موارد زیر را از 100 روز هوشیار آموختم:

هفته گذشته 100 روز با هوشیاری جشن گرفتم. منظور من از جشن ، من نوشیدن نیست ... می دانم ، شوکه کننده ، درست است؟

من قبلاً می دیدم که افراد قبل از و بعد از فیسبوک عکس های الهام بخش و طولانی ارسال می کنند ، و چشم هایم را چرخانده و فکر می کردم ، "بله ، بله ، بله. ما درک می کنیم ، مرد خوب برای شما ... "

حالا می فهمم که چرا این کار را کردند.

مسخره کار سختی بود. و نه ، نه به این دلیل که من با تکان دادن برداشت ها یا هر چیز عجیب و غریب مثل فیلمها در تختخوابم دراز کشیده بودم.

این سخت بود زیرا ترس از حضور در صحنه ، هر روز مرا می سوزاند. من سالهاست که سعی می کنم سازگار شوم و آقای باحال باشم. من همه کارها را کردم تا مطمئن شوم که مردم مرا دوست دارند. من به همه و همه چیز بله گفتم ، حتی اگر می دانستم گفتن بله ایده بدی بود.

وقتی تصمیم گرفتم 100 روز بدون قطره رانندگی کنم ، بالاخره مجبور شدم به مردم "نه" بگویم. گفتن نه به افرادی که مرا عقب نگه داشته اند ، یکی از دشوارترین درسهایی است که تاکنون آموخته ام. اما مجبور شدم این کار را انجام دهم.

من خودم را با افرادی که می دانستم مرا ترغیب به رشد می کند محاصره کردم. لیست کوچک بود ، اما آنها بیش از حد کافی بودند که مرا بدست آورند. و من این بار را برای تشکر از افرادی که در زندگی من باقی مانده اند و به رشد من کمک کرده اند می دانم (شما می دانید که کی هستید زیرا مجبور شدید هر بار که خواستید به داستان گنگ من گوش دهید ... شما خوش آمديد)

من متعهد شدم برای تغییر در شرایط خوب ، این بدان معنی است که وقت کم کردن وزن است. من هنوز در زندگی خودم افراد و چیزهایی داشتم که مرا از بودن همانطور که می خواستم باشم باز داشت. که همانجا خاتمه یافت

فکر می کنم حرف قدیمی می رود: "شما بیش از حد وقت خود را صرف نگرانی در مورد آنچه دیگران درباره شما فکر می کنند ... یک شیر به نظر یک گوسفند اهمیتی نمی دهد."

اگرچه من کاملاً اعتقاد ندارم که باید جهان را گویا بهتر از هر کس دیگری ببینیم - آنچه من از آن نتیجه گرفتم این بود که من دیگر نمی توانم اجازه دهم که نظرات مردم اشتباه به دنبال رویاهای من باشد.

این جیم روون (گوینده انگیزشی) بود که گفت: "شما میانگین 5 نفری هستید که بیشترین وقت را با آنها سپری می کنید." بنابراین مجبور شدم مطمئن شوم که آنها افراد مناسبی هستند.

موارد زیر را از 100 روز هوشیار آموختم:

1. قدرت "خیر" را یاد گرفتم.

من این کار را کرده ام که بهتر باشد که از دیگران بهتر نباشم ، بلکه فقط سعی می کنم بهتر از گذشته باشم. من شروع به انجام کارها برای تهیه "نه ، ببخشید ، نمی توانم امشب ، برادر ..." هنگام تماس مردم برای قطع کردن.

من مطمئناً با این افراد بی ادب نبودم و به آنها آگاه نمی کردم که "دیگر دوست من نیستند" (زیرا این امر چسبناک و عجیب خواهد بود). من فقط کلمه "نه" را آموختم تا در نهایت انجام کاری که باعث خوشحالی من می شود شود.

اگر صادق باشم ، هرگز احساس تنهایی نکرده ام. نمی دانستم که قرار است چه کاری انجام دهم یا چگونه این کار تمام می شود - اما می دانستم که حضور در این دنیای جشن ، مرا به خوشبختی نزدیک نمی کند.

بنابراین تنها کاری که می توانستم بکنم این بود که هر روز بهتر شوم و یاد بگیرم که به افرادی که مرا عقب می کشند نگویم. اگر مجبور شدم این کار را به تنهایی انجام می دادم. هرچه برای یافتن شادی و موفقیت خود لازم داشت ، انجام می دادم. متوقف نمی شوم من تسلیم نمی شوم. من اجازه نمی دهم که یک دختر ، یک رئیس ، یک دوست بد یا هر کس دیگری برنده شود.

