روز اول هوشیاری

امروز اولین روز سفر هوشیار من است. گفتن ساعت 9 صبح خیلی راحت تر از امروز ساعت 5 بعد از ظهر بود.

دیروز تولد سی و یکمین سالگرد تولد من بود ، بنابراین می توانید به خوبی تصور کنید که چه احساسی دارم. من از چند ماه پیش خوردن گلوتن را متوقف کردم و اکنون آویزهای من دیگر سردرد ندارند ، اما هنوز لاغر هستم و گرگرفتگی دارم. من خیلی جوان هستم برای این فاحشه.

من امروز کار زیادی نکردم ، فقط بی فکر در اینترنت گشت و گذار کردم و اکنون دیگر چیزی برای نشان دادن روز ندارم. اوه ، و جمعه است. به نظر نمی رسد جمعه آخر هفته تولد من بهترین زمان برای متوقف کردن نوشیدن باشد. اما من این کار را می کنم برای یک سال

امروز صبح به دوستم گفتم که یک سال است که قصد دارم AF را انجام دهم و او نمی تواند این را باور کند. وی گفت: "این خیلی طولانی است." "چرا به دنبال چیزی کوتاه تر مثل ماه نیستید؟"

او بزرگترین توانمند من است. قبل از اینکه با هم زندگی کنیم ، می توانستم از رفتن به فروشگاه مشروبات الکلی خودداری کنم ، و همین است. اما او ما را به طور مرتب در انبار نگه می دارد. نه این که مجبورم در خانه چیزی بنوشم. در حال حاضر من برای یک دوست نشسته ام و او یک نوار بزرگ دارد و من اصلاً احساس نمی کنم آن را بنوشم.

معنی ندارد از طرف دیگر ، الکل زیاد معنی ندارد.

چرا من این کار را می کنم زندگی من در خطر نیست و یا در معرض خطر سقوط کامل نیست. من در واقع در آنچه انجام می دهم کاملاً موفق هستم. اما من رویاهای بزرگ دارم و الکل در راه من است. و من یک آشامیدنی واقعی هستم گمان می کنم برخی از افراد سختگیر و ترسو اصرار دارند که زندگی من در خطر است.

دیروز هفت نوشیدنی داشتم. من هرگز یاد نگرفتم که به درستی بنوشم. من تا 18 سالگی اولین نوشیدنی خود را نداشتم و بعد از آن ما کتک خوردیم و شیرینی شراب خوردیم و نوشیدیم تا مست شود. مرتباً نوشیدم تا استفراغ کنم. اما این طور نیست که اغلب ، شاید چند بار در ماه.

سپس پدر غریبه‌ام دوباره به زندگی من بازگشت. او خود یک نوشیدنی بزرگ بود و فهمید که الکل من را برای مکالمات صمیمی آرام می کند ، مثل این. او شروع كرد مرا در هفته 5 یا 6 شب به نوار می برد. من نوشیدم تا اینکه هر شب استفراغ کردم و / یا سیاه شدم.

بدیهی است که این یک پایه محکم برای یک رابطه نبود و من بیرون رفتم. شاید اگر در صنعت رستوران شروع به کار نکردم خوب می شدم. در رستورانی که من کار کردم ، قبل از تغییر کارمان شراب داشتیم - و من در مورد جرعه صحبت نمی کنم ، لیوان های کامل شراب نوشیدیم - و صاحب تمام شب عکس هایی به ما داد و به ما اجازه داد تا نوشیدنی های جدید او را آزمایش کنیم. ما همچنین در پایان شب حداقل یک نوشیدنی رایگان دریافت کردیم. و من نمی توانستم بمانم تا نوشیدنی شب خود را تمام کنم ، می توانم؟

اما بیشتر متصدی بارمن بارها و بارها شیشه "من" را دوباره پر می کرد و من تا آخر شب من بودم. من غالباً مست به خانه می کشیدم. شرم آور است. همه صاحب رستوران به من اجازه رانندگی می داد ، اما او می گفت اگر من فرار کنم بهتر است به آنها نگویم از کجا آمده ام.

در دوران دانشگاه بود. حالا من هر شب به این روش نمی نوشم. بیشتر شبها می گفتم که نمی کنم. می خواهم بگویم که من آن را تحت کنترل دارم. اما با توجه به اینکه امروز احساس می کنم ، صادقانه نیست.

من برای خودم کار می کنم ، به همین دلیل امروز توانستم از بیشتر کارهایم ایستادگی کنم. اما من هم برای خودم کار می کنم و اگر می خواهم شغل من موفق ترین باشد ، نمی توانم با این شیطنت ها ادامه دهم. به همین دلیل من این کار را می کنم. من می خواهم زندگی بزرگتر و سرگرم کننده تری داشته باشم. و می خواهم وزن کم کنم.

من بیشتر می نوشم چون حوصله ام سر رفته است. من به دلیل استرس ، عادت به نوشیدن را رها کرده ام که عموماً خوب است. سعی می کنم عادت کنم که حوصله داشته باشم. فکر نمی کنم چیز بدی باشد ، من عادت نکردم. در این حالت ، من نیز باید از تکنولوژی استراحت کنم. رسانه های اجتماعی مرا درگیر می کند تا بین کسالت و احساس داشتن بخشی از چیزی شناور شوم ، و این دلهره آور است.

در یک ماه چند ماه به خانواده ام می روم و فکر نمی کنم WiFi داشته باشم. این دقیقاً همان چیزی است که من نیاز دارم. علاوه بر این ، خانواده من زیاد نمی نوشند. این هم کمک خواهد کرد. آنها بسیار محافظه کار بودند و احتمالاً این کار را برای من دشوار می کردند ، یا حداقل وقتی نوشیدم چند ظاهر قضاوت به من دادند. اما مهم نیست ، زیرا من برای یک سال چیزی نخواهم نوشید. من می توانم این کار را انجام دهم

سال بعد می خواهم به تعطیلات در پرتغال بروم بنابراین باید زبان پرتغالی را یاد بگیرم. امیدوارم که این امر به رفع خستگی و دلزدگی کمک کند ، اما متأسفانه این کار مرا از استفاده از تلفن من متوقف نمی کند. من فیس بوک را از تلفن خود پاک کردم ، اما نمی توانم اینستاگرام را حذف کنم زیرا می خواهم از آن برای بازاریابی شرکت خود استفاده کنم. و استفاده از حرفه ای و پیمایش بی معنی بسیار آسان است. شاید دو گوشی جواب بدهند و من می توانم زمان استفاده از اینستاگرام را تعیین کنم.

صادقانه بگویم ، فکر می کنم رسانه های اجتماعی به اندازه الکل اعتیاد آور و مضر هستند. شما هر دو ناشنوا هستید. و آنها با هم خوب پیش نمی روند. من چند مثال دارم که واقعاً باعث می شوند که چقدر خوب فکر کردم که این کار را انجام داده ام. لحظات بسیار شرم آور.

من قبل از این چالشهای هوشیارانه تسلط داشتم ، بنابراین می دانم به چه چیزی رسیده ام. در اصل ، ماه آینده احتمالاً بسیار ترسناک خواهد بود. مخصوصاً در هفته بعد یا همینطور. من اصلاً منتظر آن نیستم. اوه من خیلی مریض هستم

تاکنون 4 قطعه رژیم غذایی خوراکی امروز خورده ام. من این کار را برای برآورده کردن هوس خودم برای چیزی شیرین می کنم. ساعت 5:18 صبح است. من در چنین مه مغزی قرار دارم. من باید در این مقطع به پیاده روی با این سگ بروم و این رک و پوست کنده یکی از آخرین کارهایی است که می خواهم انجام دهم ، اگرچه احتمالاً می توانم از تمرین استفاده کنم و هرچه مدت طولانی تر پیاده روی کنم زمان کمتری باید نگران نباشم نوشیدن. اگرچه دیروز (تنها باری که باید بگویم) نوشیدنی خود را درون یک فنجان غذای ریخت و ریختم و آن را در راه گرفتم. واقعاً خودت؟ بله این اتفاق افتاد

مزایای پیاده روی: هوای تازه ، ورزش ، کسل کننده نیست. معایب: من باید بلند شوم و لباس بپوشم ، مردم را می بینم ، مدفوع.

بنابراین مطمئناً من پیاده روی خواهم کرد ، اما از این موضوع خوشحال نخواهم شد. در ضمن قصد دارم یادگیری زبان پرتغالی را شروع کنم.

~ خشخاش

روز دو