من در یک سال نوشیده ام. من موارد زیر را یاد گرفتم:

روزی که من نوشیدن را قطع کردم به خصوص چشمگیر نبود. شب قبل در چند جشن تعطیل بی نظیر بوده ام و جدا از نوشیدن شراب زیاد ، هیچ کاری نکرده ام که پشیمان شوم. اما در اوایل صبح با سردرد تقسیم کننده از خواب بیدار شدم و حوالی ظهر هنوز هم در راه برانکشی احساس دلهره شدم. فکر کردم: "همین بس."

یازده ماه قبل ، لیستی از اهداف سال 2016 را برای شما نوشته بودم که در پایان یکی از آنها خجالت زده شد: بدون خماری. وقتی نوشتم ، فکر کردم چسبیدن به وضوح به معنای کاهش مصرف الکل من است. در پایان سال 2016 ، فهمیدم که تنها راه رسیدن به هدفم متوقف کردن نوشیدن کامل است.

Hangover یکی از اهداف بلند پروازانه من برای سال 2016 بود.

صبح روز بعد از مهمانی کریسمس اولین باری نبود که من متوقف شدم یا فکر کردم که "این بار برای همیشه" متوقف می شود. اما این اولین بار بود که تصمیم گرفتم بدون سیستم پشتیبانی آن را عملی نکنم. به همین ترتیب بعد از ظهر ، ساعت بیست و یکم جلسه ی ناشناس مشروبات الکلی را شروع کردم که یکشنبه ها در یک گوشه کلیسا در ساعت 7:00 بعد از ظهر در گوشه و کنار بود ، و آن شب در واقع برای اولین بار در ساعت 7 بعد از ظهر رفتم.

من هوشیاری خود را برای 12 ماه آینده حفظ کردم. فهمیدم که سه ماهه باردار هستم و همین امر باعث شد که رای ممتنع از رای ممتنع ، اما من هنوز هم در جلسات شرکت کردم و آنچه را "کار هوشیاری" می دانم انجام دادم. این گفته ، فهمیدم چه چیزی باعث شده است که من بنوشم ، چرا احساس کردم اینقدر بدون الکل گم شدم ، و چگونه می توانم شروع به ریختن گره ها کنم که باعث شد فکر کنم نوشیدن تنها راه احساس است. تا پاییز احساس می کردم واقعاً فهمیده ام. با کودک من ، که قرار است شکرگذاری باشد ، تصمیم گرفتم که وقتی به حد نوشیدن سالانه رسیدم ، دوباره سعی کنم در حد اعتدال بنوشم. من حدود یک ماه است که مشروب می خورم و این عالی می شود. در واقع ، من می توانم یک آبجو یا یک لیوان شراب بنوشم و وسوسه نشوم که یک بطری کامل بنوشم. این بار احساس می کنم "بدون خماری" چون احساس هوشیاری طولانی مدت را تجربه کرده ام. سرانجام وسایلی را که لازم است برای ریختن بطری در هنگام وقت گذاشتن آن در اختیار دارم.

من با بسیاری از افرادی که تصمیم می گیرند برای همیشه متوقف شوند ، راهی متفاوت دارم. این مسیری نیز متفاوت از مسیری است که متوجه می شود مشکل الکل وجود دارد ، اما هرگز برای جلوگیری از مصرف الکل اقداماتی انجام ندهید. در طول سال هوشیاری من ، صحبت زیادی درمورد اینکه چه کسی نوشیدنی نیست وقتی کسی به فکر ترک است فکر می کنم. و وای ، بسیاری از شما وجود دارد. همچنین خیلی بهتر با افراد هوشیار آشنا شدم زیرا به جای اجتناب از آنها به آنها مراجعه کردم. من چیزهای زیادی آموختم که چقدر هوشیار است ، مردم چگونه به آن اهمیت می دهند و چرا بسیاری از مردم از ترشیدن نوشیدن می ترسند. در اینجا برخی از چیزهای عالی که من طی یک سال گذشته آموخته ام است.

من در ژانویه سال 2017 به دومین نشست AA خود در راه بودم. عصبی بودم.

یکی از اولین کارهایی که مردم انجام می دهند این است که به شما اطمینان می دهم که شما نوع دیگری نیستید که جلوی نوشیدن را بگیرید.

