من در 4 سال مست نکشیده ام - 4 دلیل یادگیری بهترین و بدترین اتفاق را برای من بیاموزید

هنر توسط امیلی می رز

4 دلیل بهترین اتفاق برای من افتاد

1. این یک مزیت رقابتی می شود

بیشتر مردم مشروبات الکلی می نوشند ، که باعث کندی آنها می شود.

این یک واقعیت ساده اما عمیق است. خیلی ها زیاد می نوشند ، اما بیشتر آنها چیزی می نوشند.

من اطمینان دارم که اگر چهار سال گذشته مشروب خورده بودم ، تقریباً موفق نبودم.

متغیرهای بسیار دیگری نیز وجود دارد که در اینجا اهمیت دارند ، اما در کل ، همه ما می توانیم قبول کنیم که نوشیدن کمتر به طور طبیعی باعث افزایش بهره وری و تحقق می شود ، چه بهره‌وری یا وضعیت حساس بودن ، روشی مؤثرتر برای زندگی است.

2. الکل سمی است که ذهن را بی حس می کند و هوشیاری را ضعیف می کند.

یک هوشیاری پایین ، ذهن کم حسابی است که هوشیاری و وضوح کمتری دارد. کم تیز است و بنابراین مسطح است

من اطمینان دارم که عمیق تر می نویسم ، بزرگتر فکر می کنم و 10 برابر بیشتر از بیشتر نویسندگان و کارآفرینان می خوانم زیرا سطح آگاهی بالاتری دارم.

من به طور موثر مراقبه می کنم و هر روز مشتاقانه منتظر آن هستم.

بنابراین ، من یک ذهن آرام تر دارم و قادر به گذراندن آزمایش قدیمی از نشستن آرام در اتاق ها هستم:

"همه مشکلات بشر ناشی از ناتوانی انسان در نشستن بی سر و صدا در یک اتاق است." - بلیز پاسکال

نورونهای من بهتر آتش می گیرند و قادر به زندگی در قلمرو معنوی هستند ، قلمروهای بالاتر ذهن من را باز می کنند (که اغلب آن را نبوغ یا خلاقیتی می نامیم که همه ما داریم) و به طور مداوم آن را به جهان می ریزیم.

3. من قادر هستم زندگی را به معنای واقعی کلمه هدایت کنم

بالا بودن در زندگی یک چیز است.

این همان چیزی است که می تواند شادترین افراد جهان را برانگیزد و انگیزه دهد.

سلامتی ، سعادت و خوشبختی نتیجه آن است ، عمدتاً به این دلیل که آنها درک عمیقی از سعادت (سلامتی و رفاه) دارند و نه فقط پول.

ارزش ها و درک اصلی هستند.

به همین دلیل افرادی که برای زندگی ارزش قائل هستند زبان آموزان سیری ناپذیر هستند.

هنر توسط امیلی می رز

زندگی پرمحتوا به معنای زندگی هر لحظه با شور و شوق است که این ترفند وجود است. این چیزی است که شما کنترل می کنید و این واقعیت را که می خواهید ایجاد می کند.

4- 10 برابر احساس سلامتی دارم

واضح است

ما می دانیم که چگونه الکل به کبد شما آسیب می رساند و باعث می شود اواخر شب یک تن غذای بد بخورید.

من چاق تر ، سالم تر بودم و وقتی که مست می خوردم غذای وحشتناکی را انتخاب کردم.

مسلماً ، من زیاد نوشیدم (در دهه 20 ام) زیرا شخصیتی افراطی دارم.

شاید اکنون که 34 سال دارم دیگر آن را نمی نوشیدم.

"همه چیز در اعتدال ، همچنین در اعتدال" - اسکار وایلد

2. 4 دلیل بدترین اتفاق برای من افتاد

1. جهل می تواند سعادتمند باشد

اعتقاد داشتن همه چیز بدون حساسیت و آگاهی از قلمرو متافیزیکی تضمین کننده این امر اتفاق می افتد.

من اغلب به مارپیچهای تاریک عمیق می روم و به جهان و جهان می اندیشم و بی معنی است.

این هم به عنوان یک تاکتیک حفظ خود و هم به عنوان محرک برای افکار کمک می کند که بسیاری از ما "تاریک" می بینیم.

از مرگ نترسید و یا هنگام مرگ مردم ناراحت نباشید.

این فقط بخشی از آنچه وجود دارد ، درسته؟

با این حال ، من معتقدم دلیل مثبتی وجود دارد که وقتی یک فرد عزیز ، دوست یا شخص دیگری آگاهی خود را ترک کرده و منتقل می شود ، احساس ناراحت کنیم.

2. بعضی اوقات احساس می کنم بیش از حد می دانم

اگر چیزی بدتر از دانستن خیلی کم باشد ، دانستن بیش از حد است. آموزش ذهن باریک را گسترش می دهد ، اما هیچ درمانی معلوم برای سر بزرگ وجود ندارد. بهترین چیزی که می توانید به آن امیدوار باشید این است که متورم و متلاشی می شود. - جورج هوراس لوریمر

اگر به این سطح بالایی از دانش ، که بسیار آگاهانه و بسیار شهودی است برسید ، می دانید بیش از حد.

شهود شما از پشت بام عبور می کند.

این همان چیزی است که "آخوندها" اساساً در زمینه شهود متخصص هستند.

شما می دانید مردم چه فکر می کنند و این اغلب اوقات زیبا نیست.

