واقعاً به اعتیاد و بهبودی مرتبط می شوند.

چند حقیقت کمتر شناخته شده را درباره کسانی که از اعتیاد رنج می برند و بهبود می یابند ، در مورد خانواده هایشان کشف کنید

اعتیاد ، الکلی و بهبودی به ندرت توسط اکثر افراد جامعه امروز مورد سوء تفاهم قرار گرفته است. این واقعیت با توجه به تأثیر اعتیاد در تعداد زیادی از افراد می تواند دلهره آور باشد. چه از طریق تجربه شخصی و چه با وجود رنج در زندگی شخصی که دوستش داریم ، این بیماری بر وجود تقریبا همه افراد روی کره زمین تأثیر می گذارد.

اعتیاد واقعی است. بلکه بهبودی

وقت آن است که قدم بگذارید ، در مورد آن صحبت کنید و چیزی در مورد آن بیاموزید. بگذارید ذهن خود را باز کنیم و قدم به قدم خود بر روی مهارتی که این فرایند نیاز دارد قدم برداریم. بدیهی است که عادت های قدیمی ما در قرار دادن این فرش به کسی کمک نمی کند. رفع این مسئله وظیفه شخص دیگری نیست و اگر نادیده بگیریم کار نخواهد کرد. آگاهی بیشتر شانس ما در کاهش تعداد جان خود را از دست داده و نابود شده هر روز توسط این بیماری موذی افزایش می دهد.

به یاد داشته باشید که این یک موضوع زندگی یا مرگ است. بگذارید برای لحظه ای نظرات ، دفاع و داوری های خود را از آن بگیریم.

بگذارید برخی از توهمات بزرگی که جامعه را درگیر می کند و خانواده های خود را در راه بهبودی مانع می کند ، روشن کنیم. من گفتم خانواده ها و فقط به معتاد متمرکز نشوند. وقتی معتاد بیمار شود ، هرکسی که او را دوست داشته باشد نیز چنین خواهد شد. این دیگر تقصیر خانواده نیست بلکه اعتیاد به اعتیاد است. من از تجربه به عنوان یک فرد در دوره نقاهت طولانی مدت ، به عنوان یک کودک بزرگسال معتاد و به عنوان کسی که در زمینه بهبود اعتیاد کار کرده است صحبت می کنم. خانواده اغلب به اندازه معتاد به کمک نیاز دارند. اگر این مورد پذیرفته نشود ، می تواند منجر به چرخه های بی پایان عادات رفتاری شود ، که بطور قابل توجهی شانس موفقیت را کاهش می دهد. من سه مورد با ارزش را که اقوام معتاد باید در زیر درک کنند ذکر کرده ام.

  1. اعتیاد شخصی نیست و هیچ ارتباطی با اینکه عاشق چیزی یا کسی باشد یا نیست ، نیست.

این یکی از مهمترین مفاهیم برای ما است که می پذیریم رفتار کسی که معتاد است شخصی نیست و هیچ ارتباطی با ما ندارد. مهم نیست که چقدر آنها ما را دوست دارند یا ما آنها را دوست داریم ، این عشق اعتیاد را درمان نمی کند.

2. اراده پاسخی ندارد.

توهم مبنی بر اینکه اراده ، پادزهر این بیماری است ، نمی تواند بیشتر از حقیقت باشد. معتادان متقاعد كننده كه آنها باید "كنترل" داشته باشند به روند بهبودی صدمه می زند ، كه در آن مجبور هستند برای بهبودی ، این ایده را كاملاً رها كنند. این اعتقاد که روزی آنها قادر به کنترل یا تعدیل استفاده از آنها خواهند بود ، وسواس ذهنی است که مدت ها بعد از اعتراف اینکه معتادان زیادی را پذیرفته است اعتراف می کند که این یک مشکل است و در واقع زندگی آنها را از بین می برد. ترک اراده در تلاش برای به دست آوردن کنترل بیشتر بر استفاده از آن اولین و مهمترین گام برای بهبود است.

