نوشیدن مزمن

من نگران هستم که یک مرزبان الکلی هستم.

من نمی دانم که آیا من هستم. دنیاهایی که من با آنها ارتباط برقرار می کنم - کمدی ، هنرمند و همجنسگرا - پر از الکلی های قوی است.

اما حتی در این دنیا ، من همیشه یک نوشیدنی بیشتر از همسایه ام نوشیدم. من تقریباً دو برابر سریعتر از بقیه میز ، پینت را تمام کردم. من این روزها حتی مودب نیستم که منتظر بمانم تا دیگران بتوانند نتیجه بگیرند - می روم و دور دوم خود را شروع می کنم. من همیشه فکر می کردم نوشیدن بیش از دیگران برای من طبیعی است - توجیه شده چون من یک مرد 6 پا و 180 پوند هستم - بنابراین من "مقدر" هستم که بیشتر بخورم تا همین کار را انجام دهم احساس وزوز. در آغاز یک عصر می توانم "به سمت بالا" حرکت کنم تا با دوستان سبک تر خودم "یکسان بمانم". من در کالج "برادری" شرکت نکرده ام ، اما به نوعی با همه این "اصطلاحات" مربوط به الکل بیش از حد آشنا شده ام.

نوشیدن بعد از غروب خورشید برای من یک عادت است. من به مدت طولانی برای نوشیدن - یک آبجو سرد ، یک لیوان گل سرخ تابناک ، یک کوکتل تابستانی خانگی روی سقف من ، یک آپرول نروگونی گران قیمت در یک نوار با یک فضای عالی. بوسه شب من را شروع می کند - هر شب - و از آن به بعد من یک تا دو نوشیدنی در ساعت می نوشم تا آن وزوز را حفظ کنم تا اینکه حدود ساعت 1 صبح (یک روز هفته) به رختخواب بروم. تقریباً هر شب از زندگی من اتفاق می افتد.

من بندرت آنقدر می نوشم که مست شوم. احساس ترسیدن ، چرخش و استفراغ یا وادار کردن خود به استفراغ را برای جلوگیری از تعویق بدتر یا خارج شدن از کنترل ، دوست ندارم.

اما اکنون احساس كنترل ندارم تا آنچه را كه نوشیدن مزمن روزانه می نامم ، تعدیل كنم. من آخرین باری را که حداقل یک بار در روز نوشیدنی نمی نوشید ، به یاد نمی آورم. یادم است که هر روز این هفته از خواب بیدار می شوم با کمی خماری ، اندکی کاهش ارزش برای شروع روز ، احساس "اوه" برای ادامه ماندن برای تولیدمحور. از آنجا که شب گذشته چهار تا شش نوشیدنی نوشیده بودم ، هرچند در ساعتهای زیادی پخش می شد ، حتی متوجه نمی شدم که زیاد نوشیده ام. بدیهی است که این شانس ها به عنوان یک جوان 32 ساله برای من مناسب نیستند و کبد من دیگر نمی تواند اثرات کندی مصرف الکل را در طی یک شب طولانی پنهان کند. جیب زیر چشمان من هر روز درست می گوید.

مدتی با "معجون" خودم همراه شدم. من یک اکسیر Emergen-C (برای الکترولیت ها) و یک سلکاکر آلکا جمع کردم و قبل از رفتن به رختخواب هر شب آن را نوشیدم. بله ، من از خواب بیدار شدم که مجبور شدم تمام شب pee بزنم ، اما "معجون" به طور معجزه آسایی پاتوق من را از بین برد یا کاهش داد.

دیگر کار نمی کند

نگذشت که من به یک مهمانی در لس آنجلس رفتم که فهمیدم که بعضی از کمدین ها / بازیگران صحنه چیزی نمی نوشند. من با یک بسته شش کوروناس در یک مهمانی خانه با ده نفر حضور داشتم که بازی گرگ بازی می کردند. هیچ کس این شش بسته را (به جز من) لمس نکرد - همه دیگران La Croix را نوشیدند و بلند شدند.

