یوگا آبجو

اعتبار: جزایر Kulturhuset Brygge

من هرگز کاربر قدرتمند فیسبوک نبوده ام و حتی طبق استانداردهای خودم ، در یک یا دو سال گذشته میزان استفاده من کاهش یافته است. همه به روزرسانی های وضعیت ، آرزوهای تولد ، فیلم های دوستی 5 ساله و اعتراف کنندگان اکنون با یک غذای بی پایان فیلم های تصادفی جایگزین شده اند که در ابتدا به آنها اهمیتی نمی دادم. با این حال ، آنها ثابت کرده اند که یک منبع اطلاعاتی ارزشمند هستند. با FB ، تفاوت بین گیاهخواری و مغز غیر گیاهخواری را دیدم و فهمیدم که چگونه EDM به عنوان یک مکانیسم بالقوه برای مبارزه با بیماری های ناشی از پشه ها دیده می شود. همچنین این مکانی است که من برای اولین بار در مورد یوگا آبجو یاد گرفتم.

2017

اگر به عقب نگاه کنید ، هر سال در زندگی شما تا زمانی که بتوانید بگویید معنای خاص خود را دارد. یکی دو مورد را به خاطر خواهید آورد سال 2017 برای من سال آبجو و یوگا بود.

سال 2017 اولین (و تنها!) سال زندگی من بود که در آن از لحاظ جسمی فعال بودم و در واقع با آن هماهنگ بودم. من در استودیویی در بلت تاون ، سیاتل ثبت نام کردم که انواع تمرینات را آموزش می داد - از تمرین با شدت زیاد (HIIT) با وزن بدن گرفته تا یوگا بیکرام و Pilates داغ. من نسبتاً منظم در کلاس های HIIT بودم و گهگاهی به کلاس های یوگا که ارائه می دادم می رفتم. من فقط تجربه را دوست داشتم - استودیوی خوب ، افراد بزرگ و معلمان عالی. به جایی رسید که احساس گناه از دست رفتن کلاس کردم.

سال 2017 نیز سال الکل بود - مقدار زیادی از آن! من یک گروه بزرگ در سیاتل داشتم (ما خودمان را مردم شهر زمرد می نامیدیم) که همه کارها را با هم انجام می دادم - از فیلم گرفته تا سفرهای جاده ای تا شب بازی های تخته ای و شام های آخر هفته و نوشیدنی ها. از آبجو آلمانی گرفته تا سطل آشغال گرفته تا ترشی ، کمی از همه چیز وجود داشت.

البته داستانهای زیادی برای گفتن درباره آنچه پس از نوشیدنی ها رخ داده وجود دارد ، اما موردی که به ذهن خطور می کند بسیار مرتبط و بامزه است. چند دوست از همان گروه نیز در استودیو مهمان معمولی بودند. یکی از آنها یک پسر مخصوصاً مشتاق بود که به راحتی می توانست چند نوشیدنی بخورد. ظرفیت آن به میزان قابل توجهی نسبت به پایان سال کاهش یافته است. من یک بار این موضوع را به او گوشزد کردم و او گفت: "این برادر یوگا است! تمام سموم بدن را از بدن من رد می کند!": ')

مردم شهر زمرد

بنابراین ، آبجو و یوگا اتفاق افتاده است ، اما چه در مورد یوگای آبجو؟ چگونه غرب موفق شد از روشی بسیار خاص به شرق ضربه بزند؟

جشن تولد

در تابستان سال 2015 ، من برای کار به تازگی به سیاتل نقل مکان کرده بودم ، و این زمانی بود که فهمیدم فرهنگ آمریکایی متفاوت از فرهنگ هندی است. وقتی یک شب از کار برگشتم ، متوجه شدم که مهمانی در منطقه مشترک مجتمع آپارتمان برگزار شده است. این درست در کنار آسانسورها و در دفتر اجاره بود. مجبور شدم پکیج را از دفتر اجاره انتخاب کنم ، جایی که از مهمانی سؤال کردم. یک خانواده مقیم در آنجا جشن تولد فرزندشان را با دوستان نزدیک خود داشتند. این گروه 12 تا 14 نفری بودند و بهزیستی جسمی را فراهم می کردند. توجه داشته باشید که این هتل از امکانات خوبی برخوردار بوده است - دارای 40 تلویزیون ، مبل زیبا ، فضای بار ، شومینه و فضای کافی برای 40 تا 50 نفر بود.

