زندگی بدون قطره الکل

برای من فرق نمی کند برای همه متفاوت است.

پیدا کردن مردی که هرگز در زندگی خود مشروبات الکلی نداشته است ، تکان دهنده است. باعث ناراحتی افراد می شود. اوه ، چند بار با سؤالات احمقانه شکنجه شده ام.

آیا شما مذهبی هستید "نه احمق ، من ملحد هستم."

سلامتی آگاه؟ "نه اگر شما یک پلاگین پنیر مایع یا شکلات درست کنید."

آیا مشکل پزشکی دارید؟ "خوب ، من قادر به کنار آمدن با آن نیستم. پس شاید؟"

و در مورد آبجو چطور؟ می توانید آن را برای صبحانه میل کنید. "درست است. تخم ها خیلی اصلی هستند"

تعجب هر شکاک که نمی تواند اعتقاد داشته باشد که من هرگز الکل نوشیده ام ، تعجب آور است.

من کمی شیفته مصرف الکل نبودم. مخصوصاً وقتی می بینم که مردم چگونه رفتار می کنند. بدن ما پرده هایی برای یک بازی پنهان است که در زیر آن اتفاق می افتد. ما در حال نزاع مداوم بین واقعیت و واقعیت درک شده هستیم. به نوعی ما الکل را به عنوان یک عامل آزاد کننده دیدیم که ما را از ادراک ما آزاد می کند. این استقلال تنها در صورتی لازم است که واقعیت درک شده با نفس واقعی ما روبرو شود.

فشار همسالان یکی از بزرگترین آنهاست. افراد در یک گروه به نوعی در حال انجام همان فعالیت هستند. می گوییم همه بی نظیر هستند. هر کس نظر خود را دارد ، شخصیت خود را دارد. اما در یک گروه ، همه اینها فراموش می شود.

به عنوان مثال ، عید نوروز را بگیرید. بعضی ها می خواهند با چند دوست نزدیک یک شب آرام را در خانه بگذرانند ، برخی دیگر می خواهند خودشان را گم کنند و کاری را که آن شب انجام دادند به خاطر نمی آورند.

من اولی را انتخاب کردم من به عنوان یک گروه ، نمی خواستم در سیاه چاله فشار همسالان قرار گیرم. من تصمیم گرفتم آن را با یک زن و شوهر پسر عمرم صرف کنم. اما در بعضی مقاطع اکثریت برنده می شود. نیمه شب برای خوردن بستنی رفتیم. به نظر می رسد مانند یک فکر منحصر به فرد. اما من از اینکه چند گروه در سالن بستنی اطراف محل حضور داشتند تعجب کردم.

مردم به هیچ وجه منحصر به فرد نیستند. ما تمایل به رفتار یکسانی گروهی داریم. هر گروه دارای چند عضو بودند که آرزوی کربوهیدراتهای کثیف را داشتند. و همه افراد دیگر متعهد به این ایده خوشمزه هستند.

من به این دلیل می روم که الکل نمی نوشم. هر آنچه که در بالا ذکر کردم صرفاً مشاهده ای است. مشاهدات ساخته شده توسط ذهن روشن. این مشاهدات یک نکته برجسته را برای من رقم زد که تصور نمی کنم وقتی الکل می گیرم.

همان خاطره مربوط به خاطرات هر شب مستی از دوستانم است که می گویند "دوستت دارم".

من مطمئناً احساس نوشیدن الکل را نمی دانم ، اما احساس دانش ، کشف و حافظه را می شناسم. خواندن کتاب و تماشای جهان با ذهن روشن ، شادی مناسب را به من می بخشد. این بدان معنا نیست که من احساس نمی کنم گاهی اوقات Netflix را برای استراحت تماشا کنم.

ایده این مقاله این نیست که شما را از نوشیدن متوقف کند ، بلکه درک یک دیدگاه کاملاً متفاوت در مورد چرا برای نوشیدن نیست. امیدوارم دفعه بعد که می گویم مشروب نخورم مردم کمتر تعجب کنند.

افکار و ایده های خود را در فیس بوک دنبال کنید: facebook.com/thoughtsandideas1