اگر تا به حال خواب دیده اید که بیرون بروید و بنوشید ، این را بخوانید

عکس توسط Jakob Owens در Unsplash

وقتی می گویم رایج ترین سوالی که می گیرم نیستم:

چرا؟

من معمولاً فقط می گویم ، "من از پاتوق بودن متنفرم."

معمولاً مردم آن را درک می کنند. آنها می خندند و می گویند: "بله ، من هم".

در حالی که این یک دروغ نیست ، بلکه کاملاً درست نیست. مثل هر کس دیگری ، من از خماری متنفرم. اما به همین دلیل من نوشیدن را متوقف نکردم.

من از نوشیدن منصرف شدم زیرا در اعماق روحم اعتقاد دارم که اگر سان پلیگرینو را در مقابل خوزه کوورو انتخاب کنم ، من آدم بهتری هستم. و هدف نهایی من در زندگی این است که بهترین فرد ممکن من باشم (تا حد ممکن).

این چند سال پیش به اوج خود رسید که مادرم درگذشت.

زندگی به طرز قابل پیش بینی دشوارتر شد.

من شروع به انجام کارهای داخلی زیادی کردم تا دریابم که چه کسی هستم و از زندگی چه می خواهم. من نسبت به قطع فعالیت و افراد خارج از زندگی خودم که فکر می کردم به من خدمت نمی کنند علاقه مندم.

مدتی طول کشید ، اما سرانجام تبر نوشیدنی را گرفت.

یک روز فهمیدم که اگر با "پیر من" در ارتباط باشم ، هرگز کاری را که می توانم انجام دهم انجام نمی دهم. بنابراین من فقط تصمیم گرفتم که وقتی به لس آنجلس نقل مکان کردم ، هر شخصی که با او ملاقات کردم معرفی می شود. هوشیار کیت "نه" زندگی برادران حزب کیت. "

به استثناء چند نوشیدنی در دو سال گذشته (همه چیز را می توان با یک دست انتظار داشت) ، من به عنوان "کیت هوشیار" ادامه می دادم. هر کس من را در دانشگاه می شناخت از این واقعیت شگفت زده می شود.

این مسئله مرا به سؤال بعدی می رساند که من از او سؤال می کنم:

چگونه روی زمین این کار را کردی؟ من هرگز نمی توانم ...

شما فقط به دلیلی بزرگ نیاز دارید که بدون آن کار کنید.

دلایل من بسیار زیاد بود

از یک چیز ، نوشیدن باعث شد فرآیند اندوه من سخت تر و آسان تر نشود. احساس گناه و شرم کردم - که باید وقت خود را صرف انجام کارهایی کنم که در حالی که من به اندازه کافی خوش شانس بودم که زنده باشم.

اما مهمتر از همه ، من متقاعد شده بودم که باید در مورد غم و اندوه خودم کاری انجام دهم - اینکه مجبور شدم کسی شوم و کاری بزرگ انجام دهم [نگاه کنید به: www.thegoalofgrief.com].

نوشیدن با این بینش مطابقت نداشت. بنابراین من آن را رها کردم. خیلی ساده است

من بیشتر از این که چند ساعت در کنار دوستانم باشم ، با کنترل نکردن یا خماری از درد درگیر کردم.

بنابراین محکوم ماندن آسان بود.

اما صادقانه؟ این به عنوان جهنم شرم آور بود.

این بار ، هنگامی که یک پیشخدمت از من سؤال کرد که چه چیزی را می خواهم بنوشم ، به معنای واقعی کلمه سرخ کردم: "من واقعاً نمی نوشم!" ،

وانمود کردم که در جلسات شرکت می نوشم ، به معنای واقعی کلمه تکیلا را درون فنجانم بریزم ، سپس آن را بیرون انداختم و یک فنجان دیگر را با آب پر کردم. من همین کار را با بطری های آبجو انجام دادم. و سهم منصفانه شراب خود را درون سینک آشپزخانه ریختم و عکس های بی شماری روی شانه ام انداختم.

سرانجام ترسهایم را از مصاحبه غلبه کردم و تازه شروع به صداقت کردم. در عوض ، فقط یک نوشابه کلوپ سفارش دهید. فقط کافی است به دور ضبط های "نه متشکرم" بگویید. فقط حقیقت را بگویید.

و اکنون می توانم به شما بگویم که من برای این تجربیات بهتر هستم.

بنابراین بسیاری از مردم به من می گویند که آرزو می کنند از نوشیدن خودداری کنند.

اینکه آنها فقط می توانند بوقلمون سرد را متوقف کنند.

اما این جنبه اجتماعی است که آنها را از تلاش باز می دارد. ترس از این که آنها دیگر دوستانی نداشته باشند یا کاری برای انجام آخر هفته ها داشته باشند. آنها نمی دانند چگونه با همکاران خود تعامل برقرار کنند یا قرار ملاقات ها را پیدا کنند.