و بعد از اینکه من شکستم ، تمام زندگی من باز شد.

2. شما احساس خوبی لعنتی دارید

من می دانم که من آن مرد هستم ... اما من 54 پوند از دست داده ام. و برنزه داشته باشید.

بدیهی است ، این همه الکل نبود ، اما قطعاً نوشیدن کمک کرد. من همچنین ساعت 2 بعد از ظهر خوردن بوریتوس در کالیفرنیا را متوقف کردم (هر چند که دلم برایشان تنگ شده است).

احساس خوبی دارم و نه فقط از نظر جسمی ، بلکه از نظر روحی.

3. سر مشخصی دارید

من از اینکه چقدر احساس روحی خوبی داشتم تعجب کردم. احساسات من مدتهاست همه جا نمایان بود ، اما وقتی بالاخره 100 روز با هم آشنا شدم ، دید روشن بود و بالاخره از خودم راضی بودم.

این یک احساس عجیب بود ، اما من قطعاً از آن شکایت نمی کنم.

4- 30 روز کافی است تا وضوح لازم را به شما ارائه دهیم

اگر فکر می کنید هوشیاری برای زندگی شما واقعاً واقعی نیست (که صددرصد خوب است) ، توصیه می کنم سی روز را بدون قطره سالی یک یا دو بار در سال صرف کنید تا سرتان متعادل شود. فکر می کنم این دوره ها به شما شفافیت لازم را برای ادامه زندگی سعادتمندانه می دهند.

مهم نیست که تصمیم بگیرید ، باید تصمیم بگیرید. این منطقه ای از زندگی شما است که من و هیچ کس دیگری نمی توانیم برای شما تصمیم بگیریم.

اما اگر به کمک احتیاج دارید ... ممکن است مردی را بشناسم

5- بدانید دوستان شما چه کسانی هستند

شگفت آور است که برخی از دوستی ها همه در مورد بیرون رفتن و آشامیدن است. برخلاف تصور عامه ، کارهای دیگری نیز وجود دارد که افراد می توانند انجام دهند.

گفتن نه به افرادی که تازه می خواستند عصبانی شوند ، یکی از سخت ترین کارهایی است که تا به حال انجام داده ام. اما مجبور شدم این کار را انجام دهم. من خودم را با افرادی که می دانستم مرا ترغیب به رشد می کند محاصره کردم.

بقیه گروه خیلی زود تماس گرفتند.

6. شما هزاران کار انجام می شود

سطح بهره وری من بالا رفته است. منظورم اینه که چطور نمیشه؟ من دیگر 3+ روز در هفته را به جشن و بهبودی تلف نکردم.

بالاخره وقت داشتم که برای خودم کارهایی انجام دهم.

7. بالاخره می خوابی

من دیگر نیازی به نگرانی درمورد مبارزه با پاتوق ندارم. سطح اضطراب من به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کرد و سرانجام خواب خوبی داشتم.

این یک پیروزی است.

8- حساب بانکی شما را دوست دارد

گفت کافی است

9- شما می دانید که بیشتر افراد برای گذراندن وقت خوب به الکل نیاز دارند

می دانم ، می دانم ... من آن مرد هستم (دوباره). اما به طور جدی الکل کاملا در همه جا است. شما برای شام بیرون می روید ، این یک لیوان شراب است. نگاهی به Super Bowl بیندازید ، این یک سی رک است ... و موارد دیگر. شما از یک روز طولانی در محل کار به خانه می آیید ، ویسکی است.

فقط متوجه می شوید وقتی 100 روز مرخصی دارید ، میزان الکل در فرهنگ ما چقدر است.

من قطعاً آن نوع نیستم که الان ضد همه الکل است ، اما فکر می کنم مهم است بدانید که در زندگی ما چقدر هزینه دارد.

به هر حال ، اگر مثل من هستید و نگران آنچه مردم فکر می کنند وقتی جلوی نوشیدن خود را می گیرید ، تلفن را بگیرید و به من زنگ بزنید. با هم برنزه می شویم و جشن می گیریم

این تنها چیزی است که الان دارم ، با ما باشید ... دوستان.

# گمشده_حرف

در ابتدا در ryanwjones.com منتشر شده است.