سال غیر الکلی من: 6 ماه اول تمام شده است

چرا تصمیم گرفتم از الکل استراحت کنم

شش ماه پیش ، درست قبل از سال نو ، تصمیم گرفتم که برای مدت یک سال نوشیدن الکل را متوقف کنم. من در مورد آن خیلی سکوت کردم ، فقط آن را به چند دوست نزدیک یا وقتی نوشیدنی نوشیدم ذکر کردم و احساس نیاز به توضیح اینکه چرا فقط آب و لیمو سودا نوشیدم را ذکر کردم.

در پایان سال گذشته فهمیدم که الکل کمکی نمی کند و احتمالاً مانع رسیدن من به اهداف شخصی من می شود (مثلاً انتشار یک آلبوم جدید ، شروع یک پروژه موسیقی جدید). زیاد نوشیدم. من یک نوشیدن آبرومند هستم من برای نوشیدن در خانه آبجو یا شراب نمی خرم. من وقتی با دوستانم بیرون می روم و بعضی اوقات زیاد. مست شد احساس خوبی کرد. این رهایی بخش بود: عاری از اعتماد به نفس ، ناامنی ، گفتگوی منفی ، عاری از غرق شدن ، اشتباهات گذشته و اشتباهات احتمالی آینده. سعی کردم فرار کنم و کنترل را رها کردم.

من دیر شکوفه با الکل بودم. من تا تولد 21 سالگی منتظر ماندم تا اولین نوشیدنی بزرگسالانم (نوعی کولادا ...) را دریافت کنم. من فقط در اواسط دهه 20 ام نوشیدن را شروع کردم. سرخپوستان کلیولند فقط یک بازی دور از پیروزی در ALCS بودند (که آنها ظاهراً برنده آن نبودند). من با برخی از دوستان در یک نوار بار بودم و بازی را تماشا می کردم ، اما بیشتر در مورد دختری که اخیراً مرد دیگری را بر روی من انتخاب کرده بود شکسته شدم. من یک تصمیم آگاهانه گرفتم که مست شوم و "نگرانی هایم را غرق کنم". معنا داشت این تنها زمانی موقت خواهد بود که من با اندوه رفتار کردم.

خیلی زود پس از آن ، من به طور منظم در كووللند زوزه در ماه ، نوار پیانو دوئوی غوغب غرق معروف به آهنگ های مست آنها - محیطی مناسب برای آشنایی با الكل اجرا كردم. ایستادن روی صحنه در مقابل صدها نفر کمی عصبی بود ، خصوصاً از آنجایی که من تازه به آن علاقه داشتم. الکل به من کمک کرد تا آرام شود و در مهمانی شرکت کنم. من سهم خود را از نوشیدنیهای الکلی در پیانو روی صحنه خواهم داشت که در مقایسه با شریک زندگی با تجربه من نسبتاً ضعیف بود. و اگر درخواست آهنگ با نوشیدنی همراه بود ، در مرحله بعد پخش می شد.

من همچنان به عنوان نوازنده / پیانیست زندگی می کردم ، کنسرت می خواندم ، به نیویورک نقل مکان کردم ، کنسرت های بیشتری را اجرا کردم و معمولاً نوشیدنی های الکلی نوار را به عنوان جبران جزئی می پذیرفتم. من هر روز مشروب نخورده ام ، اما هشت سال به طور مداوم و عادلانه مشروب می خورم.

قبل از شروع به نوشیدن ، به چند مورد رسیده بودم که بسیار به آن افتخار می کردم - اولین آلبوم خود را با یک گروه امیدوار کننده منتشر کردم ، اولین اجرای انفرادی Piano Phase (قطعه ای را که در ابتدا برای دو پیانیست نوشته شده بود) دادم. ) و یک پایان نامه 120 صفحه ای برای کارشناسی من در رشته موسیقی نوشت. وقتی به هشت سال گذشته نگاه می کنم و به آنچه رسیده ام ، به اندازه دلخواهم نرسیده ام. من اکثرا فقط کار کردم کنسرت بازی کردم کارهایی کردم چند مورد وجود دارد که می توانم به آنها نگاه کنم و بگویم "من کمک کرده ام و به آن افتخار می کنم." اما بیشتر متوقف شدم. با این دانش زمان آن رسیده که تغییری ایجاد شود.

تغییرات قابل توجه به دلیل 6 ماه عدم نوشیدن

شش ماه است که می گذرد و با افتخار می گویم که یک قطره الکل نوشیده ام. من نمی گویم عدم بهره وری من فقط به دلیل مصرف متوسط ​​الکل است ، اما مطمئناً الکل کمکی نکرد. اگر من یک سال تمام این کار را نکنم ، وقت کافی برای انجام کارهایی دارم که روی آن کار کرده ام. علاوه بر این ، پایان سال به حدی است که اندیشه هایی مانند "من نمی توانم منتظر نوشیدن دوباره باشم" در آنجا نیست. نوشیدن گزینه ای نیست.