ای کاش علفهای هرز گزینه ای برای من بودند ، اما من با مری جین صلح خود را برقرار کردم. احساس بلند بودن را دوست ندارم - ترسهایم را به معرض نمایش می گذارد. نوشیدن آنها را خسته کننده می کند و به من اجازه می دهد تا از شب لذت ببرم.

نیاز به نوشیدن با ترسهای من پیوند دارد. نوشیدن ظرفی است که ترسها و ناامنی های من را در پشت سد نگه می دارد ، زیرا فیل "مست" را جذاب می کند ، (من این ایده را دارم که همه وقتی من را خیس می کند از من خوشش می آید ، گرچه اخیراً توسط یک مرد سابق به من گفته می شود) شد) بهترین دوست) من تمام شیاطین را که در طول روز از آنها دوری می کنم صاف می کنم تا بتوانم شب هنگام در محل ملاقات با سایر دوستان کمدی مضطرب اجتماعی ، احساس راحتی کنم. وقتی به خانه می روم ، پرینه هیجانی من در خواب می بیند ، ترک می کند و در رویاهای مزاحم من دیروقت باز می شود و من از خوابم خسته می شود.

به سختی می توان پذیرفت که مشکل دارم. بیشتر افرادی که من روزانه نوشیدن آنها را می شناسم - پدرم هر شب یک شب کابوس (یا دو نفر) داشته است تا زمانی که یادم باشد. من به تازگی ظرفیت نوشیدنی روزانه را به بالاترین حد رسانده ام زیرا تحمل من از پشت بام عبور کرده است. من حتی چند نوشیدنی را که در هر شب می سوزم ، متوجه نیستم.

من دوست دارم بنوشم دوست دارم احساس انیمیشن کنم دوست دارم بعد از کار با همکاران بنوشم. من دوست دارم کوکتل های جدیدی اختراع کنم. من از آبجو خزنده متنفرم. من عاشق تقسیم بطری شراب با یک عاشق هستم. من نوشیدنی دوم را که در تاریخ اول امیدوار کننده سفارش داده ام دوست دارم. من عاشق نوشیدن تنهایی و تماشای فیلمی هستم که هم اتاقی ها از بین رفته اند و من همه فضا را برای خودم دارم.

من عاشق الکل هستم ، اما نمی توانم با نیاز روزافزون خود برطرف شوم و نمی توانم به الکل تکیه کنم تا احساس کاملی داشته باشم. مقابله با آن برایم دشوار است زیرا من علی رغم حجم آشامیدنی روزانه خودم ، هنوز هم فردی کاملاً کارآمد هستم. Booze روابط من را نابود نکرد. من هرگز در نوار تلف نشده ام ، فقط زنده ام. من در طول روز نمی نوشم. من هنوز هم هر روز صبح خودم را جمع می کنم و از پاتوق کوچک عبور می کنم. من زندگی یا کار زیادی را از دست نمی دهم. من یک نوشیدنی متوسط ​​یا عصبانی نیستم - چرا ، من "مست" هستم ، فیل!

اما من با این شیوه زندگی هم انجام شده ام! من دیگر نیازی به ماده شیمیایی برای زنده ماندن در شب ندارم. اعتراف می کنم که مشکلی دارم ، خواه جزئی باشد ، چه جزئی یا شدید باشد و یا کاهش یابد. و من قصد دارم این را در اینجا به بازار عرضه کنم تا مردم جوامع من بدانند که من روی آن کار می کنم ، و شاید مجبور شوم از موقعیتهایی دور باشم که نوشیدن الکل آسان باشد یا وضعیت پست نوار را کنار بگذارم یا هر وقت مدتی عاشق لا Croix شدم.

من علناً به این امر متعهد هستم و از هرکسی که این احساسات را به اشتراک بگذارد یا کسی که می تواند به گسترش الکل در صحنه اجتماعی ما مربوط باشد دعوت می کنم تا در این گفتگو شرکت کند. من نمی خواهم متوقف شوم - الکل. من می خواهم و می توانم با الکل رابطه سالم تری برقرار کنم.

و اگر من قادر به انجام چنین کاری نباشم ، احتمالاً فقط به ایسلند حرکت می کنم ، جایی که یک منهتن در یک نوار 32 دلار قیمت دارد.