مکث کنید! داستان بیمار پیش رو!

هشدار: هیچ چیز خوبی از خواندن این مطلب حاصل نمی شود

آیا تابحال تجربه ای داشته اید که به طور غیرقابل نفوذ در مدارهای عصبی شما نفوذ کرده است؟ ای کاش می توانستی فراموش کنی اما نمی توانستی فراموش کنی؟ آیا همیشه خواسته اید که چند ساعت از زندگی خود برگردید؟

من مطمئناً آن را دارم

من در مورد اتفاقی که به عنوان یک نیروی دریایی جوان برای من افتاد ، برای شما داستانی می گویم. تاریخ ممکن است با گذشت سالها کمی رشد کرده باشد ، اما به شما قول می دهم که واقعاً صادق است ، حتی اگر فکر می کنید مبالغه می کنم.

در آن زمان وحشت کردم. من فکر می کنم شما اکنون خواهید بود انتظار تجربه یادگیری در اینجا را ندارید. انتظار یک جدال LGBTQ را ندارید.

انتظار داشته باشید که پوست شما خز شود و موهایتان به حالت ایستاده باشد. به شما اخطار داده شده است

وانمود کنید که در یک باشگاه استریپ دگرجنسگرا هستید

آیا این قاطر برای مهمانی آماده است؟ شما نیمی از آن را نمی دانید.

من را تصور کنید ، یک دریانورد جوان 18 ساله ، که با چشمان بزرگ آموزش دیده و جوانانی را از آیووا در کالیفرنیای جنوبی متحیر کرده است.

اگر نمی دانید ، تفنگداران جوان گاهی اوقات به میزان زیادی الکل می نوشند. تکان دهنده اما واقعی است

آنها همچنین با زنان جوان آستر و سرخورده به باشگاه می روند. بعضی اوقات با قطب. چشمانتان را بپوشانید ، زیرا من شما را به سفری به چنین باشگاهی می رسانم ، سفری که به سمت جنوب رفت.

ما جنوب مرز بودیم. در Tijuana ، مکزیک ، یک زمین بازی حساس برای تفنگداران دریایی و دریانوردان که به دنبال الکل و رابطه جنسی ارزان در آخر هفته هستند.

من با پنج یا شش دوست پیاده روی می کردم. با اتوبوس به مرز رفت. به محض اینکه عبور کردیم ، با مردانی روبرو شدیم که به ما اعلامیه می دادند ، می نوشیدند و ... انواع دیگر امکانات.

تکیلا البته یکی دیگر از انواع دیگر امکانات است ، اما من دیسک می زنم.

ما به سرعت در یک باشگاه ، در یک میز ، خودمان را پیدا کردیم و تماشا کردیم که زنان جوان لباسهای شلوار خود را روی صحنه می کشند. وانمود کردم که بی حوصله نیستم ، یک مرد همجنسگرا بسته.

زنان بدون شلوار کاری برای من نکردند.

یک جوان را با جزوات بیشتری بزنید که او به دست ما خورد. وی گفت: "دختران خوشگل تر ،" "خیلی بهتر."

بعد چشمک زد. "هیجان انگیز تر ، می دانید؟ شما واقعاً می بینید "

زبان نشانه او غیرقابل توصیف بود. او انگشت جهانی و انگشت مشت را برای لعنتی درست کرد.

این توجه مرا جلب کرد.

اگر سکس زنده بود ، مردهای زنده ای وجود داشتند که احتمالاً لباس نمی پوشند. بسیار قانع کننده تر از زنان جوان بدون شورت!

بیا بریم

وارد یک باشگاه کوبنده شد.

مرحله عظیم

زنان جوان برهنه رقصیدند ... با یکدیگر. بدون غرفه جوان خوش تیپ در چشم.

آه من تکیلا سفارش دادم. و بیشتر و بیشتر

کاملاً حوصله!

سپس ...

صدایی عجیب شنیدم.

کلیپ

قطع

قطع

کلیپ

یک طبل توخالی در جایی کتک می زد. مغز جوانم با مه تکیلا آن را برای من جمع کرد. چقدر آزار دهنده است کسی لطفا طبل را خاموش کنید.

سپس آن را دیدم.

درست روی صحنه عظیم قرار گرفت.

قاطر غول پیکر

قاطر بزرگی ، بو ، شهوت انگیز و لجن.

بدون الاغ ، پسران و دختران. این جانور به اندازه یک اسب سواری بود.

فک من باز شد ، دماغم پیچید و شورید وقتی مشک و عرق خیس کردم.

کمتر از سه متر از صحنه فاصله داشتیم.

با وحشت تماشا کردم.

وحشت جذاب.

نمی دانم این زنان فقیر چگونه این کار را کردند. ابزار قاطر بزرگتر از خفاش بیس بال بود.

قاطر نیز می دانست که چگونه از آن استفاده کند.

یکی از دوستانم فرار کرد و استفراغ کرد.

من میخواستم.

این تنها تجربه من نیست که وانمود می کنم مستقیم در یک باشگاه het strip هستم ، اما قطعاً بدترین من است. من هرگز نمی خواهم چیزی شبیه به این را دوباره ببینم.

با این حال ، من دوست دارم مردم را با داستان خود شوکه کنم.

امیدوارم لذت برده باشید

اوه ... نه

آیا می خواهید مقاله دیگری را ویرایش کنید؟ کاش میخواستم! این را امتحان کنید: