عاشق یک مست: پایان ساده یک ازدواج پیچیده

اعتبار: Pixabay

"این فقط كاغذ است."

من دو هفته پیش وقتی که مجبور شدم اظهارنامه مالیاتی سال گذشته را بیرون بیاورم و پستی از نامه ارسال شده را پشت سر بگذارم ، این کلمات را نجوا می کردم تا آخرین مانده وام خود را پیدا کنم. هنگامی که پس از 26 سال ازدواج ، اوراق طلاق خود را تهیه می کنید ، می خواستید ضمن انجام سالانه معاینه سالانه با پزشک متخصص زنان و زایمان ، سال مالیات را آماده کنید و دندانپزشک دندان های خود را بدون تازگی مسواک می زند.

اصولاً انواع مکش وجود دارد.

حرفهای دوستانه اما کمی طعنه آمیز وکیل در گوش من شنید: "خوب ، این یک طلاق ساده است. من قطعاً هیچ پولی از شما نمی گیرم."

ازدواج پیچیده من یک طلاق آسان خواهد بود.

سالها می ترسیدم از روزی که مجبور شدم برای طلاق اقدام کنم. من همیشه امیدوار بودم که از این فاجعه نجات پیدا کنیم. چگونه می توانید یک مرد خوب را با مشکل بد کنار بگذارید؟ من کسی نیستم که تسلیم شوم. اما من همچنین کسی هستم که در این راه درسهای غم انگیز زیادی آموخته ام.

من با امید زندگی کردم که هیچ ارتباطی با شوهرم نداشت. من با سالها اعتقاد دارم که شوهرم مخفیانه معتاد و به طور فزاینده ای نادرست از خواب بیدار می شود و نور را می بیند. من به این امید امیدوارم که او درد خیانت روزانه خود به نذرهای ازدواج ما را حس کند و این درد به او کمک کند که به او نیاز داشته باشد.

در عوض ، درد او را عمیق تر درون بطری فرو برد.

و محبت خیره کننده او به قوطی های بزرگ فلزی که در آن سرما از بین رفته بود دختران و من را از خانه ما بیرون آورد و به یک آپارتمان در خیابان و در گوشه و کنار برد.

تشکیل پرونده برای قانونی دفن ازدواج ، که چندی پیش در اثر اعتیاد به الکل کشته شد ، فقط حدود سه ساعت طول کشید. (در حقیقت ، سه ساعت طول نکشید. من چندین رسید کسب و کار را ارائه کردم که نمی خواهم در یک فرصت دیرتر و راحت تر مرتب کنم.)

خلاصه یک ازدواج تا زمانی که من با سه فرزند باید روزها یا حتی هفته ها طول بکشد. باید درآمد و اعمال بیشتری داشت. باید بیشتر برای مستند سازی و نوشتن وجود داشته باشد.

حتی وقتی از انجام این کار متنفر بودم ، جداول بسیار ساده بودند. اعتیاد او زندگی ما را پیچیده تر ساخته است ، اما شیوه زندگی ساده و پرهیاهوی که اعتیاد خاص او باعث شده است ، پایان دادن به ازدواج ما را آسان کرد.

در 10 سال گذشته ، الکل در زندگی ما اهمیت فزاینده ای یافته است. ما بسیاری از این سالها را امتحان کردیم. من امتحان کردم می دانم که او بین بارها و بارهای هوشیارانه تلاش کرده است. ما به سالهای قبل از اعتیاد تکیه دادیم و همین امر ما را ادامه داد ، اما در مقطعی زمین را به بطری از دست دادیم. اما با گذشت سالها ، الکل میل همسر من را به زندگی با من پیشی گرفته است. دنیای آن را به هم ریخت و همه و همه را تحت فشار قرار داد تا اینکه دخترانم و من در زندگی او خارج از کشور بودیم. وقتی شوهرم برای اولین بار AA را امتحان کرد ، پدر شوهرم به من گفت که زندگی خودم را ادامه دهم در حالی که شوهرم سعی در بهبودی داشت. من نمی دانستم که سخنان او یک هدیه است. من باید یاد بگیرم که چگونه جلوی شوهرم را بگیرم تا نوشیدن را متوقف کند و چگونه بهبودی خود را پیدا کند. و من

توصیه او زندگی من را نجات داد. اما نتوانست ازدواج من را نجات دهد.

بنابراین من برای پر کردن یک صفحه از صفحات گسترده که خلاصه زندگی است که می خواستم بیشتر با کسی به اشتراک بگذارم که زندگی مشترک خود را با من متوقف کرده بود ، به اشتراک گذاشتم.

دسته بندی های زیادی در این جداول وجود دارد. و خاطرات زیادی

املاک و مستغلات یک خانه و این خانه وام وام آنقدر کم بود که هرگز نگران این نبودم که اگر پدرشان سالها بدون یا فقط پاره وقت کار می کرد ، می توانم سقف بالای سر فرزندانم داشته باشم.

