الکل ، رشد کنید و سعی کنید بهتر انجام دهید

از جمله موارد دیگر ، الکل گزینه فرار است. این فراری است که در گذشته به دنبال آن بوده ام و خیلی به من کمک نکرده است.

به طور واضح ، سپری کردن هفته ها بدون نوشیدنی برایم دشوار نیست.

برای گذراندن روز نیازی به الکل ندارم.

طولی نکشید که صبح چهارشنبه یا حتی شبهای شنبه.

و این واقعیت ها مدت هاست که واقعیت را مبهم می کند که رابطه من با الکل مشکل ساز بوده است. اینکه بعضی اوقات آخر هفته زیاد نوشیدم. اینکه بعضی وقت ها وقتی نمی خواستم با واقعیت روبرو شوم یا وقتی نمی خواستم چیزی را حس کنم به الکل روی آورده ام. این که من برای رفع فشارهایی که ایجاد می شود نوشیدم وقتی که در تحمل وجود خود مشکل دارید.

اما در چند ماه گذشته ، نوشیدن نوشیدنی را در بحبوحه درون نگرشی عمیق به عنوان یک الگوی رفتاری مشکل ساز در زندگی من شناسایی کرده ام. من آن را به عنوان نوعی کنش شناسایی کرده ام که با عوامل دیگر در هم آمیخته است تا مرا به مکانی دشوار برسانند.

شاید مهمترین چیز برای من این باشد که می فهمم چیزهایی که هنگام بیدار شدن از نوشیدن فرار می کنم همیشه در انتظار من هستند که صبح روز بعد از خواب بیدار می شوم.

آگاهی از این موارد به من کمک کرده است که درک کنم افسردگی ، اضطراب و بهزیستی عمومی من هنگام نوشیدن منفی همه منفی هستند. این الکل می تواند در کوتاه مدت به عنوان وصله ای برای این مشکلات خدمت کند ، اما در طولانی مدت باعث تشدید اوضاع می شود.

من هفته گذشته در دوازدهمین جشنواره سالانه هیپ هاپ بروکلین بودم. جالب است که این کنسرت در زیر پل بروکلین بود زیرا اولین بار بود که سالها پیش به عنوان یک نوجوان نوشیدنی می نوشیدم.

من دیدم که طالب کولی ، فابولوس و نس در بین بسیاری دیگر ظاهر می شوند. این همه چیز بود که هوادار هیپ هاپ 15 ساله در من می خواست (همان پسری که برای اولین بار یک قطره الکلی از زیر پل بروکلین داشت). بعدازظهر شنبه مناسب تماشای این هنرمندان بود ، اما چیزی هنوز از دست نرفت.

دلم می خواست نوشیدنی بخورم.

و آنچه که نادیده گرفتن این خواست را دشوارتر می کرد ، این واقعیت بود که هر کجا که چرخیدم ، مردم لیوان های پلاستیکی خود را که به نظر می رسید زمان زندگی خود را دارند ، عقب می کشند.

البته من می توانستم به این افراد بپیوندم و نوشیدنی بنوشم ، اما نمی خواستم این خطر را انجام دهم. از آنجا که می دانم باید بیشتر مراقب الکل باشم. می دانم که باید بهتر از خودم مراقبت کنم.

و روز شنبه می دانستم که نوشیدن گزینه خوبی نیست.

بنابراین تصمیم گرفتم وقتی با همه افراد حاضر در جمعیت شاد شدم به جای آبجو بنوشم.

من تصمیم مسئولانه گرفتم ، اما به شما نمی گویم که زمان بهتری داشته ام زیرا نوشیده ام. و صادقانه بگویم ، مسئولیت پذیری و مراقبت از خودم حتی سرگرم کننده تر از آنچه به نظر می رسید نیست.

اما من هنوز هم کنسرت را دوست داشتم.

وقتی MIL's Lil 'Fame (یکی از بسیاری از مهمانان غافلگیر کننده آنها در کنسرت) برای بازی در "Ante Up" روی صحنه آمد. من هنوز دیوانه بودم وقتی طالب کولی ساخت "دریافت کن" من هنوز با اعتقاد آواز خواندم. وقتی Nas با گروه Soul Rebel Brass Band روی صحنه بود و برخی از معروف ترین آهنگ های تاریخ هیپ هاپ را اجرا کرد ، من هنوز تحت تأثیر قرار گرفتم.

اما من به آن موج آشنای احساس سبکی که بعد از چند نوشیدنی آشکار می شود ، رانده ام.

وقتی به کنسرت نگاه می کنم ، خوشحالم که نوشیده ام. اما در حال حاضر من نسبت به تصمیم خود احساس خوبی نمی کردم. در حال حاضر احساس می کردم بزرگترین کسل کننده ترین و کلیشه ای بزرگسالی هستم.

و فکر می کنم این مشکل برای کسانی از ما که با چنین مواردی دست و پنجه نرم می کنند ، مشکل است. جدا شدن از این لحظه بسیار دشوار است تا بتوانیم تصویر بزرگی را ببینیم. این امر به ما اجازه می دهد اگر بخواهیم رفتارهایی را انجام دهیم که در حال حاضر ساده باشند یا احساس خوبی داشته باشند ، ببینیم که اقدامات ما به چه معنی است و در واقع چه خطری داریم ، اما معمولاً بعداً مشکل ساز و دردناک هستند.

نوشیدن آب به جای الکل کمتر سرگرم کننده بود؟ حق با شماست ، کمتر سرگرم کننده بود.

اما آن هم لازم بود. این هم چیزی بود که مرا از نظر جسمی و روحی در مکانی بسیار بهتر نگه داشت.

من نوشیدن را برای همیشه متوقف نمی کنم ، اما هدف من مراقبت بهتر از خودم به این معنی است که اکنون همه چیز متفاوت است.

یعنی رفتن به بار و نوشیدن مقداری آب قبل از نوشیدن اولین نوشیدنی من (اگر اصلاً تصمیم به نوشیدن دارم). این بدان معنی است که نوشیدنی های ارائه شده توسط دوستان خوب و معقول که به میله می روند و سعی می کنند سفر خود را برای من نجات دهند ، رد می شوند. این بدان معنی است که در مورد چند نوشیدنی که نوشیده ام هوشیار باشم و مطمئن باشم که از این حد تجاوز نمی کنم. این به معنای نوعی بودن است که از شلیک رایگان یک بارکن دوستانه امتناع می ورزد.

اما این در مورد این امر نیست که بدون هیچ دلیلی از این امر خودداری کنید.

این در مورد خودکفایی است. این در مورد این نیست که خودم را برای چند ساعت سرگرمی در وضعیتی بد یا خطرناک قرار دهم.

آخر هفته گذشته در جشنواره بروکلین هیپ هاپ ، من آنقدر که می توانستم سرگرم کننده نبودم. اما دیدگاه من تغییر کرده است. من فقط هر روز سعی می کنم کمی بهبود پیدا کنم. و اگر این بدان معنی است که آخر هفته گذشته به همان اندازه سرگرم کننده نبودم ، موافقم.