3. شما نمی توانید اعتیاد شخص را درمان ، ترمیم یا کنترل کنید.

این یک واقعیت زشت است که به سختی می توانید قبول کنید. اگر افرادی که عاشق معتاد هستند ، از پذیرش آن امتناع ورزند ، ناخواسته به بدترین دشمن عزیزان خود و بهترین دوست اعتیاد تبدیل می شوند. این دلیل است:

نه عشق زیادی که به معتاد وارد شود یا از آن خارج شود ، کافی نیست تا منجر به پرهیز شود.

وقت آن است که سطح سخت ترین و دردناک ترین مفاهیم را خراشیده کنیم که بیشتر مردم می توانند آن را بپذیرند و از جمله دیگری استفاده کنند که در بین کسانی که بهبود می یابند کاملاً شناخته شده است.

"اولین چیزی که شما قبل از بهبودی خود قرار می دهید ، اولین چیزی است که شما از دست خواهید داد." - نویسنده ناشناس

این نقل قول به لزوم اولویت بندی بهبودی و تکرار این واقعیت است که مبارزه با اعتیاد کافی نیست ، فارغ از اینکه خانواده و حتی فرزندان خود را دوست داشته باشیم. اگر این کار را انجام می داد ، قطعاً نرخ ریکاوری پایین نخواهد بود.

لطفاً اگر عاشق معتاد هستید ، آن را شخصاً نگیرید. در مورد شما نیست.

واقعیت های زشت که اغلب از آنها پنهان می شویم متاسفانه و غم انگیز هستند ، اما این واقعیت دارد. من معتقدم که تمایل به پذیرش این تنها راه افزایش نرخ بهبودی و کاهش میزان مرگ و میر ناشی از اعتیاد است. در حال حاضر ، بیش از 65000 نفر سالانه از بیش از حد دوز در ایالات متحده می میرند ، به طور متوسط ​​بیش از 170 مورد در روز. البته این شامل میزان باورنکردنی مرگ و میر ناشی از اعتیاد نیست که هر روز اتفاق می افتد. این بیماری همه چیز را از تصادفات کشنده اتومبیل گرفته تا خودکشی می کند.

عشق هرگز و هرگز کافی نخواهد بود.

تلاش برای اجبار آن را با اظهارنظرهایی مانند "اگر مرا دوست داری ، آن را متوقف کن" فقط باعث ناراحتی بیشتر در بین معتادان می شود و بنابراین شانس بهتر شدن آنها را کاهش می دهد. با توجه به اینکه آنها با استفاده از مواد شیمیایی سمی (که بر خلاف غریزه بقای ذاتی آنهاست) به آرامی خودکشی می کنند ، و با نابود کردن ذهن ، بدن و روح خود اقدام به خودکشی می کنند ، به راحتی می توان فهمید که هیچ نیروهای خارجی مفید نیستند ، حتی بی قید و شرط خانواده هایشان را دوست دارند.

اگرچه هرگونه تغییر و تحرک ناشی از درد نیست ، اما بیشتر معتادان برای دستیابی به هدیه ناامیدی لازم برای بهبودی بیشتر به آن نیاز دارند.

"درد سنگ بنای تمام پیشرفت های معنوی است." - بیل ویلسون (بنیانگذار AA)

این نقل قول را می توان در یکی از منابع اصلی که توسط بسیاری از اعضای ناشناس مشروبات الکلی در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفته است ، یافت. با این حال ، اصل اساسی محدود به کسانی نیست که برنامه 12 مرحله ای را به عنوان راهی برای بهبود انتخاب می کنند.