سالها پیش من از خواب دیدن جاهای دیگر برای زندگی متوقف شدم. این اتفاق نمی افتاد. حدود 20 سال پیش ، در سالهای پیش از اعتیاد ، من از خدا خشمگین شدم که خانه جدیدی برای خرید ندارم. این بزرگتر و گرانتر از خانه ای بود که در حال حاضر ما در آن هستیم. در آن زمان ، من و شوهرم قبل از نوشیدن الکل ، درمورد رویاهای آینده صحبت کردیم. او برای خرید خانه باز بود ، اما خانه ما فروشی نداشت.

من به خدا عصبانی شدم که نتوانستم خانه ام را بفروشم. معلوم می شود که این روش صریح خدا برای گفتن نه به چیزی بود که باعث می شد محرومیت های زیادی در طول سال ها ایجاد کند.

حساب های نقدی و واریزی. من مالی خانواده ام را مدیریت کردم. همسرم قبل از اعتیاد چند سال کار کرد. من مطمئن هستم که من او را از این کار من اذیت کردم زیرا مشکلات خودم را داشتم که باید برطرف شود. اما وقتی عادات کاری وی نوسان کرد و کمکهای مالی او بیشتر و بیشتر شبیه پنیر سوئیس شد ، دستانش را از روی منابع مالی ما شست. تا وقتی که هر روز 5.51 دلار در حساب کاربری وجود داشت که چند آبجو را داخل گلوی او ریخت ، این همه اهمیتی داشت. حتی اگر پول تا آنجا نباشد ، وی خطرناک است که بیش از حد از پیش نویس تهیه شود و حساب ما را به منفی فرو کند ، تا زمانی که این بدان معنی باشد که اعتیاد می تواند خوشحال باشد. من احساس می کردم که هر بار که درگذشت ، فهمیدم که او آخرین مقدار پول ما را برای جبران اعتیادش گرفته است.

بیمه عمر وقتی در همان صفحه بودیم از اعتیاد خریدیم تا از بدترین وضعیت محافظت کنیم ، از یکدیگر محافظت کنیم. بعد از اعتیاد مطمئن شدم که این هزینه های ماهانه به طور خودکار پس گرفته می شود. اگر اتفاقی برای من افتاد ، تنها راه اطمینان از خوب بودن دختران بود ، زیرا من دیگر نمی توانستم به شوهرم اعتماد کنم تا از آنها مراقبت کند.

دارایی های دیگر آن بخش که یک چوب تیز را در یک نقطه حساس در قلب من گیر کرده است. این بخش از رویاهای تحقق نیافته من است. در این منطقه افرادی که زندگی می کردند چیزهایی را می خریدند که در طولانی مدت رشد خواهد کرد. مانند کلکسیونرها ، تایمرها ، فرانشیزها ، اشیاء هنری ، تمبرها و غیره ، هیچ کدام از اینها را نداشتیم. بنابراین پر کردن این بخش طولی نکشید.

کمی بیشتر از یک ساعت طول کشید تا 26 سال از زندگی را در یک سری صفحه‌گستری مرتب کنم و خلاصه کنم که من چند روز بعد توسط وی ام وی ام notarated شدم.

گریه می کردم.

من هنوز گریه می کنم

اما پس از آن نیز تلاش می کنم تا چیزی را به خاطر بسپارم - دیدگاهی که برای آن می جنگم. در زندگی ما قبل و بعد از اعتیاد ، به چیزی دست یافتیم که نتوان آن را روی کاغذ نوشت: فرزندان بزرگسال ما.

با کمک خدا ، الکل شانس بچه های من برای آینده خود را نداشت.

این مدارک شامل سالهای تدریس ، صدها هزار کیلومتر کارپولینگ ، تمرینات ورزشی و بازیها نمی شود. سازهای موسیقی ، پروژه های هنری ، سفرهای مدرسه ، نمایشگاه های علمی و بازی های ورزشی پوشیده نیستند. قبل از اعتیاد ، شوهرم بخش بزرگی از همه چیز بود. او یک مربی محبوب و محبوب بود ، یک پدر سرگرم کننده و دوست داشتنی که به کارهای خانه و کارولپی کمک می کرد. اگرچه او در طول سال ها دیده نشده است و یا من نمی توانم به او اجازه دهم بچه ها را هدایت کند ، اما فکر می کنم او در بزرگترین دستاورد زندگی ما نقش بزرگی داشته است.

سرمایه گذاری ما برای سه دختر ما نمی تواند در این مستندات اسیر شود ، اما این تنها سود سهام براق است که مانند سایر مواردی که داشتیم مشترک نیست.