"Dô" - پدر من ، عموهای من و Odd Beer Out

در ویتنام این فعالیت "ni nhậu" وجود دارد. این به یک فعالیت بسیار خاص اشاره دارد که عموماً فقط برای آقایان است. در اینجا نیاز اصلی است:

پدر من همه خواهر و برادرهایش را صدا می کند. خواهر و برادرهای او همسر و فرزندان خود را به سر می برند. مامان یک میز تاشو فلزی می گذارد و صندلی ها و صندلی های دیگری را که ممکن است در خانه داشته باشیم قرار می دهد.

پدر ، برادرانش ، برادرزاده و هر فرزند پسری که به بلوغ رسیده است ، روی این صندلی ها می نشینند و در تلویزیون صحبت می کنند. خاله های من Heineken را که همسرشان در اوایل روز با یک بشقاب لیموترش خرد شده خریداری کرده بودند بیرون می آورم ، و سپس شروع به بیرون آوردن ظروف پخته شده در آشپزخانه می کنم.

هر از چند گاهی همه فریاد می شنویم: "Dô!" ، که به معنای واقعی کلمه به معنای "رفتن" است. از نظر متنی ، این یک انفجار است که مانند ترکیبی از "تشویق" و "تشک" احساس می شود.

غذا خورده می شود ، سپس کمی بیشتر انجام می شود. Heineken از بین رفته است ، بنابراین مادر من فرار می کند تا به جای او تاج بخورد. سپس چیزی برای غذا خوردن ، نوشیدن آبجو بیشتر ، و پدر من بیرون روی عرشه وانمود می شود که سیگار نمی کشد.

این روند ممکن است تا اواخر شب طول بکشد ، با تکرار مراحل غذا خوردن ، آبجو و سیگار کشیدن. این یک رویداد شبانه برای مردان خانواده در ویتنام است. دختران ، مادران و عمه ها هر شب را صرف روزهای خوب می کنند.

من یکی از آن دخترانی بودم که آخر هفته همه اینها را در خانه حومه شهر مینیاپولیس تماشا کردم. صادقانه بگویم ، من از آن متنفرم. من معمولاً قبل از اتمام تمام مردان خانواده "nhậu" به رختخواب می رفتم ، به دلایلی اذیت می شدم که وقتی 12 سال داشتم نمی توانم مرتکب خودم شوم.

والدین من این فرهنگ خانوادگی را داشتند که آنقدر از من انتزاعی بود زیرا من در فرهنگ فردگرایی آمریکا بزرگ شدم. از بسیاری جهات ، من می خواستم از نشستن در اطراف پیشخوان آشپزخانه لذت ببرم ، به شایعات خانوادگی گوش کنم و سعی کنم پسر عموی کوچکم را برای شام بیاورم. می خواستم احساس کنم که در آنجا هستم و این راحتی را دارم که بدانم خانواده ام همیشه از من استقبال می کنند.

اما نمی توانستم

من احساس انزوا کردم. همه افراد بهتر از من نقشهای خود را متناسب می دانند ، و آنها می دانستند که من حتی سعی نکردم که سازگار شوم. دردناک است وقتی فرهنگ شما که بخشی از شما است به شما آسیب برساند.

من می خواستم چیزی از آن بسازم که بتواند در آینده من و سایر کودکان مهاجر مانند من را شفا دهد. البته این فقط کار خودم نیست - تیمی که من با او و در Odd Beer Out دارم ، تماشایی است و از ایده های متفاوت من حمایت کرده است.

من می خواستم که در کارخانه ما متفاوت باشد متفاوت باشد. آبجو برای خیلی از فرهنگها به ویژه برای مهاجران ویتنامی در مینه سوتا بسیار مهم است و من نه تنها می خواستم این تجربه مداوم خوب "nhậu" را به زادگاه خود بیاورم بلکه آنرا نیز در دسترس و عادلانه قرار دهم. هر کس مرد نیست.

اکنون که مشروب مشروب می خورم ، می توانم طبقه بندی اجتماعی که آن شب در خانه من اتفاق افتاده است ، به وضوح ببینم. احساس کردم یک دیوار بزرگ و نامرئی بین من و میز که پدرم در آن نشسته بود. این دیوارها هرگز در Odd Beer Out وجود نخواهد داشت ، به طوری که تمام خانواده من (خونین یا غیرش) می توانند در یک میز بنشینند و "Dô!" را فریاد بزنند و لیمو را درون آبجو ما بکشند.