بعد از شش ماه بدون الکل ، متوجه برخی تغییرات مثبت شدم:

• انرژی بیشتر - بعد از دو ماه مشروبات الکلی ، من در صحبت با یک دوست در استارباکس متوجه شدم که باعث می شود احساس متفاوتی داشته باشم. من انرژی دارم! کل روز! در نیمه دوم سال گذشته احساس کردم انرژی بسیار کمی دارم. اثرات الکل ممکن است بیشتر از آنچه متوجه شدم طول بکشد. (من یک جهش ژن MTHFR دارم که سم زدایی و پردازش الکل را برای بدن دشوار می کند.)

• افزایش بهره وری - من یک شنبه یا یکشنبه از خواب بیدار نمی شوم زیرا احساس می کنم ناتوان و بی تحرک برای انجام کاری هستم. من هم با آلبوم بعدی ام و هم با یک پروژه جدید موسیقی گام های خوبی برداشته ام.

• تصمیمات آگاهانه - من شرمنده نیستم (خیلی) و تصمیمات بدی نمی گیرم ، به عنوان مثال. ب. وقتی خیلی مست می دانم که نباید باشم. این یک چیز بزرگ است اعتراف می کنم که اگر من نباید کاری را انجام می دادم که نه تنها زندگی من بلکه دیگران را به خطر بیاندازد من به خانه می رفتم. من خوش شانس بودم اما شرمنده این بودم که خودم و دیگران را در معرض چنین خطر غیرضروری و قابل اجتناب قرار دهم.

• روابط بهبود یافته - من وقتی با کسی هستم حضور بیشتری دارم. من نسبت به اینکه چطور می توانم روی شخص دیگری تأثیر بگذارم ، کم تحرک تر ، حساس تر ، تحریک پذیر تر ، دلسوز تر و توجه بیشتری می کنم. من بیشتر فردی هستم که می خواهم باشم.

• رشد شخصی - این یک سال از کشف خود بوده است ، از جمله یادگیری در مورد تاریخ الکل در خانواده خودم. درک این موضوع عزم من را برای دوری از الکل تقویت کرده است زیرا من خودم در معرض خطر بیشتر الکلی قرار گرفته ام. همچنین به من کمک کرد تا درک کنم که بیشتر افسردگی خودم از کجا آمده است ، چرا من به بی ثباتی جذب شده و چرا احساس نیاز به فرار کردم.

• افزایش خوشبختی - با تمام نکات قبلی ، من در مکانی بسیار شادتر هستم. من به سمت اهداف خود حرکت می کنم ، احساس سلامتی می کنم ، روابط سالم تری را تجربه می کنم و از سفر لذت می برم.

به نقش الکل در زندگی خود بیاندیشید

یکی از دلایلی که من این را می نویسم افزایش سهام و افزایش فشار و مسئولیت پذیری برای خودم است تا اطمینان حاصل کنم که آن را تا انتها انجام می دهم. هنوز شش ماه فرصت دارم تا تصمیم بگیرم الکل چه نقشی در زندگی من خواهد داشت. من از دوستانی که تاکنون در این مسیر از من حمایت کرده اند سپاسگزارم.

دلیل دیگر نوشتن الهام بخش و به اشتراک گذاری با دیگران است که می خواهند زندگی خود را تغییر دهند. اگر خواندن را دوست دارید و فکر می کنید که الکل ممکن است در زندگی شما اختلال ایجاد کند ، حتی اگر فقط به صورت مشروب بنوشید یا خیلی وقت ها نباشد ، یک لحظه به این فکر کنید که آیا شما برای یک مورد خاص از الکل استفاده می کنید یا خیر. حذف دوره - یک ماه ، هفته یا فقط یک روز - درست برای شما مناسب است. اگر مطمئن نیستید که الکل ممکن است مشکلی ایجاد کند ، از این مسابقه کوتاه استفاده کنید. و اگر تصمیم دارید به الکل استراحت دهید ، با یک دوست تماس بگیرید ، به گروه پشتیبانی مانند AA بپیوندید ، یا مربی پاسخگویی استخدام کنید.

از اینکه بخاطر یک سال بدون مشروبات الکلی شروع کردم ، از خواندن و حمایت شما متشکرم. من دوست دارم افکار و داستانهای شما را در مورد این موضوع بشنوم. لطفاً در به اشتراک گذاشتن در نظرات تردید نکنید.