعاً با برخی از ترس ها و عدم قطعیت هایم برخورد کنم. منظورم این است پسر ، نه این که من به حل برخی از آنها نزدیک هستم ، اما پوشاندن آنها با روکش کوکتل هر شب مطمئناً کمکی نمی کند.

من هنوز دوست دارم نوشیدن کنم و احتمالاً همیشه خواهم بود. اما - به لطف سن؟ کالیفرنیا؟ آیا شما می دانید که آتش بازی در واقع بسیار ناخالص است؟ - خوب بود که کمی کم شود.