پایین؟ یا پرواز؟

من فقط می توانم تصور کنم که چگونه خودم یک نوشیدنی را ریختم (من آن را طبخ کردم. احساس می شود ایتالیایی است). من یک نوشیدن آبرومند هستم مسئله این است که من بسیار اجتماعی هستم. من حداقل 2 شب در هفته می روم. وقتی که در جاده نیستم ، غالباً شام های Playdate را صرف می کنم یا در آنها شرکت می کنم. و بیشتر اوقات هنگامی که کار در ساعت 5 بعد از ظهر سوت می زند ، سرنوشت ساز بیرون می آید. مادران شروع به نوشیدن می کنند و بچه ها شروع به جمع آوری تمام پتوها و بالشها از اتاق خوابهای مختلف می کنند و آنچه را که یک زمان اتاق نشیمن بود به یک قلعه عظیم تبدیل می کنند ، در حالی که ما به طور ضمنی تصمیم گرفته ایم آن را ترک کنیم. همه خوشحال هستند. (بعضی اوقات تعجب می کنم که بچه ها متوجه ما شده اند که مشروب می خورند. و اگر چنین است ، آیا آنها می دانند چرا؟ آیا آنها متوجه می شوند که چگونه ناگهان حال و هوای شما آرام شد؟ آیا این کاری است که می کنند؟)

من دوست دارم برای جشن گرفتن بنوشم: تولد من ، تولد شما ، سالگرد تولد دختر 5 ساله شما ، نامزدی ، عروسی ، ملاقات یک دوست از خارج از کشور ، دیدار یک دوست از نیوجرسی ... در واقع ، وقتی من هستم فلسفه من عزیز دوستان و دوستان اطرافم است ، "اجازه دهید شراب جاری شود."

بنابراین بله ، من می خواهم به نوشیدن. اما من از مست بودن متنفرم - لذت فیزیولوژیکی من به اوج آرام و دلپذیری می رسد. متنفرم وقتی حرفهایی برای گفتن دارم یا نمی توانم آنچه را که دارم بگویم. ایده بودن "احمق مست" من را وحشت می کند. اما من عاشق طعم و مزه هستم ، مراسم نوشیدن و نوازش یک لیوان ساقه دار (من از نوشیدن شراب در کشتی دیگر امتناع می ورزم). به طور جدی ، من از رستوران هایی که فقط وینو در آن عینک های احمقانه ، بی روح و بد بو استفاده می کنند خودداری کردم ، زیرا فکر می کنند به روز است.)

من یک احمق برای جفت شدن رستوران ها هستم. من دوست دارم به طور ساده با مصاحبه با sommelier و فهمید که آیا او یک حس شوخ طبعی دارد ، که او از شراب زندگی می کند. من احترام می گذارم که شراب داستانی دارد. این چیزی می گوید - و افرادی که به شما پیشنهاد می دهند. چاپلوسی بالاتر از تعارفی که یک دوست به شما می دهد وجود ندارد وقتی یک بطری قرمز بسیار خارق العاده و خوشمزه و فوق العاده گران قیمت قرمز را باز کنید فقط به این دلیل که خوشحال است که شما در آنجا حضور دارید تا آن را با آنها به اشتراک بگذارید.

وقتی اوت سال گذشته به یکی از دوستان ویژه یک هفته اجتماعی گفتم ، اعتراف کردم که در شش یا هفت سال گذشته نمی توانم یک روز را به خاطر بسپارم که حداقل یک لیوان شراب نداشته ام. دوستم در پاسخ به شوخی گفت: "شاید شما یک الکلی تابستانی باشید؟" این باعث شد من بخندم - و فکر کنم. می بینید ، در تابستان برای "جشن" چیزهای زیادی وجود دارد: هوای خوب ، میزان مهمانی به افتخار آب و هوای گفته شده ، ساحل ، بدون مدرسه ، صبح تنبل ، چهارم ژوئیه ، روز کار ، روز بزرگداشت ، سالن تابستان. نوشیدن در طول روز - هنجار - در آفتاب تابستان ، توسط استخر در زیر یک چتر یا در باغ ، در حالی که کباب می شود ، قابل قبول است. حوالی ساعت 5 بعد از ظهر خوابم برد و یا می خواهم دیونیز باشم.

در روز کار ، احساس لکه دار شدن مثبت و طولانی برای خشک شدن دارم. من "سپتامبر هوشیار" را که بعضی از دوستانم به آنها متعهد هستم انجام نمی دهم زیرا از همه چیز متنفرم (مانند خوردن کربوهیدرات ها در هر زمان) ، اما من قطعاً سعی می کنم رژیم غذایی اصلاح شده ای از 1 تا 1 کوکتل یا بیشتر را دنبال کنم برای نگه داشتن لیوان شراب حداکثر هنگام مسافرت با بزرگسالان. من مشتاقانه منتظر این شبها هستم - نه تنها برای بزرگسالان بلکه منوی نوشیدنی های موجود در افق. و من مخفیانه می دانم که آیا این یک مشکل است.

