حسادت و ناامنی

دوست داشتنی Lo

بدن ها به هر شکل و اندازه ای می آیند و در هر جایی یک مکمل برای همه وجود دارد. نه ، درست نیست مکمل های بسیاری برای هر بدن وجود دارد ، اما لزوماً برای روح نیست. حرف من این است که افراد باید درگیر مسائل مربوط به تصویر بدن شوند و نگران تصویر بدن نباشند ، بلکه در مورد روح و روان بازیکن هستند.

به طور اتفاقی ، من و لو سال گذشته با یک زن و شوهر از دوستانمان به رقصیدن و نوشیدن بیرون رفتیم. جمع کاشفان ما یک گروه متنوع بودند: دوستان و دوستان دوستان از هر شکل و اندازه. خوشبختانه با توجه به دمای غیرمعمول گرم (برای اول ژانویه) ، لازم نیست لباس گرم مانند فرش های نورد چرخش کنیم. در میله شروع کردیم و بعد از چند نوشیدنی و عکس به باشگاه رقص زیر حرکت کردیم. در عید نوروز پر بود و مردم اوایل شب با شور و شوق می رقصیدند ، اما هرچه جشنواره ها گرم می شد و آخرین دقایق سال گذشته می گذرد ، رقص به یک دریا عظیم از مستانی که شنا می کردند تبدیل شد. به یکدیگر وابسته باشند. پشتیبانی زیادی وجود داشت زیرا با هر لحظه مجرمان بیش از ظرفیت مکان مجاز به تعداد بیشتری از افراد اجازه می دهند. در مسیر از یک انتهای میله یا کف رقص به طرف دیگر ، مطمئناً خم شده ، لگد ، احساس و بوسه زده اید.

لو و حلقه ما در كنار هم قرار گرفت و ما را از جمع عامه جدا كرد و لو از آغوش زنان و مردان مختلف در مهمانی ما پرواز كرد. هرچه شب گرم می شد ، لباس های جغدها در شب به تدریج دور ریخته می شدند ، و بازوها و پاهای سکسی افراد مختلف به اطراف پرتاب می شدند و به اطراف هل می دادند. کمی قبل از نیمه شب ، لو مرا دید که به یک بلوند بلند نگاه می کنم. ظاهراً بلوند هم مرا دید و وقتی شمارش معکوس به ده ثانیه آخر سال رسید ، او به سمت من رفت. من فکر می کنم او یا هیچ تاریخی برای شب نداشت (با کمال تعجب) و یا تاریخ خود را در جمع گم کرد. نتیجه این شد که وقتی آخرین لحظه سال گذشته زده شد و فریادهای "سال نو مبارک!" در سراسر شهر شنیده می شد ، مو بلوند لو پیشگام شد و بوسه ای بلند و مرطوب روی لب ها به من داد.

قبل از اینکه بتوانم جواب بدهم ، برداشت کنم یا حتی بفهمم چه اتفاقی افتاده است ، لو به کاندیس ، شخصی پیرامون دوستان ما رفت و برگشت و بوسه ای طولانی و داغ و بخار بر روی لب هایش داد و سپس برای اولین رقص با او رقصید. از سال جدید من توانستم تنظیم کنم و لو فقط به من گفت: "قبل از اینکه شب تمام شود ، کسی در اینجا بوسه ، نوازش می کند ، احساس می کند و مرا لعنت می کند ، و تو نمی شوی."

موسیقی خیلی بلند بود برای عذرخواهی. این جمعیت برای من بیش از حد بی روح بود که بتوانم در کنار او بمانم و بی سکوت به بدن سکسی او که با کاندیس می رقصید خیره شد. سال جدید شروع سنگینی داشت. شب ادامه داشت و من به اندازه کافی نوشیدم که بتوانم برای اولین ماه سال خوب کار کنم ، چه رسد به شب اول. از نوار تماشای Lo رقصیدم و با شرکای مختلف غرق شوم ، آواز خواندم و نوسان کردم. سرانجام انجام شد و لو من را تنها نگذاشت. فهمیدم که آسایش است ، اما وقتی با دوستانمان درگیر شدیم ، پشیمان شدم که عمل مهربانی بی رحمانه شده است.