من باید سعی کنم خودم را گول بزنم تا در زمینه های افراد دیگر زندگی و کار کنم.

3. من آنقدر یاد گرفته ام که بی معنی بودن زندگی را خیلی خوب می فهمم و از مرگ نمی ترسم

ما با ذهن برنامه ریزی شده بیرونی خود ، که توسط کودکی ، محیط و رسانه هایی که سیستم های اعتقادی ما را شکل می دهند ، در درون موضوع سوار می شویم.

نکته بدتر این است که آگاهی از چگونگی واقع شدن بشریت در 100 سال گذشته و چه پتانسیل هایی را از دست داده است.

با این حال ، امید وجود دارد که "بشریت" نیز یک اسطوره باشد.

واقعیت این است که مردم امروزه اکثراً خودشان فکر نمی کنند و تحت کنترل محیط اطراف خود هستند.

این یک تجارت بزرگ است زیرا افرادی که می توانند برای خود فکر کنند و محیط خود را شکل دهند ، می توانند کسانی را که از آن آگاهی ندارند کنترل کنند.

ما به طور کلی نمی دانیم که اقدامات خارجی اقدامات ما را چقدر دیکته می کند (به بخش 3 در مورد بشریت مراجعه کنید) و با افزایش نرخ بدتر می شود.

4- تماس کمتری برقرار می کنم

"نوزدهم بیستم [بشریت] مات و روشن نیست. آشنایی با اکثر مردم باعث می شود تا شما آنقدر با رذیله ها و خطاها و حماقت ها آشنا شوید که آنها را تحقیر می کنید. "- جان آدامز

هنگامی که به اعماق داخل می روید ، برای شما مهم است که در خارج از خانه با روابط خود کنار بیایید.

من معتقدم که روابط ما مهمترین وجود ما ، خارج از رشد و دانش است.

اگر در زمینه کارهای روزمره و زندگی روزمره هیچ کس وجود نداشته باشد ، واقعاً دلیلی برای چیز دیگری وجود ندارد.

ساختن هنر بی معنی است مگر اینکه دیگران را تحت تأثیر قرار دهد.

اگر خانواده نباشید دوست داشتن کسی بی معنی است.

ما به عنوان انسانهایی که از طریق روابط با یکدیگر همکاری می کنیم ، از آنها عشق می گیریم ، احساس شادی می کنیم و از آنها اهداف می گیریم.

ساختارهای روابط ، طراحان محیط زیست هستند که باعث رشد و تعمیق روابط خانواده ها می شوند.

زوجی که برای بچه ها کنار هم می ماند.

مادربزرگ و مادربزرگ که به دلیل درخت خانواده زنده هستند.

محیط شما شما را شکل می دهد و خانواده شما محیط شما را شکل می دهند.

دلیل پاداش شماره 5 چرا بدترین اتفاق برای من افتاد

من از مرگ نمی ترسم.

من معمولاً سعی می کنم از واقعیت مردن استفاده کنم تا احساس پشیمانی نکنم و تمام فکر خود را با فکر کردن به بستر مرگم انجام دهم. اگر نمی ترسید آگاهی خود را ترک کنید ، خودکشی نیست.

هنر برای تجربه کردن

خبر خوب این است که هیچ دلیلی وجود ندارد که خودتان را بکشید. همچنین می توانید تا زمان فرا رسیدن زمان خود ، تجربه و سفری را که زندگی باید ارائه دهد طی کنید.

من سعی نمی کنم آن را جدی بگیرم.

نتیجه گیری

به طور کلی ، من فکر می کنم حذف الکل با توجه به شرایط فعلی من به عنوان یک کارآفرین 34 ساله که حدود 3 سال استارتاپ خود را شروع کرده است ، سود بزرگی داشته است.

معامله ای که من به خودم دادم این است که اگر و هنگامی که من با کسب و کار "موفق" شوم ، نیم سال طول می کشد تا در ایبیزا و دیگر مناطق تفریحی ، قتل خلبان را شوم.

با این حال ، من فکر نمی کنم که بتوانم این کار را به خوبی بنویسم یا کار کنم و کار خودم را انجام دهم ، که هزینه من نیز خواهد بود - بنابراین احتمالاً اینگونه نخواهد بود.

چه کسی می داند ، اگر من یک نویسنده تمام وقت باشم ، می توانم از این راه دور شوم؟ احتمالاً اینطور نیست.

شاید باید یاد بگیرم که چگونه می توانم یک موجود "تفریحی تر" را هدایت کنم که عموماً فکر می کنم احمقانه است (رفتن به تعطیلات) و بخشی از دلایلی که بشریت در طی 50 سال گذشته کاهش یافته است.

بخشی از بشریت باشید که نفس خود را افزایش می دهد و آگاهی خود را کاهش نمی دهد.

سخت کار کردن روی یک مأموریت در حالی که خوب است ، مسئله لوکس بودن زمان ماست.

این وظیفه من است که آن را استاد کنم و به دیگران آموزش دهم.

هنر برای تجربه خوان جیمینز

فراخوان برای اقدام:

چالش زمان ما به حداکثر رساندن پتانسیل انسانی ما در حالی است که خوب زندگی می کنیم.

من یک راهنمای تاکتیکی ایجاد کرده ام که به اصول می دهد فقط همین کار را انجام دهد.

آدرس ایمیل خود را در زیر وارد کنید تا بلافاصله آن را دریافت کنید!