عکس توسط JuniperPhoton در Unsplash

سفر آبجو من: نوشتن شرح حال خودکار از آبجو

من از 21 سالگی مشروبات الکلی می نوشیدم ، سن قانونی برای مشروبات الکلی در ایالات متحده است. این طور نیست که من منتظر تولدم 21 ام برای نوشیدن اولین نوشیدنی قانونی خود باشم (من در این مورد بیشتر نمی گویم). قبلاً از آبجو متنفر بودم. حتی بویی که به طرز مبهمی در اتاق پخش می شد ، مرا آزار می داد. معدود سلیقه های پدر و مادرم را پیدا کردم که منزجر کننده باشند. آبجوهای سبک در مهمانی های کالج آزادانه جریان می یافتند و من یاد گرفتم که بخورم و بنوشم فقط برای مست شدن. اما از ذوق و اشتیاق لذت نبردم.

آبجو این روزها بخش بزرگی از تجربه آشپزی من است. من برای استراحت آبجو می نوشم - مطمئناً سلامتی ترین عادت نیست ، اما برای نوشیدن من هم نمی نوشیدم. نوشیدن آبجو بخشی از هویت من است. به این ترتیب من خلاقیت بشر و استعداد ایجاد چیزی منحصر به فرد از آنچه را که زمین ارائه می دهد را جشن می گیرم. آبجو چیزی است که من آن را با غذا ترکیب می کنم یا به عنوان دسر از آن لذت می برم.

پس چه چیزی تغییر کرده است؟ چگونه من این نوشیدنی را به یک آبشار کامل آبجو تبدیل کردم؟

من با یک نمایش تئاتر در دالاس ، تگزاس ، تور را تجربه کردم و برای صرف غذا در هتل آبجو محلی BJ رفتیم. من از توصیف آبجوهای آنها که شامل کلماتی مانند "کباب شده" ، "ترد" و "غنی" بود ، من را تحت تأثیر قرار داد. می تواند یک آبجو باشد؟ تنها تجربه من با Bud Light و Rolling Rock بود که هر دو برای من شور ، تلخ و کسل کننده بودند. من یک آبجو قهوه ای انتخاب کردم ، نوعی آبجو که قبلاً هرگز آن را امتحان نکرده بودم که از بین برود. این طعم و مزه مانند آبکی که من نوشیده ام نبود. بدن بیشتری داشت ، در حقیقت طعم "بو داده" با اشاره ای به شکلات. چگونه یک نوشیدنی می تواند لایه های بسیاری از طعم داشته باشد؟

اندکی پس از آن ، من به گاینزویل ، فلوریدا نقل مکان کردم ، جایی که میخانه هایی وجود داشت که منحصراً به نوشیدن صنایع دستی اختصاص داده شده بودند. این یک شوک فرهنگی بود از ترامپولین معمولی من ، که با افتخار بر Yuengling ، Coors و Budweiser ریخت و ساموئل آدامز را به عنوان دم دستی "دست ساز" خود پیشنهاد داد. در گاینزویل با انواع مختلف آبجو آشنا شدم. من شیفته ی متنوع و بافت تاریخی آبجو ، که ظاهراً دائماً در حال گسترش هستند ، با جدیدترین روندهای IP های Goses ، Milkshake و IPA Brut است.

من با سرو سخت شروع کردم ، که در واقع نوشیدنی دلخواه در غرب قدیم بود ، که بخشی از آن به دلیل گسترش درختان سیب خرچنگ است که مهاجران برای ادعای زمین کاشتند. فهمیدم که ترك انگور انگلیسی را ترجیح می دهم كه میزان الكل بالاتری نیز داشته باشد ، اما عاشق باغبانی عصبانی نیز هستم.

