عکس توسط روون نیل در Unsplash

نمی توانم با هری تماس بگیرم

شبح اعتیاد

17 آوریل 2018

من پنج یا شش روز در هفته در جلسات AA شرکت می کنم. این یک روش جالب برای شروع یک هفته یا یک روز و ایجاد روابط معنادار با افراد همفکر در آینده ای قابل پیش بینی است. اکثر شرکت کنندگان عادی در حال بهبودی هستند و زندگی را به عنوان یک معجزه در نظر می گیرند ، به عنوان هدیه ای که می توانند از آن لذت ببرند و حسادت کنند. برخی از این افراد جهنمی غیرقابل تحمل را در مسیر این اجتماعات تجربه کرده اند. من خاطرات جهنم خودم را دارم. همه ما زخمی هستیم ، به شیوه ای شیرین و دوست داشتنی از خود حمایت کنیم و برای کمک به یکدیگر وقت بگیریم. من آن را مسیحیت سکولار می نامم.

آن روز صبح ، من در ساعت 7:00 صبح معمول در یک باشگاه موسیقی محلی / کلاب شب شرکت کردم. طنز غنی است. من به عنوان یک نویسنده مجنون ، همیشه یک قلم و یک کاغذ با خود دارم و این جلسات منبع مطمئن الهام بخش طرح ها ، جملات و یادداشت ها هستند. در جلسه امروز ، من یک سری از یادداشت های کوتاه نوشتم: تماس بگیرید ، این کار را انجام دهید ، این را بنویسید یکی از نت هایی که من نوشتم در نوع بزرگ است ، در هر صفحه بین دو ستاره بزرگ ساندویچ شده است:

** با هری تماس بگیرید **

هری دوست من است. ما بیش از یک سال پیش در این جلسه با هم ملاقات کردیم و وقتی صبح جمعه در جلسه دیگری شرکت می کنم ، هری همیشه در آنجا بود. همراهی ، هوشمند و معاشرت راحت است. هری نیز یک الکلی عصبانی است. برای روشن شدن ، این بدان معنا نیست که هری همیشه می نوشد. این بدان معنی است که عوامل محرک داخلی و عواملی که هری را به سمت نوشیدن الکل مانند ماهی در آب سوق می دهد ، هنوز هم بر او تأثیر می گذارند ، او را سوزن می کنند و او را نگران می کنند. این گرایش های ناسالم ، بوگابوهایی هستند که با کار کردن روی یک برنامه صادقانه دوازده مرحله ای ، می توانند از بین بروند.

من به بهبودی معتاد هستم و روی برنامه خود کار می کنم. کار می کند اما این تنها زمانی کار می کند که من برنامه را کار می کنم.

بنابراین آنجاست که امروز صبح روی یادداشتهایم ظاهر می شود و همانطور که می نویسم در جلوی من نشسته است.

** با هری تماس بگیرید **

من دو هفته گذشته در شهر نبودم. هفته اول همه کارهایی بود که به معنای محیط سرد ایندیاناپولیس بود. بلافاصله بعد از بازگشت من و خانواده ام یک هفته در مکزیک لذت بردیم. اولین جلسه ای که بعد از این دو هفته در آن شرکت کردم صبح دیروز در زادگاه من بود و متوجه شدم که هری در آنجا نیست. یادداشت ذهنی کردم. وقتی امروز صبح دوباره ظاهر نشد ، من به طور غریزی یادداشت را نوشتم تا با او تماس بگیرم. شاید او در شهر نبود؟ شاید برنامه کاری وی مختل شود؟ مهم نیست که چه دلیلی دارد ، می خواستم به او اطلاع دهم که دلم برای او تنگ شده است ، که عدم حضور او در جلسات من متوجه شده است ، این برای من مهم است. جالب است که آخرین باری که با هری تماس گرفتم ، فهمیدم که وی به دلیل انجام "تحقیق" در جلسات شرکت نکرده است. این یک اصطلاح شناخته شده در برنامه بود و این بدان معنا بود که یک نفر تصمیم گرفته است که دوباره نوشیدن را شروع کند. این امروز صبح نقش مهمی در افکار من داشت.

در طول صبح ، افراد مختلف اطلاعاتی راجع به موضوع روز مبادله می کردند که همیشه بخشی از بهبود بود. کمتر از دو دقیقه بعد از نوشتن این یادداشت آنقدر فصیح و با حروف بزرگ که به آن چهار ستاره فوری داده شد ، این گروه از مرگ هری مطلع شد.

با قاطعیت می توان گفت 75 درصد از شرکت کنندگان امروز (132 نفر) هری را می شناختند. او محبوب و بغل بود. این یک حقیقت است که من به راحتی شوکه نمی شوم. من با مرگ ، جدایی و فاجعه بسیار آشنا هستم. 64 سال من یک رمان ماجراجویی بود و به سختی هر چیزی مرا غافلگیر کرد. این تابستان ده ساله ام را آزار می دهد ، که دائما در تلاش است تا مرا بترساند. اما اخبار امروز صبح درباره مرگ هری توجه من را به خود جلب کرد. من با اشک در چشمانم در جلسه نشسته بودم و کمی پشیمانی که به هری نزدیک نشده ام.

پیکسابای

بعد از جلسه ، من جزئیات را یاد گرفتم. هری به تازگی به الكل برگشته بود و وقتی كه من خارج از شهر بودم ، در جلسات شرکت نمی كرد. روز یکشنبه ، 15 آوریل 2018 ، هم اتاقی هری وی را پیدا کرد که در خارج ، اما زنده است ، و خدمات اضطراری را فراخوانده است. هری به یک بیمارستان محلی منتقل شد و هرگز آگاهی پیدا نکرد. وی دیروز ، 16 آوریل 2018 ، با آرامش درگذشت.