این یک احساس عجیب برای من بود - چرا باید برای تولد فرزندتان نزدیکترین کارمندان خود را به مجموعه آپارتمان خود فراخوانی کنید و به عنوان میزبان در خانه رفتار نکنید؟ مطمئناً من برای مهمانی های تولد به مک دونالد یا پیتزا هوت رفتم ، اما فرق می کرد. با گذشت سالها ، موارد بسیاری دیده ام که این "فاصله" را در روابط غربی پیدا کرده ام. ممکن است با کسی دوست باشید ، اما هرگز به خانه خود دعوت نمی شوید. همانطور که غرب ایده ازدواج عشق را شکوه می کند و زندگی شما را با "یکی" (اساساً روابط عمیق) می گذراند ، همچنین نشان می دهد که چقدر زمان به آنها اعتماد می کند تا به مردم اعتماد کنند و یا دوست شوند و تا چه حد بطور عادی باقی می مانند. در هند دو پسر تصادفی در یک عصر ملاقات کردند ، چند آبجو نوشیدند و شب را با "tu mera bhai hai" به پایان رساندند.

شرق با غرب ملاقات می کند

من اخیراً در مورد حادثه جشن تولد با یکی از دوستانم صحبت کردم و وی خاطرنشان کرد که همه چیز در هند شروع می شود. خانواده ها ترجیح می دهند به جای خانه ، در رستوران ها ملاقات کنند. آخر هفته بخشی از آن است و فعالیت های آخر هفته فراتر از خرید پنجره در مراکز خرید یا تماشای فیلم است. نمی دانید چه تغییری انجام داده است؟ من فکر می کنم جواب آنجا کاملاً واضح است - بلوغ و نفوذ فناوری و رشد طبقه متوسط ​​هند.

یووال نوح هاری به طرز شگفت آوری توصیف تکامل بشر در ساپینز و چگونگی پیشرفت ما در روشی که امروزه - از نظر جسمی و زیست شناختی - در طی هزاران سال صورت گرفته است. ما شکارچیان و جمع آورانی هستیم که در گروه های محلی زندگی می کنیم ، کشاورزان با انقلاب کشاورزی ، صنعتگران و تولیدکنندگان با انقلاب صنعتی و زندگی می کنند و امروز جزئی از انقلاب اطلاعات هستیم. چندی پیش ، یک آمریکایی که در نیویورک زندگی می کرد ، تصور ضعیفی از زندگی یک هندی در بمبئی (و برعکس) داشت. امروز آنها مرغ Teeka Masala (نه "Tikka") را می خورند و فیلم های بالیوود را تماشا می کنند. با تشکر از اینترنت!

چو ، چو ، چو!

میلان در شرق و غرب چقدر خوب است؟ بدیهی است که بعضی از مردم آن را دوست ندارند - اینها ناسیونالیستهای قسم خورده هستند که تنها رسالت آنها "محافظت از فرهنگ کشور و اعتقادات / اقدامات قدیمی خود" است. آنها برای جلوگیری از تجلیل از روز ولنتاین با گره زدن یک راکی ​​یا به طرز ماهرانه ای با استفاده از احساسات ملی گرایانه خود ، در خدمت منافع خود ، از راه خود خارج می شوند.

هر سکه دو طرف دارد. من این ترکیب فرهنگی را زیبا می بینم و انواع و اقسام متنوعی را برای چیزهایی که همه ما به آنها عادت کرده ایم می آورد. هر دو شرق و غرب مدتهاست که تنها یک راه جشن ، ژانر ثابت فیلم سازی یا خوردن غذاهای غذایی را می دانند. این امر از آنجا تغییر کرده است که هر دو جهان از طریق اینترنت یا از طریق کشورهای مهاجر مستقیم به زندگی یکدیگر رسیده اند - برای مسافرت ، کار ، زندگی بهتر ، چه نیست. به نظر من ، این بهترین محصول جانبی انقلاب اطلاعات بود. چگونه دیگر ، ما شاهد بودیم كه سه دختر هندی فضل رقص هندی را در سواحل كالیفرنیا پخش می كنند؟ چگونه دیگر باید بدانیم که یک رستوران هندی در واشنگتن دی سی از محبوب ترین رئیس جمهور جدید آمریکا است؟ یا اینکه روز سنت پاتریک و هالووین مانند جشنواره هایی در هند جشن گرفته می شوند؟

در جایی بین این دو افراط یوگا آبجو وجود دارد - ترکیبی نسبتاً غیرمعمول از "روشهای درمانی قرنها برای بدن ، ذهن و روح". اگر من و شما به مکانهای بیشتری سفر کنیم یا در شهرهای جدیدتر زندگی کنیم ، مطمئناً در آینده با مفاهیم جدیدی مانند این شگفت زده خواهیم شد. من نمی توانم صبر کنم تا ببینم که چگونه این پیشرفت می کند.

من هنوز آبجو یوگا را امتحان نکرده ام و مطمئن نیستم که می خواهم. اگر شما سعی کرده اید یا قصد دارید ، به من اطلاع دهید. شاید به اندازه کافی انگیزه داشته باشم که امتحانش کنم. تا آن زمان ، تشویق! و Namaste!