"شما؟" واقعاً؟ "آنها هیچ وقت به من به عنوان کسی که مشکلی نداشت فکر می کردند." مردم همیشه به من می گفتند که من. همیشه وقتی کودکم را روی تکان در پارک فشار دادم ، از یک فنجان قهوه نوشیدم. آیا واقعاً مجبور شدم جلوی خود را بگیرم؟ وقتی من دلایل ترک خود را تکان دادم ، مردم هنوز در تلاش بودند من را متقاعد کنند که من مشکلی برای نوشیدن با استانداردهای آنها ندارم. "اما طبق استانداردهای من این یک مشکل بود و این استانداردها مهم هستند.

اکنون می دانم که کسی که به شما بگوید نوشیدن را متوقف کرده است ، فقط یک پاسخ مناسب می دهد: "تبریک می گویم". این وظیفه شما نیست که به کسی بگویید که فکر نمی کنید مشکل داشته باشد. از طرف دیگر ، اگر متوقف شوید ، وظیفه شما نیست که خودتان را توضیح دهید. شما می توانید به همان اندازه یا به همان اندازه اندکی درباره دلایل خاتمه دادن به دلخواه بگویید.

اشکالی ندارد که با افراد هوشیار درمورد نوشیدن صحبت نکنید.

قبل از اینکه یک سال هوشیار باشم ، وقتی کسی به من گفت که نوشیدن را متوقف کرده است ، از الکل یا هوشیاری با آنها دوری کردم. اما می دانید چه؟ افراد هوشیار دوست دارند در مورد هوشیاری خود صحبت کنند. وقتی مشروب نمی نوشیدم ، به کارهایی که انجام می دادم افتخار می کردم و دوست داشتم درباره آنچه آموخته ام صحبت کنم ، اما مردم از موضوع پیرامون من دوری کردند زیرا فکر می کردند این نقطه شرم است ،

هنگامی که شما متوقف می شوید ، داشتن ابزار در اختیار شما مفید است. اما ابزارها برای همه متفاوت است.

از آنجا که من سعی کرده ام قبل از یک سال غیبت چند بار متوقف شوم ، می دانستم که برای حفظ هوشیاری خود به بیش از اراده خودم نیاز دارم. متوقف کردن تنها دشوار است. اگر می خواهید کنار بگذارید ، ابتدا منابع را در اولویت قرار دهید. اینها افراد و چیزهایی هستند که می توانید در صورت مواجه شدن با یک نقطه دشوار در مکان خود داشته باشید ... و احتمالاً با یک نقطه دشوار روبرو خواهید شد. (Hip Sobriety یک پست عالی در این موضوع با عنوان چگونه می توان جعبه ابزار تمرینی ایجاد کرد.)

جعبه ابزار هوشیاری من شامل موارد زیر بود: جلسات گاه به گاه AA (من از طریق مراحل کار نکردم یا یک اسپانسر دریافت نکردم) ، یوگا ، برنامه های مراقبه ، دوستانی که هنگام سخت بودن می توانستم با آنها تماس بگیرم ، نیاز داشتم که در آن لحظه خواستار نوشیدن خود باشم ، پادکست ها و وبلاگ ها در مورد هوشیاری و لیست بزرگی از ایده هایی که کارهای دیگری علاوه بر نوشیدن انجام می دهند. اوه ، و قهوه مقدار زیادی قهوه

اگر می خواهید یک آبجو غیر الکلی داشته باشید.

"نوشیدن" فقط پرهیز از الکل نیست. اگر می خواهید هوشیار باشید ، کمی مفید در مورد چگونگی و چرا نوشیدن فکر کنید.

رسیدن به نوشیدن به همان اندازه مهم است که خودتان را رها کنید. این بهترین روش برای ایجاد تغییرات پایدار و پایدار است. اگر به آن نپرداختید ، دوباره ظاهر خواهد شد.

برای حفظ هوشیاری خود ، باید با این عقیده روبرو شدم که "ترک" فقط به معنای "نوشیدن" نیست. بگذارید این را توضیح دهم.

