چطور جرات کردم نوشیدن را متوقف کنم

در دنیایی مملو از افراد مست و مرطوب ، هوشیاری بسیار بد است.

یان مک کیای (راست راست) و هنری رولینز (دوم از چپ) در کنسرت Dead Kennedys در حدود 1981

من به شما خواهم گفت که چگونه نوشیدن را متوقف کردم. در واقع بسیار ساده است. جرات کردم خطری با من

تقریباً بیست سال من تجلی الکلی "عملکردی" بودم. من اعتدال را نوشیدم ، به خودم گفتم. من هرگز مست خاموشی نبودم - یا اینگونه با خودم گفتم. در حقیقت ، من سه مورد را به وضوح به یاد می آورم که نوشیدم تا به یک نقص جسمی بپردازم ، که احتمالاً برای کسی که "مستی خاموشی نبود" بسیار زیاد است. من نیز اغلب به دیگران (و خودم) گفته ام كه ​​من "مشروب دهنده اجتماعی" هستم - حتی اگر خودم قصد داشتم بطری شراب را آشكار كنم. فکر می کنم سگ ها در خانه بودند. آیا این حساب می شود؟

با این حال ، در سال گذشته من به عنوان یک نوشابه ، نوع جدیدی از "اعتیاد" ایجاد کردم: صفحات خودآزمایی آنلاین برای اعتیاد به الکل. من با آنها وسواس داشتم. سرانجام یک عرصه بسیار خصوصی پیدا کردم تا صداقت را تحمیل کنم ، چیزی که قبلاً به عنوان یک الکلی از آن استفاده نمی کردم. من بعد از تست تست کردم و همه نشان دادند که من واقعاً مشروب خورده هستم. در دنیایی مملو از آزمایشاتی که نتایج بسیار متناقضی را نشان می داد ، نادیده گرفتن آنها به طور فزاینده دشوار شد.

وقتی این آزمایشات را شروع کردم ، طبیعتاً با این امید که آنها به من بگویند که مشکلی برای الکل ندارم ، این کار را کردم. تصور می کردم حداقل یکی از آنها یک پاساژ رایگان به من می دهد - مثل این یک دستگاه حافظه الکترونیکی که کالا را تحویل می دهد. متأسفانه نه یک آزمون به من پاسخی را که می خواستم به من داد. اما در میان این وسواس جدید ، چیزی در ذهن من حرکت می کرد. امید که آزمایش منفی باشد و به تدریج از بین برود و چیزی که در آن جای گرفت ، یک تمایل واقعی برای متوقف کردن نوشیدن بود. بعد از اینکه بسیاری از نتایج آزمایش به من نشان داد که من یک الکلی هستم ، شروع به تملک این واقعیت کردم - و نسخه دیگری از خودم را تصور کردم.

در مقطعی ، عملاً كافی بود كه مشتاقانه منتظر قضاوت الكلیسم باشیم. این مسئله به یک چالش تبدیل شد که یک صدای خارجی از شما خواسته بود کاری انجام دهید که از آن می ترسید ، اما هنوز هم می خواهید در اعماق کار انجام دهید ، مانند پریدن از هواپیما یا ضبط Butoh یا Body Suspension. من از نظر فنی هنوز مشروب خورده بودم ، اما اکنون احساس می کردم کاهنی ملحد که حرکات را پشت سر می گذارد. قلب من واقعاً آنجا نبود.

اما ترس از آنچه بعد از آن باقی مانده است. از هر معتاد بهبود یافته بپرسید که سخت ترین قسمت تمیز کردن چیست و بیشتر آنها گذشته و حال را در صدر ترس از حاشیه نشینی ناشی از "جامعه" آنها از معتادان همسایه و توجه ناخواسته ای که با گشودگی به معتادان دیگر همراهشان است ، قرار می دهند. مطمئناً این مورد برای من بود. من از خانواده ای آمده ام که نکات آنها را دوست دارم. تا زمانی که من ترک کردم ، دوستی های بزرگسالی من عمدتاً یا به طور تصادفی مربوط به الکل بود. خودم را با نام غیر مشروب خواندم مانند یک عمل سرکشی خطرناک که علیه تمام هویت قبلی من پیش رفت. احساس ترسناکی بود

در عین حال ، احساس بدی نیز داشت. حتی ریسک کنید

شرارت هوشیاری صفتی بود که من همانطور که برای اتمام آماده کردم به آن چسبیدم. من خودم را در موسیقی پانک سرراست غوطه ور کردم و بدنبال شرارت نوجوانانی چون هنری رولینز ، یان مک کای ، بیف نکد و دیگران در جستجوی تسلی خاطرم. بعداً فهمیدم که یکی از بزرگترین قهرمانان ادبی من ، هاروکی موراکامی ، بوقلمون سرد را متوقف کرده و مسابقه مسافت طولانی را آغاز کرده است - الگویی که خودم از آن پیروی می کنم. به نظر می رسید که هوشیاری به طور فزاینده نه تنها یک مسیر سالم ، بلکه نشانه شورش است. در اطرافم مردم و تبلیغات و فشارهای اجتماعی بودند که باعث می شد مشروب بخورم. و برای اولین بار در زندگی بزرگسالان ، فهمیدم که قدرت گفتن ندارم.