هنگامی که من مشروب نخوردم ، کاوشگر Pilsner ، نوع بوهمی از نوع لاغر سبک ، و کشف کردم که آبجو lager نوع آبجو است که بیشتر مردم فکر می کنند / می نوشند. آنچه یک انبار را به یک انبار تبدیل می کند یک فرایند تخمیر خنک است که مانع از تشکیل دیاستیل می شود و به یک قصاب ، طعم مانند Chardonnay می دهد که بسیاری از آبشخورها از آن جلوگیری می کنند. در گذشته ، چنین آبجوهایی در غارها ریخته می شدند که مخمر تخمیر را در دمای خنک تر نگه می داشتند. Pilsner از مالت های قوی Pilsner استفاده می کند ، که هم کم رنگ و هم شیرین است و به Pilsner طعم خاصی می بخشد ، در حالی که تخمیر خنک ، طعم های خارجی را از بین می برد تا طعمی تمیز و طراوت را فراهم کند. برای من ، نوشیدن پیلزر یک قدم طبیعی از سرو و در عین حال خروج از صخره نوردان جهان بود.

هنگامی که من ترکیبات آبجو هنر و صنعت را مطالعه کردم ، فهمیدم چه چیزی آبجو مانند Budweiser را ارزان و در عین حال بسیار کسل کننده است (برای من ، به هر حال): آنها حاوی غلظت نسبتاً بالایی از شربت ذرت ، ذرت و حتی برنج بودند. برنج شکر را اضافه می کند که مخمر می تواند "بخورد" اما عطر و طعم زیادی نمی دهد. به طور مشابه ، شربت ذرت ، محصول جانبی یارانه دولت ایالات متحده برای تولید ذرت ، این منبع قند را فراهم می کند ، اما طعم "ارزان" ای را به وجود می آورد که بسیاری از آمریکایی ها اعتراف کرده اند که به آن عادت کرده اند. با این حال ، آمریکایی ها به طور فزاینده ای به شربت ذرت مشکوک می شوند ، و بودوایزر نیز در واقع از استفاده از برنج دفاع کرد و به رقبا میلر و کورس اشاره کرد که از شربت ذرت در یک تبلیغ سوپر کاسه 2019 استفاده کنند.

من سعی کردم فاحشه ها و بندرهایی را که دارای چربی های تیره ای بود و شباهت هایی با من در BJ در این کوک خوب قهوه ای داشت ، تجربه کنم. استیپ ها از بالا تخمیر می شوند ، به این معنی که مخمر در بالای زگیل تخمیر می شود (مایعی که از پوره های مالت استخراج می شود تا برای دم کردن آماده شود). دلیلی وجود دارد که باعث می شود بسیاری از افراد فریادها را "نان مایع" بدانند - این معمولاً همان نوع مخمر است. بیشتر آمریکایی ها با فریادهای خشک آشنا هستند ، یک سبک گینس که در جنگ جهانی اول با محبوبیت زیاد شد ، وقتی انگلیس بزرگ تولید آبجو را محدود کرد در حالی که ایرلند نبود. اکنون گینس اصلی ترین آبجو تیره در جزایر بریتانیا و آمریکا است. شخصاً ، من هیچوقت هوادار نبوده ام. من نمایه هاپ را از بسیاری از حامل ها ترجیح می دهم ، که اساساً متشکل از فریاد + هاپ هستند.

گینس پیشگام در استفاده از نیتروژن در پیش نویس ها بود. یادم است که اولین نیترو را برای خودم ریختم و به آنها گفته شد بگذارید آب جوش بیاید - نیتروژن محلول در آب مایع به سطح می رسد و یک سر سرسبز تشکیل می دهد که در زیر آبجوش فوق العاده خامه ای قرار دارد. من در واقع آبجو را کمی fizz تر ترجیح می دهم ، اما طرح های نیترو هنوز هم خوب به نظر می رسند.

سپس با "سبک بلژیکی" آشنا شدم که با توجه به تنوع فوق العاده تکنیک های دم کردن در بلژیک ، به سرعت کمی اشتباه شد. بدیهی است ، تولید کنندگان واقعی بلژیک این اصطلاح را دوست ندارند ، زیرا آنها خود را به استفاده از ترکیبات منحصر به فرد از مواد تشکیل دهنده برای هر یک از انواع خود مفتخر می کنند. من آموخته ام که آبجوهای Trappist باید در صومعه ها ریخته شوند تا از این طریق برچسب زده شوند (اگر نه Trappists ، آنها را ابی آلس می نامند) و این که آنها گرم تخمیر می شوند ، به این معنی که آبجو معیاری نیست که بسیاری از آمریکایی ها داخلی داشته باشید اما یک آل ".