بیشتر افراد بخشهایی را شنیده اند که "عشق سخت" را ترویج می کنند و از "توانمندسازی" خودداری می کنند. در اینجا می خواهم کمی عمیق تر از معنای سطحی این اصطلاحات پیش بروم. بگذارید واقعاً این مسئله را در نظر بگیریم ، زیرا مشخص شد که با لژیون های معتاد و الکلی منطبق است. هرچه کار را برای کاری سخت تر کنم ، بیشتر احتمال دارد که به آن بچسبم و در کارهایی که برای خودمان انجام می دهیم موفق تر هستیم و نه برای افراد دیگر. این مفاهیم فراتر از ایده محبوب خرید مواد مخدر برای معتاد یا کمک به آنها در حالی که در یک اعتیاد فعال قرار دارند. تجربه ما این است که برخی افراد فقط وقتی فرصت پیدا می کنند که بتوانند کار را انجام دهند و برای خودشان کمک بگیرند بهبود می یابند. تصمیم به شروع مصرف دوباره مواد بسیار ترسناک است وقتی می دانم که مادر و پدرم به محض اینکه تصمیم به متوقف کردن گرفتم مرا برداشتند و مرا به سمت توانبخشی می برند.

وقتی ذهن شما در حال تجزیه است ، از شما می خواهم ، به خاطر معتادان در همه جا ، آن را مجدداً باز کنید و تجربه بسیاری از کسانی را که پیش از شما رفته اند ، در نظر بگیرید.

یادآوری این نکته حائز اهمیت است که معتادان ، در حالی که هنوز معتاد هستند ، ناامیدانه می خواهند شما را تسلیم تقاضای تقریباً غیرقابل مقاومت برای بهتر و تسکین درد آنها کنید. در این زمان که آنها صحبت نمی کنند ، این بیماری است. بسیار توصیه می شود تصمیم خود را برای کمک بگیرید ، زیرا اگر این کار را انجام دهند تا شما را خوشحال کنند ، احتمالاً تأثیر ماندگاری کمی دارد یا نخواهد داشت.

مفهوم اساسی بهبود این است که مسئولیت پذیری یکی از بزرگترین دارایی های معتاد است.

بنابراین هر سوء استفاده از مسئولیت مانع سفر آنها خواهد شد. مسئولیت زندگی خودم باعث افتخار غرورآمیز شد و عزت نفس خود را افزایش داد ، که اگر بخواهم کارهایی را که برای نجات خودم لازم داشتم انجام دهم. هیچ کس دیگری نمی تواند ما را نجات دهد. ما باید خودمان را نجات دهیم. گچ کاری نکنید که فقط زخم را بپوشاند. این باید بهبود یابد و فقط ما می توانیم خودمان را درمان کنیم.

چیزهای زیادی برای گفتن باقی مانده است ، اما ما به طور حتم بعضی از حقایق اصلی را که زیربنای سوء تفاهم در بهبود است که منجر به حلقه های بی پایان رنج می شود ، بحث کرده ایم.

با هر گرم عشق در قلب من حقیقت را به شما گفتم ، با دانستن اینکه شما آن را دوست ندارید. من فقط باید دو سوال از خودم بپرسم: آیا ترجیح می دهم آنچه را که می خواهید بشنوید یا ساکت باشید و به طور تصادفی گواهی های مرگ را امضا کنید؟ یا ترجیح می دهم برای نجات جان ها صادقانه باشم؟

من تا وقتی مردم از BS می شنیدند احساس بهتری نمی کردم و به من می گفتند که چه چیزی را می خواهم بشنوم. من وقتی مردم به اندازه کافی مرا دوست داشتند بهتر شدم که حقیقت را به من بگویند.

امروز زندگی را انتخاب می کنم ، حتی اگر این بدان معناست که باید به اندازه کافی شجاع باشم تا قلب شما را بشکنم. من ترجیح می دهم قلبی را برای فروپاشی حقیقت از بین نگه داشتن تعداد زیاد قلب که جلوی ضرب و شتم دروغ ها را می گیرند ، بشکنم.