و به همین ترتیب اتفاق افتاد پس از یک شب مشروبات الکلی در تاریخ 3 سپتامبر 2015 ، واقعیت کامل اعتیاد من - و عدم تناقض کامل آن با دید ایده آل من از خودم - مجبور شدم به طور قابل توجهی تسکین یابد. آن شب متوقف شدم این کار با یک سال هوشیاری و به دنبال آن چند ماه عقب نشینی آغاز شد که به دنبال آن استعفای فعلی من بود.

تقریباً یک سال و نیم است که از بطری لمس کردم. و در حالی که لحظاتی وجود دارد که دلم برایم تنگ می شود ، من هنوز از این طریق احساس بدتر می کنم. شاید این یک راه صاف و خودکفا برای هوشیار ماندن باشد ، اما به نظر می رسد این ترفند را انجام می دهد. من به عنوان یک فرد هوشیار بسیار بهتر از آنچه که همیشه مثل مست کردم احساس می کنم. عملکرد نوشتن من به مراتب پایدارتر و از کیفیت بهتری برخوردار بود. زندگی اجتماعی من حتی اگر مدتی متزلزل شود ، در حال پیشرفت است. زندگی دارای پرده های واضح تر از گذشته است. خیلی همه چیز بهتر است.

درس حماسه هوشیاری من؟ اگر شک دارید ، روانشناسی معکوس را امتحان کنید. فکر نمی کنم اگر آن را به روش عادی اشغال می کردم متوقف می شدم. من مجبور شدم آن را به یک بازی مرغ با خودم مبدل کنم ، بر اساس "فکر می کنید شما کی هستید؟ شما فکر می کنید شما یک نوع ویرایشگر مستقیم badass هستید؟ شما هرگز متوقف نخواهید شد ، احمق متکبر! شرط می بندم که شما نمی توانید این کار را انجام دهید ، بازنده! وی گفت: "من همیشه در صحبت کردن منفی خوب بودم ، بنابراین این نوع سقف سازی مسلماً برای من مهم بود. در آخر فرصتی برای استفاده از این" استعداد "برای همیشه.

اگر می خواهید هوشیار شوید ، آزمایشات خودآزمایی را برای الکل سازی انجام دهید. این کار را اغلب انجام دهید. هر روز! این را امتحان کنید. یا این یا این مرکز برای ارزیابی خود. یا فقط گوگل "آیا من یک الکلی هستم؟" و ببینید چه می آید. اگر این کلمات را google کنید ، احتمالاً جواب سوال را می دانید. اما پرسیدن سوال اولین قدم برای اعتراف خودتان است که مشکلی دارید. با مصاحبه با یک تروریست مظنون ، پایداری پرداخت می شود و شما حقیقت را از خود دور خواهید کرد.

هوشیاری می تواند یک دردسر تنهایی باشد ، بنابراین بهتر است آن را به یک درام سینمایی تبدیل کنید که در آن بتوانید تمام نقش ها را خودتان بازی کنید. شما بازپرس خود ، دادستان خود ، وکیل مدافع خود و قهرمان در مرکز هر چیزهایی خواهید بود که خونین اما پیروزمند در La Raging Bull ظاهر می شود. بله ، این مهم است که افراد دیگر را درگیر روند خود برای ارتقاء مسئولیت پذیری خارجی کنید ، اما در درجه اول این یک مبارزه داخلی ، جنگی برای قلب و ذهن شما است.

هوشیاری همان پرستی نیست. ممتنع حالت عدم عمل است. هوشیاری راهی برای موجودیت در جهان و راهی برای بیان نوع خاصی از شور و اشتیاق است - اشتیاق به واقعی بودن و پایه بودن. وقتی هوشیار هستید ، آب بهتر طعم می دهد. ورزش احساس بهتری می کند. خواب احساس بهتری می کند. رابطه جنسی روز و شب متفاوت است. عصبانیت و غم و اندوه عمیق تر است ، همانطور که وجد و تعصب است. Sobriety یک جفت عینک است که هر تجربه آگاهانه را در یک تمرکز ویژه تیز قرار می دهد - بهتر و بدتر. برای من این تنها روشی است که می توانم تصور کنم.

من نوشیدن یک چالش را متوقف می کنم. خطر بهتر ، صادق تر و واقعی تر بودن. هنوز در دست ساخت است ، اما تاکنون بیشتر از این ارزش داشت که از درب هواپیما به سمت باد های زوزه ای از اعماق فراتر از آن پرش کنیم. از اینجا زیباست

حالا نوبت من است. شما جرات نمی کنید! ؛-)