اگر به من می گفتید که نمی توانم غلات را تا آخر عمرم بخورم ، احتمالاً برای چند دقیقه غمگین می شوم که هرگز کاپیتان کراچ نخواهم داشت ، پس دیگر هرگز به آن فکر نمی کنم. اما نوشیدن الکل را متوقف کنید؟ این احساس مرگ است. اگر می خواستم بهتر شوم ، اگر هر بار نوشیدنی نپرسیدم (روز استرس زا ، جشن کریسمس ، اولین روز گرم در شیکاگو ، وقتی همه در بیرون از آن آبجو می نوشیدند) ، باید فهمیدم که چرا اینقدر برای من لعنتی است. از الکل خودداری کنید.

وقتی بررسی کردم که چرا مشروب می خورم ، داستانی را پیدا کردم که مدتهاست در حال انجام آن بودم و واقعاً آن را باور کردم ، گرچه به طرز عجیب جوانی بود و کاملاً درست نبود.

چرا می خواهم نوشیدنی بخورم؟ زیرا نوشیدن باعث خنک شدن من می شود.

افرادی که می نوشند خنک هستند. بنابراین وقتی می نوشم ، خنک هستم. هیچ کس فکر نمی کند اگر یک نوشیدنی در دستم باشد لنگ می زنم. من تا زمانی که می نوشم از قضاوت دیگران مصون هستم.

دیوانه ، درست است؟ خوب ، آنها می گویند وقتی از اول شروع می کنید ، از نظر ذهنی پیشرفت نمی کنید ، بنابراین دلایل من برای نوشیدن دلایلی بود که یک دختر 16 ساله می تواند نوشید. من مانند بسیاری از نوجوانان ، برای تنظیم ، شروع به نوشیدن در دبیرستان کردم. من توانستم با مست بودن مهمانی خودم را شروع کنم و این رفتار خرابکارانه در واقع مرا به بیشتر همکلاسی هایی که می خواستند با من مهمانی کنند متصل کرد. بنابراین یاد گرفتم که راه ارتباط با مردم نوشیدن با آنها است. این در دانشگاه تقویت شد که نزدیکترین دوستان من هنگام تجربه درام سال اول با هم می نوشیدند. کسانی که مشروب نخورده اند ، عمیقاً مانند ما چیزهایی را تجربه نکرده اند. بنابراین الکل راهی برای یک زندگی عمیق تر است.

بیایید خلاصه کنیم:

  1. نوشیدن باعث خنک شدن شما می شود. اگر بنوشید ، هیچ کس فکر نخواهد کرد که لنگ هستید و حتی بهتر ، فرقی نمی کند که چه کسی فکر کند.
  2. نوشیدن به شما کمک می کند تا با افراد دیگر ارتباط برقرار کنید.
  3. نوشیدن منجر به یک زندگی عمیق تر و غنی تر می شود که افرادی که نوشیدن نمی کنند هرگز آن را حس نخواهند کرد.

وقتی باورهای درونی عمیق راجع به نوشیدن می بینید ، می توان فهمید که چرا از نوشیدن اینقدر سخت است. از آنجا که من آنچه را که معتقدم اگر من از نوشیدن دست بکشم ، معتقدم ، لنگ خواهم شد ، بدون دوستان و نمی توانم زندگی را تا این حد عمیق تجربه کنم.

وقتی این عقاید درونی را ابراز می کنید ، می توانید ببینید که آنها واقعیت ندارند. رها کردن آنها راحت تر می شود و پس از آن نوشیدن آسان تر است.

نوشیدن مشکلی یک مشکل سیاه و سفید نیست ، بلکه یک مشکل مقیاس خاکستری است.

وقتی متوقف شدم تعجب کردم که چند نفر به من گفتند که آنها نیز با الکل رابطه نگران کننده دارند. مثل این است که به کسی بگویید که شما به یک جلسه AA رفتید ، و اکنون همه شما متخصص الکل هستید. آنچه من آموختم این بود که اکثر مردم نوشیدنی ها را به دو دسته تقسیم می کردند: الکلی ها و افرادی که مشکلی با الکل ندارند. مشروبات الکلی مجبور بودند از نوشیدن در کل خودداری کنند و همه افراد خوب بودند.