آیا می دانید چه می گویم اگر واقعاً آن را بخواهید ، خواهید کرد. در حال حاضر یک درگیری وجود دارد (و این خوب است). مشکلی در نوشیدن (یا درگیری) وجود ندارد.

اما در زندگی یک چرخه نارضایتی ، نارضایتی و گناه مشکل وجود دارد.

اگر نوشیدن علت شماست ، آنچه باید انجام شود برای متوقف کردن است:

  1. درد گسترده را با پشتکار ترکیب کنید. یک فرد پیر و بدبخت را با روده بزرگ آبجو تصور کنید. در صورت ادامه ، همه رویاهایی را که از دست می دهید ببینید. دریابید که هزینه های مالی ، شغلی و روابط شما چه هزینه ای خواهد داشت. و سپس آن را کاملاً حس کنید.
  2. بینایی را برای آنچه ممکن است ایجاد کنید. اگر واقعاً می خواهید از نوشیدن خودداری کنید ، باید چیزهایی را پیدا کنید تا وقت خود را در آن سرمایه گذاری کنید. باید این عقیده را که نوشیدن منبع لذت است ، کاملاً از بین ببرید. شما باید یک چشم انداز ایجاد کنید که ارزش کار کردن را دارد - و شروع کنید. اگر فقط بجای این مدت تلویزیون را تماشا کنید ، هیچ امری قابل چشم پوشی نیست.
  3. درک کنید که برای تغییر کل زندگی خود نمی توانید به هوشیاری اعتماد کنید. زندگی شما وقتی تغییر می کنید تغییر می کند. وقتی تصمیمات سازگار ، بهتر و متفاوتی اتخاذ می کنید. این ممکن است با دنیای خارج شروع شود و به مناطق دیگر بروید ، اما شما باید برای بهتر شدن زندگی خود را ادامه دهید. اگر نوشیدن را متوقف کنید ، ممکن است مدتی احساس بهتری داشته باشید ، اما کل زندگی شما تغییر نخواهد کرد.
  4. با ایده احساس ناراحتی خود را آشنا کنید. نفس شما مدتی در شرایط اجتماعی آسیب خواهد دید. شما (مثل من) ممکن است گاه به گاه بیش از حد جبران کنید. شما باید آستانه ناراحتی را بشکنید. به موقع آن را آماده کنید و در مورد چگونگی برخورد با آن فکر کنید.
  5. هویت خود را بر هوشیاری آویزان نکنید. اگر مشکلی با الکلیسم ندارید ، اشکال ندارد که یک کوکتل را در اینجا و آنجا بنوشید. هوشیار نباشید که فراموش می کنید خود به خود و سرگرم کننده باشید. این بدترین چیزی است که می تواند ناشی از آن باشد.

اما این چیز دیگر است ، اگر شما هر روز نوشیدن ، سیگار کشیدن یا سفر کنید ، گوز پرواز به من نمی دهد.

من افراد زیادی داشتم که نسبت به هوشیاری به ظاهر نامناسب من احساس ناراحتی می کردند.

آنها احساس می کنند این یک تماس برای اقدام یا داوری در مورد تصمیمشان برای نوشیدن ، سیگار کشیدن یا هر چیز دیگری است.

اینطور نیست به این دو دلیل:

شماره 1: اگر من نوشیدن را انتخاب نکنم ، از کسی بهتر نیستم. آخرین چیزی که ما در این دنیا به آن احتیاج داریم ، بیشتر افرادی است که در مورد انتخاب های خودسرانه خود انتخاب می کنند. رفتن با یا در مقابل دانه باعث نمی شود شما یا من بهتر شوید. یک فرد دوست داشتنی است. من تو را برای تو دوست دارم همه چیز از شما

شماره 2: احساس نمی کنم چیزی از دست رفته ام. خوب است که با افرادی که در یک لحظه با آنها هستم ، مست باشد یا خیر. من احساس نمی کنم با رد کردن توپ آتشین ، یک لایه مهم را در این تجربه مشترک از دست داده ام. لازم نیست احساس بدی برای من داشته باشید. لازم نیست احساس کنید که ما به هم وصل نیستیم زیرا شما می نوشید و من اینطور نیست.

فقط این است که من هوشیاری را با آزادی مرتبط می دانم ، نه با یک قربانی پیچیده جوانان.

در تصور من درباره اینکه چه کسی خواهم بود و به چه چیزی می رسم ، هیچ کوکتل در دست من وجود ندارد.

اگر همان را انتخاب کردید ، dope کنید. اگر این کار را نکنید ، این کار را انجام دهید. اگر خوشحال باشید ، من برای شما خوشحال می شوم. اگر باحال هستید ، ما باحال هستیم. شما حفر می کنید؟