چگونه در یک عروسی بنوشیم

شما می توانید کمک کنید ، می توانید مخفی شوید. شما حتی می توانید بروید

تصویر: تقسیم کننده

عروسی ها مانند اسکار هستند: چند لحظه احساسی بزرگ در پس زمینه اداره و انتظار. بعضی اوقات دلایلی وجود دارد که باور کنیم زوج در حال فراز و نشیب است ، و عروسی احساس می کند یکی از سخنرانی های پذیرش بهترین بازیگر نقش مکمل زن با Ingénues با استعداد که می دانید دیگر هرگز نخواهید دید. و حتی اگر در طول مراسم گریه کردید (با خوشبختی ، با امید ، برای جوانان از دست رفته خود) ، بیایید با آن روبرو شویم: ادامه کار عجله در حالی که با یک دسته از عموزاده های دوم نشسته اید ، سخت است. میز شما را بوفه می گویند. یا در طول رقص مبهم پدر و دختر و یا لحظه ای مخوف از خوردن کیک.

منظورم این است که جای تعجب نیست که مردم در عروسی ها می نوشند. این فقط به این دلیل نیست که آنها جشن می گیرند و در فرهنگ غربی ما با گرفتن افسردگی ، اوقات خوشی را جشن می گیریم. آنها همچنین بی حوصله و عصبی هستند. و حدس بزن چه؟ اگر این اولین عروسی سرد یخی شماست ، ممکن است کمی حوصله و عصبی باشید. چالش شما در اینجا جشن گرفتن با ذهن روشن نیست. این در مورد شکایات شما در زمان واقعی است.

اول از همه ، باید بدانید که در این عروسی احساس امنیت نمی کنید. این کار شما نیست که خوشحال یا متفکر و یا هر چیز دیگری باشید. وظیفه شما این است که از نظر جسمی شاهد این رویداد باشید و خود را الاغ نکنید. وقتی شادی به شما می رسد - وقتی واقعاً برای اولین بار از زندگی خود نذرهای ازدواج را می شنوید ، هنگامی که بدن شما در خط باس "خانه آجری" تغذیه می شود - این یک امتیاز است. اگر نه ، خوب است. بگذارید مغز شما آنچه را می خواهد انجام دهد.

در مرحله بعد شما نیاز به یک استراتژی برای مقابله دارید. یک راه داشتن شغل است. اگر در نزدیکی پذیرایی عروسی هستید ، ممکن است بتوانید یک وظیفه رسمی ترتیب دهید ، مانند: به عنوان مثال ، امضای کتاب مهمان از طریق احساس گناه یا ایستادن در سفره هدیه ، تهدید چشمک زدن و نوازش کردن کیسه اسلحه در صورت طولانی ماندن کسی. اگر اینطور نیست ، به خودتان یک کار اختصاص دهید. به عنوان مثال ، می توانید برای شروع گفتگو با هرکسی که به طور ایستاده یا تنها نشسته است ، تصمیم بگیرید.

اینگونه است که من از اولین رویداد بزرگ و هوشیار اجتماعی من جان سالم به در کردم: من در اتاق کار کردم ، حتی اگر آنقدر درونگرا باشم که تقریباً وجود ندارم. بازی کردن پروانه هوشیار به طرز شگفت انگیزی آسان بود ، تا حدی به دلیل اینکه من عمداً این کار را برای تمرین ماهیچه ها انجام دادم و بخشی نیز به دلیل اینکه نگرانی های الکلی قدیمی خود را نداشتم (آیا من در حال ریختن هستم؟ آیا من روی آن پاشنه ها گیر کرده ام؟). ) من را آزار داد. آیا من برای زندگی دوستان جدیدی قرار داده ام یا مکالمه های جذابی داشته ام؟ نه ، اما خوب بود و گذشت زمان و حتی احساس می کردم کاری خوب انجام داده ام. و من آنچه را که واقعاً مهم بود ننوشیدم.

آیا ایده نزدیک شدن به غریبه ها خیلی زیاد است؟ سپس چیز دیگری را دریابید. تعداد زیادی عکس باز از طریق تلفن خود بگیرید و یک روز دیگر یک آلبوم از بهترین عکس ها را به زن و شوهر ارسال کنید. DJ را با درخواست بازی "Bastards of Young" شکار کنید. با کودکان خردسال رقصید. و برای عشق به خدا ، در صورت نیاز به خود استراحت دهید. شما اولین مهمان عروسی نخواهید بود که روی توالت پنهان شوید و پازل جدول کلمات متقاطع نیویورک تایمز را بر روی تلفن خود حل کنید زیرا من قبلاً این کار را کردم.

و وقتی هوشیار ماندن فقط یک ضرورت نیست ، بلکه برای شما - مثل من - مسئله زندگی و مرگ است و این زمان بعد از کیک است که مردم شروع به پر کردن صحیح و بالن ها می کنند ، و آیا این خیلی زیاد است؟ ترک کن وقتی دوستانتان در حال مستی هستند که سعی می کنند شما را ترک کنند؟ به هر حال برو آنها به خاطر نخواهند آورد ، و اگر آنها آنرا درک کنند و اگر آن را درک نکنند ، اکنون نگران نباشیم. فقط شبهای خوب خود را بگویید و بروید. ورود به آنچه دیگران می خواهند شما را به هر حال هوشیار نخواهد کرد. بنابراین این ماهیچه را اکنون آموزش دهید.

اینها گزینه های شروع هستند. اگر نمی دانید ، باید از چشمان روشن خود برای خواندن عروسی مانند رمان حماسی نیز استفاده کنید. افراد تازه متولد شده علیرغم عدم اطمینان زیاد ، وعده های بزرگ و وحشتناکی را داده اند. چه چیزی شما را به این مرحله رسانده است؟ اعتقاد ، جنون ، عملی وحشی؟ به والدین نگاه کنید ، ازدواج هایی که این زن و شوهر تشکیل داده اند. ببینید چگونه والدین چندین دهه قبل وعده های عظیم را داده اند. در حال حاضر چه تعداد ازدواج در بین والدین وجود دارد؟ هنوز دو؟ یا چهار ، شش ، ده؟

حالا به اطراف اتاق نگاه کنید. اگر یک عروسی بزرگ باشد ، افرادی خواهند بود که پنجاه سال پیش و ده سال و ده ماه پیش این وعده ها را داده اند ، و افرادی که حتی تا ژوئن 2015 حتی فرصت قانونی برای ساختن وعده های مجنون نداشته اند. شخصی با شخص دیگری باردار است که یک روز ازدواج خواهد کرد. شخصی در حال برنامه ریزی راه برون رفت از ازدواج است. ازدواج کسی به مرگ پایان یافت. کسی تعجب می کند که سرانجام این سنت احمقانه سرمایه داری از بین می رود. کسی که امیدوارم خیلی ها دوباره همه کارها را انجام دهند.

شما در اتاقی هستید که زندگی کافی و وعده های مرده را به شما می دهد تا شما را مانند گارت از دنیای وین بسازید. هیچ الکل (یا چمن) لازم نیست که مانند گارت باشد. فقط دیدن چشمان و صبر برای اجازه دادن به چیزها معنی آنها را معنی می دهد. شما هر دو را دارید. بگذارید آنها در اینجا برای شما کار کنند. وقتی باید در چیزی غرق شوید ، در وعده ها غرق می شوید.