* چگونه نوشیدن آبجو را شروع کردم *

"او مرد خردمندی بود که آبجو اختراع کرد." .

دقیقاً یادم نمی آید وقتی اولین جرعه الکل را گرفتم. مانند بعضی از اعضای خانواده ما ، مانند پدرم ، عموها را نوشیدیم ، اما در آن زمان بزرگان ما مصرف الکل را چیز بدی می دانستند ، حتی اگر پدرم در آن روزها نوشید.

حتی ما بچه ها این را دوست نداشتیم زیرا افراد مسن بعد از نوشیدن الکل در خانه ناراحتی داشتند.

امروز بعد از اتمام ناهار در دفتر ، یک صفحه آبجو در اینستاگرام دیدم. عمیق فکر کردم و سعی کردم لحظه ای که اولین جرعه الکل مصرف کردم را به خاطر بسپارم.

معمولاً زمانی اتفاق می افتد که من دچار درد شدید شکم یا سرماخوردگی شدم. آنگاه پدرم برای تسکین درد ، گاهی اوقات یک قاشق آب کنیک به من می داد ، اما طعم او جیغ می زد.

من لحظه ای را به یاد می آورم که برای اولین بار از زندگی خودم یک جرعه آبجو داشتم. و به نوعی آن لحظه را به یاد می آورم که برای اولین بار در سال 1997 در دهلی همراه با موزیس (عمه) خودم بودم. یک بار من و پسر عموی من (تونو) به خانه همسایه اش رفتیم. در آن زمان من در استاندارد 4 بودم و پسر عمویم در استاندارد ششم. زنگ در را زدیم و مرد جوانی در دهه بیست و پنجم او دروازه را باز کرد و از ما خواست که وارد شود. اکنون نمی توانم نام او را به خاطر بسپارم. او به ما گفت که بنشینیم. سپس او نوشیدنی ها را خواست ، ما گفتیم بله. انتظار یک نوشیدنی سرد یا قهوه و بعضی از شیرینی ها را داشتم. اما او به ما آبجو پیشنهاد کرد و من هیچ ایده ای در مورد آبجو و ظاهر آن نداشتم ، نوعی نوشیدنی سرد برای من بود که قبلاً هرگز آن را ندیده ام و مزه ای نکرده ام. اما وقتی برای اولین بار جرعه جرعه کردم ، طعم آن خوشمزه بود. لیوان خود را روی میز گذاشتم و از پسر عموی خود پرسیدم که چیست ، لبخندی زد و گفت که آن را مصرف می کند. اما من هنوز طعم واقعی آبجو را نداشتم.

من برای دومین بار به یاد دارم که در ماه مه یا ژوئن 2001 بود. ما پنج برادر پسر عموی و چهار خواهر پسر عموی هستیم. سونو دیدی ، قدیمی ترین ما همه. نامزدی وی ثابت بود و همه بزرگان ما در این خانواده ما را به همین مناسبت ترک کردند. آنها ما را به عنوان مراقبان در خانه نگه داشتند. اکنون این خانه توسط پنج نفر از ما (همه پسران) و خواهر کوچکتر آنو ، اشغال شده بود. دو پسر عموی بزرگتر من (Tonu و Bantu) بسیار بدنام بودند. آنها در کلاس 10 بودند ، من در کلاس 8 بودم و برادر کوچکترم پانکو و پسر عموی دیگر آنکو در کلاس ششم بودند. آنو می توانست در 4 یا 5 باشد. یكی از تاو جی ها (پدر بانتو) در ارتش بود ، بنابراین او معمولاً یك نوشیدنی آبجو را در آلمیرا نگه می داشت. تونو و بانتو برای جشن گرفتن نامزدی پیرترین پسر عموی ما سونو دی دی قصد داشتند آن روز را بنوشند. بانتو دو بطری آبجو را از آلمیرا پدرش گرفت ، آنها را داخل طعمه های ما ریخت و آنها را برای همه ما سرو کرد و اصرار داشت که بنوشیم. از آنجا که او پیرترین بود ، ما نتوانستیم فرمان او را انکار کنیم. در ابتدا امتناع کردم ، اما تونو به من گفت نوشیدن. ما هر سه بطری آبجو نوشیدیم و سپس برادر کوچکتر من پانکو ناگهان گفت: "Papa ki Cigrattee bhi padi hai me room." (او همچنین Papas Cigrattee داشت.)

"پسر عموی من گفت ، آه وو بوی" (همین را هم بیاورید). حتی آنها خواهر کوچک من آنو را خواستند که نوشیدن و سیگار بکشد ، که پاسخ داد "بله بیایی". خوب ، ما بچه بودیم ، بنابراین آن را مخفی نگه داشتیم. خوشبختانه ، هیچ کس در مورد آن به مدت یک سال فهمید.

اما این سرگرمی فراموش نشدنی در خانه بود.

آبجو تأثیر واقعی من را وقتی که در سطح دهم بودم و بعد از نوشیدن یک لیوان آبجو کامل - بر من تأثیر می گذارد - حواسم توسط الکل 4٪ در آبجو کنترل می شد.

با این حال ، من طعم را دوست ندارم. من عاشق این نوشیدنی پر از روح نشدم.

و بعد از آن که به تدریج تأثیر کامل خود را روی من گذاشت ، وقتی که من هنوز در دوره های حرفه ای بودم و در بزرگسالی نیز بودم - بنابراین عاشق یکی از زیباترین چیزهای دنیا شدم. عطش من برای آبجو افزایش یافته است. اکنون فقط آن را دوست دارم ، اما معتاد نیستم. و این درست است که وقتی من آن را مصرف می کنم ، در دنیای خود پادشاه می شوم ، به خصوص دستور من از زبان انگلیسی بسیار مسلط می شود. به نظر می رسد همه چیز پس از نوشیدن آبجو خوب است و این نیز عشق من را به یاد می آورد و سپس "داد" (درد) از من بیرون می آید. سپس برخی از آهنگهای قدیمی (غمناک) توسط داد-بهاری را در حافظه او (ROFL) می نواختم.

آخر اینکه ، فقط توالت است که مانند آسمان به نظر می رسد و به جای اتاق خواب به آن نفوذ می کند .

سرانجام ، می خواهم درباره "آبجو" چیزی بگویم ، این بهترین نوشیدنی لعنتی در جهان است.

برای همه دوستداران آبجو. تشویق!

لطفاً به اشتراک بگذارید و کف بزنید.