آخرین توقف من در سفر به آبجو IPA بدنام بود. هاپ تلخ در ابتدا مرا ترساند. بعلاوه ، من از آبجوهای تلخ و سبک که دوستان دانشگاه من به من داده بودند تسلیم شده بودم. چرا باید برگردم با این حال ، با گذشت زمان ، من به آن چیزی تبدیل شدم که آبجوها آبجو را "ناامید" می نامند - سلیقه من نه تنها IPA را پذیرفت ، بلکه در واقع آنها را ترجیح می داد. IPA (هندوستان Pale Ales) به این دلیل نامگذاری شده اند که برای حمل و نقل از طریق شرکت بازرگانی هند شرقی در نظر گرفته شده اند. کاملاً مشهور است که به دلیل داشتن محتوای زیاد هاپ ، از بیشتر کارخانه های تولیدی زمان خوشبو بودند. با این وجود لزوماً اینگونه نیست. امروزه ، IPA ها تمایل به داشتن سطح الكل بالاتری دارند و ذهنیتی را دوست دارند یا از آن متنفر هستند.

حالا که من یک کارشناس آبجو بودم ، کنجکاو شدم ببینم که دوستان من ، که در حال حاضر جزء مشروبات الکلی من نبودند ، درباره آن فکر کردند. آبجو به اندازه پای سیب آمریکایی است ، اینطور نیست؟ نتایج بررسی غیررسمی من را غافلگیر کرد: نه تنها آبجو آنقدر محبوب نبود که انتظار داشتم باشد ، بلکه آبجوهایی که در حال حاضر ترجیح می دهم عمدتاً متنفر باشند ، در حالی که اولین توقف در سفر به آبجو از محبوبیت بیشتری برخوردار بود. من گمان می کنم که طعم و مزه نوشیدن آبجو پیشرفت قابل پیش بینی از آبجو سبک و آبجو lager گرفته تا سرو به غذاهای تاریک و آبجو دارد. با این تمرین یاد می گیرید که دوست دارید چوب اسفنجی ، تند و ترش را دوست داشته باشید. در اینجا برخی از نظرات من جمع آوری شده است:

من شخصاً؟ متنفرم فقط می توانم سرو را تحمل کنم. من آن را دوست ندارم زیرا خیلی تلخ است.

من هوادار نیستم. احساس نفخ و گلو می کنم و علاقه ای به هاپ ندارم. من گاهی اوقات یک آبجو تیره و خاکی تیره دوست دارم ، جایی که طعم غالب آن به هوپزها بستگی ندارد.

من فقط La Chouffe می نوشم. به غیر از این ، من فقط زمانی که من همیشه یک آبجو نوشیدم با یک اسکاتلندی خرما کردم. من بیشتر یک مرد شراب سیب هستم.

من به افراد زیادی گفته ام که احساس می کند نوعی نان می نوشید. من می توانم آن را قدردانی کنم ، اما نمی فهمم چرا مردم وقتی که هدفشان نوشیدن است ، آبجو را بیش از کوکتل ترجیح می دهند. من دروازه بان ها و استیج ها را دوست دارم و در انتهای دیگر دوچرخه سواران و شاند ها را دوست دارم. من یک بار هم یک گینس فلت را انجام دادم و عکسی در فیس بوک ارسال کردم و افراد UPSET بودند. [یادداشت نویسنده: من این را به هیچ وجه نمی فهمم.]

من عموماً آن را دوست ندارم ، اگرچه می توانم یکی را از نظر اجتماعی بنوشم. من از سرو و شنبلیس را دوست دارم - رم ، ودکا و به خصوص ویسکی. با توجه به اینکه من ویسکی و گاهی اوقات آبجو تیره را دوست دارم ، احتمالاً این هاپ است که دوست ندارم.