علت مرگ مسمومیت با الکل بود.

تقریباً غیرممکن است برای کسی که شخصاً وابسته نیست از وحشت واقعیت و امکاناتی که معتادان و الکلی ها در معرض آن قرار می دهند ، بفهمد. هر روز معتاد / الکلی ، مانند همه ما ، باید با شرایط خودش مذاکره کند. اما آنها یک اصطلاح غریزه برای درمان خود دارند. این اجباری هنوز تحت تأثیر یک بیماری روانی است که نتیجه تعدادی از تأثیرات آن است که مشاوره و برنامه های دوازده مرحله ای می توانند آن را کاهش دهند.

پیکسابای

من حدود پنجاه سال است که با معتادان و الکلی ها در ارتباط هستم. دقیقاً به یاد می آورم که چگونه دو نفر از دوستان نزدیک من در یک جاده تنهایی ایستاده بودند تا در طی چند روز از مصرف بیش از حد هروئین درگذشت. آنها همکار من ، 15 و 21 ساله بودند ، افراد خوبی که اشتباه در انتخاب پادشاه مواد مخدر ، هروئین که در آن زمان و اکنون در اجتماع کوچک ما فقط چند دقیقه از مرز مکزیک حضور داشتند ، اشتباه کرده اند.

دیگه نمی تونم با هری تماس بگیرم

من نمی توانم با دهها یا همان دوستان سابق که اژدها را شکار می کنند فقط برای عصبانی شدن از خشم وحشتناک آن صحبت کنم. زندگی روزمره خراب می شود ، پایان می یابد و خانواده ها در حالی که معتادان و الکلی ها بستگان خود را به جهنم شخصی خود می کشند ، از هم پاشیده می شوند. عواقب آن محدود است: زندان ، شکست ، جنون و مرگ شایع ترین است و بهبودی تنها فرار ایمن است.

بسیاری از ما معتادان فعال مواد مخدر یا مشروبات الکلی را می شناسیم. مهم است که درک کنیم که اعتیاد بیان بیرونی یک بیماری عاطفی و معنوی است و نقص شخصیت یا نتیجه عدم تمایل به تغییر نیست. لطفاً او را به روشی که سگ شما دوستش دارد دوست داشته باشید. آنها را به خاطر آنچه واقعاً دوست دارند دوست داشته باشید - آنها فرزندان خدا هستند و به همین ترتیب می توانند هنگام بهبودی معجزه کنند.

اسپری کردن
دیگه نمی تونم با هری تماس بگیرم

امروز غمگین و متفکر هستم. اما امروز می توانم با چندین معتاد و الکلی تماس بگیرم تا به آنها بگویم که من از آنها مراقبت می کنم ، از دوستی آنها قدردانی می کنم و هر وقت لازم باشد خودم را آماده می کنم. برای آن دسته از شما که چنین دوستان و عزیزان دارید ، امیدوارم که قدرتی بزرگ را که در عشق و پذیرش دیگران نهفته است در نظر بگیرید. احترام به قضاوت در مورد معتادان ممکن است چشم انداز گسترده ای را ایجاد کند که در آن عشق بتواند معتاد را برکت دهد ، و کسانی از ما که برای فراتر از تلاش های خود تلاش می کنند تا کودک رنج آور درون آن را لمس کنند. ،

فقط معتاد می تواند تغییرات لازم را برای بهبودی ایجاد کند - اما همه ما می توانیم دوست داشته باشیم.

منظور من این نیست که ما باید رفتارهای مضر را تحمل کنیم ، خصوصاً اقداماتی که به ما یا دیگران آسیب می رساند. دوست داشتن بعضی مواقع نیاز به محدودیتهای جدی در زمینه بهداشت روان شخصی دارد ، خصوصاً در رابطه با بهزیستی کودکان. تابستان ده ساله ما بیش از یک سال را با مادر یا پدرش سپری نکرده است زیرا تحویل آنها را به شیوه زندگی فعلی خود ناراحت کننده می کند. او می داند کجا هستند و به طور کلی چه می کنند. او می داند که او را دوست دارند. اما او همچنین می داند که ایجاد انتظارات در مورد اجتماع و اتحاد مجدد خانواده می تواند منجر به درد و احساس ناامیدی عاطفی شود. حتی تابستان محدودیت ها را می داند ، یک درس سخت برای یک دختر جوان 10 ساله. او او را دوست دارد ، اما اول خودش را دوست دارد و تجربه واقعی کافی دارد تا بتواند با تأثیر ناسالم خود در ارتباط باشد.

یکی از اهداف شخصی من هنگام تعامل با معتادان ، ایجاد یک رابطه اعتماد و دوست داشتنی است. اگر این فرد به فاضلاب زشتی برسد که در آن حاضر است تغییرات را بپذیرد ، از آنجا که من آنجا بودم به من زنگ خواهد زد ، در مورد آنها قضاوت نخواهم کرد و من کمک خواهم کرد.

پتانسیل عالی عشق را در نظر بگیرید. این واقعاً جهان را به حرکت در می آورد.

و مانند برنامه های دوازده مرحله ای ، فقط در صورت اجرای آن کار می کند.

آرزوی آرامش دارم.

LaMar Going به همراه همسرش کارلا و تابستان ده ساله در سولانا بیچ ، کالیفرنیا زندگی می کند و تمام تصمیمات مهم را می گیرد. یک کمد مسافرتی عظیم در کمد وجود دارد که پر از خوشحالی است. اگر می خواهید برخی از آنها را نگاه کنید. ممنون از خواندن LLG