"چه مشکلی با شما و مو بور لاغرانه وجود دارد؟" ، او می خواست بداند.

من برای دفاع از خود گفتم: "او به من نزدیک شد ، عزیزم!"

"من دیدم که به او نگاه می کنی. فکر نکن که نکردم دیدم و نه فقط آنها. شما برای بلوندهای لاغر ضعف دارید. "او این تحریک کوچک را تکرار کرد تا اینکه یک کلمه به نظر برسد: مو بور لاغر.

اجازه دهید به جای ادامه دادن با یک نسخه از گفتگوی مست ما ، چند کلمه هوشیار در اینجا بگویم. همانطور که می دانید خواننده عزیز ، من مردی هستم که از کیفیت زیبایی شناختی همه چیز قدردانی می کنم - از روکش در رستوران گرفته تا نقاشی جکسون پولاک (اغلب اولی شبیه به دومی است). این قدردانی از زیبایی در تمام اشکال متنوع آن ، قلمرو بدن انسان را در بر می گیرد. آقایان ، خانمها ، قد بلند ، کوتاه ، بلوند ، سبزه ، قرمز آتشین ، نازک یا گرد ، تقریباً در همه افراد می توانم چیزی جذاب پیدا کنم و اگر لازم نیست به دنبال نکات خوب کسی بگردم ، می توانم از شما تشکر کنم ، زیرا آنها چنین هستند بسیار آشکار است

اما علیرغم اعتماد به نفس ، هدایای خدادادی او ، شوخ طبع درخشان ، ظاهر درخشان و راز عمیق و قدرت مغناطیسی او در مورد دیگران ، لو هنوز هم نسبت به بدن خود ، توانایی هایش ، شخصیت خود میزان خاصی از عدم اطمینان را احساس می کند. او همانطور که می گوید "اندازه گیری می کند". خوب ، من چندین بار به او گفته ام که دلیلی برای چنین عدم اطمینان وجود ندارد. در حقیقت ، با توجه به وفور نعمت های او به دست آمده ، خودم به سختی می توانم آن را درک کنم. اما ، همانطور که با سالها و تجربه ها می فهمم ، بسیاری از زنان (ممکن است به همه زنان بگویم؟ یا اگر واقعاً با خودمان صادق هستیم ، همه؟) در معرض نوعی عدم امنیت عمیق قرار می گیرند. ممکن است مدتی طول بکشد ، اما به نوعی در جایی به وجود خواهد آمد.

همانطور که لو دوست دارد به من بگوید ، بین ناامنی و حسادت تفاوت آشکاری وجود دارد. مورد اخیر نفرت از کسی است که به خاطر چیزی که دارند و شما ندارید. اولی احساس آسیب پذیری ، ترک خوردن زره ، ضعف است و بیشتر از دیگران در مورد خودتان است. من می توانم این را درک کنم و قدردانی می کنم که او این تمایز را برای من ایجاد می کند زیرا یک چیز که در یک رابطه غیر قابل تحمل می دانم حسادت است.

نکته دیگری که لو با اعتماد به نفس خود به من نشان داد این است که این یک احساس غیر منطقی است - و او آن را به عنوان چنین تشخیص می دهد - اما این یک احساس واقعی است ، و من باید آن را به عنوان چنین تصدیق کنم. بهترین کاری که من می توانم در آن لحظاتی که او را غرق غرض غیر منطقی می کند انجام دهم ، اطمینان دادن به او از عشق من است. آیا می توان شک داشت؟

[عصاره داستان "عاشق آن تصویر بدن" از وبلاگ: mysexlifewithlola.com]