آن را دوست دارم [مورد علاقه من] گینس است. از بیشتر IPA ها و آبجو واقعی Skunky متنفر شوید.

من از این متنفرم من آن را کمی خوشمزه ، یک زن و شوهر از آب مرکبات مانند Shock Top یا آبجو Skunky مانند Corona دوست دارم. اگر بتوانم آن را در نوار دریافت کنم ، ترجیح می دهم. (فهمیدم که وقتی من در این زمینه بودم این روند نسبتاً ثابت نسبت به سایر کوک پیکرها بود.)

البته چند نوشیدنی پیشرفته آبجو در آنجا وجود داشتند:

دوست داشتم با آبجو بازی های آشامیدنی بازی کنم. من عاشق طعم خوب آبجو هستم! بعضی اوقات هیچ چیز بهتر از یک لیوان یخبندان هنگام تماشای ورزش یا معاشرت با دوستان نیست ... انگار که من طعم های مختلفی را امتحان کردم - آنها را امتحان کنم. این یک طعم اکتسابی بود - من در ابتدا آن را دوست نداشتم. من بچه های خنده دار را مانند نسخه های برهنه ، اسامی جالب و بطری های باحال دوست دارم. با دوستان از مرز مرز کانادا گشتیم تا بتوانیم چمدانی را قبل از 21 سالگی بخریم .... اوه ، من فقط با صدای بلند گفتم ؟؟؟ لول

من عاشق یک آبجو خوب هستم! من بیشتر در سمت بلژیک و بلوند آبجو هستم (Delirium Tremens، Stella، Hoegaarden، Leffe، Harp)، اما من نیز به مناسبت مناسب فریادها را دوست دارم. من معمولاً آبجوهای آمریکایی را دوست دارم ، Yuengling و سام آدامز خوب هستند (Sam Adams Cherry Wheat yum!). IPA یا چیزی کم رنگ از من عصبانی است. از اینکه به بحث TED من آمدید متشکرم.

آبجو به طور طبیعی احساسات جدی را برانگیخته ، حتی اگر هوادار هم نباشید. اگرچه چیزهای منفی زیادی درباره انواع خاصی از آبجو می شنوم ، اما به طور کلی داستانهای بسیار خوبی درباره آبجو می شنوم. آبجو فرصتی برای برقراری ارتباط با همکاران آبجو یا دوستانم ، خانواده و همکارانم است. آبجو بسیار بیشتر از مشروبات الکلی است که یک محل ملاقات و یک موضوع گفتگو در همان زمان است. وقتی به کارخانه های تولیدی مراجعه می کنم ، همیشه شیفته داستان های کارخانه های آبجوسازی ، نحوه شروع به تولید آبجو و چه چیزی برای آنها مهم است. به نظر می رسد آبجو هسته اصلی بشریت است: اولویت جمع شدن در یک مکان ، به اشتراک گذاشتن داستان ها و قدردانی از نبوغ و حیله گری یکدیگر. در طول سفر با آبجو یاد گرفتم که چیزهای جدید را امتحان کنم و از چیزهای کوچک زندگی قدردانی کنم. و این چیزی است که من همیشه یک لیوان می گذارم.

راشل وین نویسنده و هنرمندی است که در اورلاندو ، فلوریدا زندگی می کند. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد در ویژوال انسان شناسی از دانشگاه فلوریدا و رئیس شرکت تولید DreamQuilt است. او یک رقصنده و هنرمند پرتحرک هوا است و همچنین با رسانه های مختلط سرو کار دارد. او در مورد خود و سایر افراد بزرگ ، کتابهای غیر داستانی می نویسد ، و همچنین مقاله هایی درباره فمینیسم ، خشونت اجتماعی ، سلامت روان ، سیاست ، کارآفرینی و هر موضوع فرهنگی دیگری که به ذهنش خطور می کند ، می نویسد.

برای بیشتر مشترک شوید یا قهوه مرا بخرید.