اما آنها براساس آنچه به من گفتند خوب عمل نمی کردند. در صورت نوشیدن ، ممکن است در نوعی نوشیدن رابطه خود با مشکل روبرو شوید. لازم نیست نوشیدنی های ویسکی را در مخزن سرویس بهداشتی مخفی کنید تا به عادتهای نوشیدنی خود بپردازید. همچنین لازم نیست خود را به عنوان یک الکلی برای جستجوی کمک شناسایی کنید.

اگر تصمیم به درخواست کمک گرفتید ، لازم نیست که برای همیشه متوقف شوید. روش های بسیار دیگری برای متوقف کردن نوشیدن یا تعدیل آن وجود دارد.

روش غالب درمان الكلیسم ممتنع بودن است ، به این معنی كه لحظه ای كه مشكلی را می پذیرید ، باید برای همیشه متوقف شوید. این امر باعث می شود بسیاری از افراد به دنبال کمک نباشند. AA از عبارت "یک روز در یک زمان" استفاده می کند تا بیش از اندازه غلیظ نشود و غیرممکن شود. اما این ایده که باید همیشه برای همیشه وجود داشته باشد که هیچ گاه مشروبات الکلی هرگز نباید از آن چیزی بنوشند ، مانع از این می شود که بسیاری از افراد کاری برای کاهش مصرف الکل خود انجام دهند. می توانید اعتراف کنید که عادت به نوشیدن مشکلی دارید و برای همیشه متوقف نمی شوید. اما اگر برای همیشه متوقف نشوید ، این بدان معنا نیست که به عادت های ضعیف نوشیدن برمی گردید یا شکست می خورید.

شما همچنین می توانید طولانی مدت را متوقف کنید و هوشیاری خود را بصورت تجمعی بجای یک بار در نظر بگیرید. حفظ هوشیاری کار دشواری است. من از این ایده سوال کردم که یک نوشیدنی تنها بعد از 12 سال نوشیدن ، ساعت شما را به صفر تنظیم می کند. به نظر می رسید این رویکرد برای کمک به مردم در طولانی مدت هوشیار بماند که هر از گاهی افراد زیادی دچار لغزش می شوند. در اصل ، این مثل این است که به مردم بگوییم که یک خرید تک ضربه در مرحله شام ​​منجر به از بین رفتن تمام پس انداز آنها خواهد شد. اگر این اتفاق افتاده است ، چرا فقط نباید به خرید بروید (ahem: الکل بیش از حد)؟

رویکردهای زیادی وجود دارد - و سیستمهای پشتیبانی - برای کمک به افراد می توانند روزه طولانی مدت بمانند یا به میزان قابل توجهی نوشیدن را کاهش دهند ، حتی اگر معتدل بنوشند یا برای مدت کوتاهی سریع بمانند (مثل ژانویه خشک). مانند رژیم غذایی ، متوقف کردن یا تعدیل نوشیدن فرایندی است که مستلزم کار سخت و در نتیجه اشتباهات زیادی است. اگر می خواهید متوقف شوید یا معتدل شوید ، رویکردی را پیدا کنید که معنا پیدا کند.

انجام کارهایی غیر از نوشیدن ، مانند راه رفتن.

وقتی نوشیدن را متوقف می کنید ، بهانه ای برای متوقف کردن کارهایی که به هر حال هرگز دوست نداشتید ، متوقف می کنید.

وقتی برای اولین بار متوقف شدم ، با شجاعت سعی کردم هر کاری که انجام دادم را هنگام نوشیدنی ، فقط بدون نوشیدن ، انجام دهم. بعد فهمیدم مواردی وجود دارد که دوست ندارم بدون الکل باشم و برای جلوگیری از این کارها اشکالی ندارد. برای من ، آنها مهمانی بودند. من یک برون گرا هستم (فکر می کنم؟). من دوست دارم با مردم صحبت کنم ، اما در مورد مهمانی ها چیزی وجود دارد که من فقط از آن متنفرم. من در گروه های کوچک یکی هستم و یا عالی هستم ، اما داشتن یک مکالمه کوچک در یک اتاق پر سر و صدا با یک زن و شوهرم که می دانم به نوعی می دانم زیرا ما با هم دوست داریم با هم همین است که کابوسهای من را می سازد. برای تسکین ناخوشایند ، مرتباً لیوان شراب را در صورتم بلند می کردم. به همین دلیل من همیشه بسیار مست بوده ام. من الان نمیرم

می توانید بدون الکل تفریح ​​کنید.