من هرگز در مورد نوشیدن فکر نکرده ام یا قبلاً مجبور نشده ام این کار را انجام دهم. من متوجه شده ام که اخیراً در برخی از خانمها به ویژه مادران ، حرکتی اخیر وجود دارد که نگران این هستند که بیشتر بنوشند یا در کل متوقف شوند. لزوماً به دلیل معتاد بودن نیستند - هرچه این بدان معناست - بلکه به این دلیل که می خواهند سالم تر ، بیشتر مراقب و حضور داشته باشند ، یا به دلیل این که اعتیاد خود را به الکل رد می کنند. دوست من آیدان در وبلاگ خود Ivy League Insecutions در مورد تصمیم خود برای پایان دادن به چرخه شرور خود با الکل به خوبی و گسترده می نویسد. و لورا مک کوین نسبت به درک دودویی اما نابینا از جامعه الکلی اعتقاد داشت و از ما خواست که یا خودمان را الکلی بنامیم یا آن را رد کنیم ، مهم نیست که رابطه ما بین چیست.

تا همین اواخر ، به خصوص از خود می پرسیدم که آیا این تنها راه دیگری است که زنان و مادران احساس گناه کنند ، تخصص ما. (اکنون که مرز آن است - طبق گفته های دوو صابون و پوشش گاه به گاه مجله اشلی گراهام - برای اینکه اندازه 2 نداشته باشیم و آنچه را که دوست داریم در حد اعتدال باشد ، بخوریم) باید نسبت به کاری که قبلاً انجام می دادیم احساس گناه کنیم. ) من نمی فهمم که چرا زنانی که واقعاً معتاد نبودند (هرچه معنی آن باشد) از یکی از شادی های بزرگ زندگی - و والدین خودداری می کنند - و آن را رد می کنند. (البته ، البته ، اگر این به اصطلاح لذت باعث درد شود - برای شما ، عزیزان ، افراد غریبه باشد.)

اما اخیراً می توانم ببینم که چرا برخی از خانمها این مسیر را انتخاب می کنند ، آن را انتخاب می کنند - وادار نمی شوند که از نیاز قابل تشخیصی برخوردار باشند. زیرا اخیراً این احساس را دارم که اگر تعادل مناسبی بین شراب ، غذا ، زمان و خواب پیدا نکنم ، بدن من در آشفتگی است. شبها از خواب بیدار می شوم و عرق می کنم. صبح روز بعد احساس گرسنگی می کنم ، سردرد دارم و عموما از خودم ناراضی هستم (نه به میزان کمی چون نوشیدن بیشتر به معنای بیشتر خوردن است ، به معنای کالری های غیر ضروری بیشتر). و وقتی احساس سرگیجه می کنم ، آخرین کاری که انجام می دهم رفتن به یک دوره ورزش است ، حتی اگر از قبل از آن آزار دهنده باشد. هنگام نوشیدن ، انرژی خود را از دست می دهم و وزن می گیرم: ترکیب ایده آل برای زنان با فرزندان در چهل سالگی نیست. من تصمیم می گیرم که قیمت خیلی بالا باشد اما دو ماه بعد ، من چقدر شراب برای شام را از دست می دهم و همان عواقب شناخته شده را دارم. شما چه می گویید که توانایی یادگیری از اشتباهات تنها چیزی است که ما را از حیوانات متمایز می کند؟

در آن ظهرهای مشکل دار فهمیدم که شوهرم که پنج سال از من بزرگتر است حتی در آنجا نیست! فاکر ساعت 5:45 دقیقه صبح از خواب بیدار شد و حتی اگر شب گذشته او بیشتر از من نوشید. من می خواهم از توانایی او در انجام هر کاری خوشحال باشم ، اما هرچه احساس می کنم ناراحت است ، به عنوان پسر 5 ساله من برای تهیه صبحانه مرا از رختخواب بیرون می کشد ، محتوای حداقل یک ساعت اختلاف نظر دیگر. و من نمی دانم که چرا شوهرم که احتمالاً 5 شب در هفته مشروبات الکلی مصرف می کند ، هرگز بین نوشیدنی های بعد از کار (که به عنوان "جلسات تجاری" نیز شناخته می شود) کم نمی کند ، آبجو برای رویدادهای ورزشی و شراب برای شام تبدیل شدن؟ یا سبک زندگی روحی او را دوباره ارزیابی کنید؟

بنابراین من در مورد آن فکر می کنم و سعی می کنم همانطور که می گویند "مراقب باش" باشم ، در مورد چیزی که صادقانه بگویم لازم نیست درباره آن فکر کنم. من اذیت می شوم چون نوشیدن قبلاً تسلیم می شد - نه فکر کردن. و فکر می کنم راه حلی ندارم ، در حالی که امیدوارم که به آن احتیاج نداشته باشم و امیدوارم مشکلی برای حل آن نباشد.

خیلی خوب چیز بدی است ، اما من بی احتیاطی چیزهای خوب را از زندگی خود حذف نمی کنم. من عاشق بستنی هستم و فقط به دلیل تمایل به پرخوری و دردهای معده ناخوشایند ، آن را به طور کامل از زندگی خود محروم نکرده ام. اگرچه می توانم به شوخی اعلام کنم که بعد از تحمل گرداب فرزندانم به نوشیدنی احتیاج دارم ، اما تمایل دارم که در زمان های بسیار تاریک به بستنی روی بیاورم تا از نظر عاطفی مرا آرام کنند.

خوشبختانه ، من نگران این نیستم که در یک مهمانی بدون الکل خسته کننده شود. در حقیقت ، وقتی حوصله ام سر می رود و در مورد عدم مصرف الکل صحبت می کنم ، بیشتر از این که مصرف نکنم ، نگران هستم. اما من فکر می کنم ما - و من - باید به طور مطلق متوقف شویم ، هرچه فکر می کنیم بهترین دوره شخصی ماست.