خاموشی برای مسدود کردن آنها: مصرف الکل را برای پسران مانند برت توضیح دهید

من در دانشگاه و بعد از آن کاملاً جدی نوشیدم ، اما آرزوی خاص من این نبود که تاریکی را از دست بدهم. من همیشه می خواستم شب با یک تاریخ به پایان برسد (کافه های همجنسگرای نیویورک در آن زمان گزاف گویی می شدند) و با عجله موفق شدم برای حفظ و معاشرت و اغوا کردن ، فریفتن و اغوا کردن و از دست دادن شوخ و جذابیت خود را از دست ندهم. من می خواستم صبح امروز نام ترفند خود را بخاطر بسپارم و تصور کنم که عاشقانه شب قبل سرآغاز چیزی بود. (بعضی اوقات اینطور بود. من با دوستانم در یک نوار همجنسگرا ملاقات کردم.) آیا شب گذشته مه از خواب بیدار شدم یا متوجه شدم که شیمی ناشی از الکل است؟ البته اما هیچ کس را که می دانستم هرگز مجبور نشده است فردی را مست کند تا دراز بکشد - حمام ها مملو از مردانی کاملاً هوشیار بود که اوقات بسیار خوبی را پشت سر می گذارند (بسیاری از آنها به هر طریقی به همسران خود فریب می دادند) هنوز هم پر از آنها. )

سه باری که به یاد می آورم Quaaludia بود و مرا برای همیشه از آنها دور کرد. وقتی شروع کردم به پاشیدن مت بین کوکتل ها ، مهم بود که هوشیار بمانید ، تمیز بمانید و هرگز شل و ول نشوید. من می خواستم به بلندی های کوهنوردی سوار شوم ، نه اینکه غوطه ور شوم - و از استفراغ متنفرم ، بنابراین تقریباً هرگز به اندازه کافی نوشیدم. این روش چنان کار کرد که سرانجام آن را به طور کامل الکل جایگزین کرد - با پیامدهای طولانی مدت ، حتی جدی و حتی فاجعه بار خود ، اما هیچ یک از اینها شامل رابطه جنسی اجباری یا خاموشی نبود.

آنچه در مورد توضیحات مكرر برادران و خریداران خانه كه این هفته اخبار را خیس كرده اند باعث تعجب من می شود این است كه به نظر می رسد هدف واقعی ورود به وضعیتی است كه قطع برق اجتناب ناپذیر باشد. این بچه ها علاقه مند نیستند شخصیت خود را با کمی روانکاری اجتماعی تقویت کنند ، بلکه در از بین بردن بازدارندگی های خود به گونه ای هستند که می توانند کارهایی را انجام دهند که هرگز آنها را هوشیار نمی کند.

آنها حتی به طرز فاحشی افتخار می کنند که به سختی به یاد نمی آورند چه کاری تحت تأثیر آنها انجام می دهند. ("ما این کار را کردیم؟ اوه!") اکثر آنها اهمیتی نمی دهند که آیا آنها را کینه یا مبارزه می کند - هدف این نیست که به آنچه مردم فکر می کنند ، به تناسب مستقیم با میزان آنها اهمیت دهد. وقتی هوشیار هستند ، آنها از نگرانی ناامید می شوند ، به همین دلیل آنها برای موفقیت ورزشی و مشاغل شغلی آنقدر تلاش می کنند که جای "صحیح" خود را در سالن های تسلط مردان سفید پوست بدست آورند.همه پول و تمام توان به خاطر خودشان زیبا هستند. اما آنها برای دستیابی به جایگاه اجتماعی زندگی و نفس می کشند.

پس از فارغ التحصیلی ، اکثر (اما نه همه آنها) اقدامات خود را پاک می کنند و به دنبال ازدواج و پدر بودن مشروبات الکلی عادی می شوند. مرزهایی که ممکن است از آن عبور کرده باشند مبهم است تا بتوانند گذشته خود را در افکار خود بازنویسی کنند. هنگامی که پسرانشان به اندازه کافی پیر می شوند برای دانشگاه ، به آنها اجازه می دهند از "زیاده روی های جوانی" که پدران خودشان به آنها داده اند ، لذت ببرند. چرخه ادامه دارد.

من چیزهای زیادی نشنیده ام که چرا این جوانان به روش خود می نوشند. مهارهایی که از پنجره بیرون رفته اند ، گزاره اصلی بروز بسیاری از تعاملات هموژنتیک است. ما هیچ وقت محافظه کار نخواهیم شنید ، اکنون مردان بالغ متاهلی این موضوع را بخشی از گذشته خود می دانند ، اما هر کس فکر می کند که حمله یک "مثلث شیطان" فقط تماشای بهترین دوستان شما در عمل نیست ، بسیار ساده لوحانه است. و با اطمینان غیرقابل توصیف می توانم بگویم (مثل هر مرد همجنسگرا ، همه ما داستانهایی در مورد پسران مست و آزمایشی داریم) که بعضی از بچه ها برای سرکوب یا پاسخ دادن به احساسات خود برای دیگری می نوشند.

من نمی دانم که در مورد Brett Kavanaugh یا Mike Judge یا هر یک از دوستانشان اینگونه بوده است و مطمئناً در صورت انجام این کار هرگز اعتراف نمی کنند. اما اگر راهی برای اثبات آن وجود داشته باشد ، من شرط می بندم که یک سال از کلاس های جورج تاون دبستان وجود داشته باشد که آزمایش های انسان به انسان وجود داشته باشد ، و تعجب نمی کنم اگر حضور قاضی در اتاق در وهله اول وجود داشته باشد. با حمله کاواناگ می بینی چقدر مستقیم هستم ، مایک؟ نادیده گرفتن کارهایی که انجام دادیم ، این من واقعی است. لعنت بر آن ، زخمی که به یک دختر 15 ساله تحمیل شده است - خودشیفتگی شدید این جوانان ، که بر اثر الکل برانگیخته شده است ، حکایت از این دارد که همدلی برای بازندگان است.

هرچه راننده اصلی آنها برای نیاز به هدر رفتن آنها باشد ، نکته اصلی این است.

هیچ کس آنقدر نمی نوشند تا مرتباً پرتاب شود زیرا آنها طعم آبجو را دوست دارند. آنها آنقدر می نوشند تا موانعی را برای کارهایی که در غیر این صورت انجام نمی دهند برطرف کنند.

پیشنهاد هر انگیزه دیگری توهین به هوش ما است.