به راحتی می توان به روایت پی برد که همه وقایع "سرگرم کننده" باید شامل الکل باشند. من به محض شروع کردن تفکر در مورد کارهایی که باید بجای نوشیدن انجام دهم ، بدون الکل تفریح ​​کردم. این باعث می شد که بیشتر در فعالیت هایی شرکت کنم که هیچ ارتباطی با نوشیدن نداشته باشد ، از جمله یوگا ، دویدن ، پیاده روی ، بازدید از موزه ها و غیره. من به طور پیش فرض من ناهار ، شام و نوشیدنی می خوردم. اکنون کاملاً برای ملاقات با یک دوست برای چای و سپس پیاده روی ... و احساس لنگ بودن ندارم.

فرهنگ ما وسواس الكل دارد.

اگر نمی نوشید ، ناگهان مشخص می شود که الکل چه مقدار در هر کاری که انجام می دهیم نقش دارد. نمی دانید از کجا پیام جوانان را دریافت می کنیم که نوشیدن خنک است؟ زیرا ما چندین بار در روز ، هر روز ، سالها با این پیام مواجه شده ایم. افزودن الکل راهی سریع برای بروز یک رویداد خواستار یا حداقل لنگ کمتر است. این فقط شبکه نمی تواند باشد بلکه باید شبکه و کوکتل باشد. این فقط یک امضای کتاب نیست بلکه یک رویداد شراب و پنیر در یک کتابفروشی است. مادران نمی توانند فقط برای یک رویداد اجتماعی گرد هم آیند ، آنها باید مادر و حاشیه نشین باشند. فقط برای استراحت نمی توانیم حمام کنیم ، بلکه باید با خود یک لیوان شراب بخوریم.

فعالیت مورد علاقه من برای کشف ریاکاری این پیام های همه گیر در مورد الکل جایگزینی کلمه "شراب" (یا هر نوع الکل) با "سیگار" است.

سیگار و پنیر. شبکه و سیگار. مادران و مارلبوروس.

به نظر مضحک است ، اینطور نیست؟

این فرهنگ پذیرش کامل الکل می تواند برای کسانی که مشروب نمی نوشند بسیار بیگانه باشد. من قبلاً با این فرض كه همه مشروبات الكلی مصرف می كنند موافق بودم كه مشروبات الكلی را به حاشیه برسانم ، اما حالا سعی می كنم در این امر حضور داشته باشم. بعد از یک سال نوشیدن من ، من همچنین می دانم که چگونه پذیرش نوشیدنی های نوشیدنی به زبان من است. اکنون دیگر نمی گویم "نوشیدنی را بگیر" ، اما "برای قهوه یا شام ملاقات می کنیم".

پاتوقها واقعاً خوردند.

وقتی متوقف شدم ، چیزی نبودم که اکثر مردم مشروبات الکلی به حساب می آیند. من وقتی مست بودم چیزها را نابود نکردم ، در طول روز به تنهایی نمی نوشیدم ، اتومبیل ها را تصادف نکردم و به زندان نکشیدم. مشکل این بود که من "مشکلی با الکل نداشتم" با الکل. تا زمانی که زیرساخت ها برای نوشیدن نوشیدنی دیگری وجود داشته باشد (ما یک تاکسی می گیریم ، بچه نگهدار داریم ، فردا صبح کاری ندارم ، فرد بزرگسال هستم ، به خاطر خدا) ، من هنوز یک نوشیدنی می نوشیدم. اگرچه رفتارهای من از شب گذشته از کنترل خارج نشده بود ، اما این رفتار شیطانی منجر به خماری های بدی شد که اگر در اواسط دهه سی سالگی زندگی خود را انجام ندهید و کودک نوپای خود را برای یک مهد کودک لباس بپوشید ، جالب نیست. مستقیم نه تنها آنها مریض و در درد هستند ، ترس فلج است. به همین دلیل ، من هیچ خماری را برای سال 2016 قرار نداده ام.

من به این هدف در سال 2017 رسیدم و می توانم به شما بگویم فوق العاده بود. بعضی روزها ساعت 6 بعد از ظهر از خواب بیدار شدم و به روز کاری پریدم ، کارها را زود انجام دادم و بعد از آنکه قبل از انتخاب فرزندم از مرکز مهدکودک ، زمان انجام کلاس یوگا یا کوتاه مدت را گرفتم. من هرگز صبح با سرم در توالت تلف نکردم. من هرگز از چیزهایی که ناتمام مانده بودم نترسیدم. من هرگز مجبور نشده ام خودم را از استفراغ از پنجره یك ماشین در راه برانك منصرف كنم. از همه مهمتر ، هیچ وقت مجبور نبودم به فرزندم نگاه کنم و بگویم ، "مامان در حال حاضر احساس خوبی ندارد ، لطفاً در را ببندید." من آموخته ام که انگیزه جدی برای متوقف کردن نوشیدن من ناشی از دانستن اینکه چه چیزی است یک سال بدون خماری احساس می کند. این یکی از بهترین سالهای زندگی من بود.

نوشیدن باعث بهتر شدن یا زنده ماندن زندگی نمی شود.

احساس نمی کنم در سالی که نوشیدم چیزی از دست رفته ام. در واقع ، من بیشتر تجربه کردم زیرا برای هر تجربه بیدار بودم. مجبور شدم داستانهای طولانی مدت که مرا به زندگی بازگرداند ، به طور جدی نقد و بررسی و نابود کنم. سرانجام من کارهایی را که نمی خواستم انجام دهم متوقف کردم و کارهای جدید را شروع کردم. من همیشه با خودم می گفتم که علاقه ای ندارم یا قادر به انجام این کار نیستم. من به افرادی در زندگی ام نزدیک شدم که مرا نگه داشتند ، گرچه من دیگر هیچ بطری شراب را با آنها تقسیم نمی کنم و یاد گرفتم که این افراد هستند که مهم نیست چه چیزی در کنار من بمانند.

اما بهترین چیزی که یاد گرفته ام این است که نوشیدن لیوان بعدی دیگر سرگرم کننده نیست. تازگی ، عاشقانه ، صمیمیت - در پایین یک بطری این چیزها کاهش می یابد ، افزایش نمی یابد. این وظیفه من است که حضور داشته باشم ، درگیر شوم ، احساس ارتباط کنم. الکل نمی تواند این احساسات را افزایش دهد. فقط من می توانم

من در سال 2003 بودم. قطعاً خودم را به عنوان یک نوشیدنی معرفی کردم.

اگر بتوانم متوقف شوم ، شما می توانید متوقف شوید.

من نوع شخصی بودم که به عنوان یک نوشابه معرفی می کردم. نوشیدن بخشی از من بود. این بود که چگونه روابط برقرار کردم و چگونه با دنیا ارتباط داشتم. من زندگی خود را با نوشیدن برنامه ریزی کردم. این یکی از دلایلی بود که فهمیدم که مجبور شدم آن را رها کنم ، اما انجام این کار سخت بود. بنابراین می دانم اگر شخصی مانند من می تواند این کار را انجام دهد.

این فقط آغاز است.

یکی از عبارات مورد علاقه من از AA (به طور جدی ، من آنقدر وسواس دارم که می خواهم یک لیوان ، تی شرت و پوستر بخواهم) این بود که "من باز می گردم." در آن اتاق های آرام کلیسا پس از اینکه کسی داستان خود را گفت. در پایان ، آنها اغلب می گفتند: "متشکرم ، و من باز خواهم گشت." با چنین سطح نامشخصی که به چند جلسه احتیاج داشتم تا دقیقاً بدانم که آنها در چه جهتی بودند.

این بدان معنی است که این برنامه برای من کار می کند و من از آن سپاسگزارم ، بنابراین می خواهم به نمایش بگذارم. از آنجا که وقتی ظاهر می شوید اینگونه کار می کند.

بعد از یک سال هوشیاری ، ممکن است دوباره الکل بنوشم ، اما آنچه که در محل کار یاد گرفتم آنقدر مهم بود که اگر احساس می کردم الکل من برگشته است قول دادم که دوباره تجدید نظر کنم. پیگیری می شود من ممنونم از سالی که ننوشیدم.

متشکرم ، و من باز می گردم