یک روانشناس آشفته | راهی به الکلیسم

من به طور رسمی از سن 16 سالگی شروع به نوشیدن کردم ، قبل از آن وقتی 14 ساله بودم مخلوطی از شراب و کولا را امتحان کردم. من الان می خندم ، اما در این زمان بهترین نبود. من قطعاً در سن 23 سالگی بسیار بیشتر می نوشم. من یک هفته کل را قلاب کردم و مقدار زیادی نوشیدم ، و بعد فهمیدم که نمی خواهم این کار را انجام دهم ، نه به این ترتیب ، اما به دلایلی نمی توانم از این کار اجتناب کنم ، حتی اگر واقعاً نمی خواهم و اگر انجام دهم من می نوشم تا وقتی که دیگر نمی توانم آن را ببینم ، تقریباً مانند یک مأموریت و رک و پوست کنده که مرا ترساند.

اولین جرعه ، جرعه بیشتر

در کشور من ، مالاوی ، فرهنگ نوشیدن در بین جوانان صرفاً به دلیل تنوع فراغت اوقات فراغت وجود ندارد. یا در کلیسا هستید و یا در نوار ، توضیحات کلی ، اما این ساده ترین راه برای قرار دادن آن است. بنابراین شما در حال حاضر می دانید که من در کدام استخر سقوط کردم. در سال 2013-2018 ، دیدم که مصرف الکل من به طرز چشمگیری افزایش می یابد. بین آنچه که قبلاً الکل مصرف اجتماعی می نامیدم و مصرف معمول الکل که در حال حاضر احساس می کنم ، خط خوبی وجود دارد.

چرا الکل؟

به نظر می رسید چیز "درست" است ، من نمی دانم که این معنی دارد ، اما به نظر می رسید این چیزی است که من قرار بود انجام دهم ، و هنگامی که من این کار را انجام دادم ، واقعاً بی تحمل نیستم مناسب است ، و این یک احساس است که به نظر می رسد گیر کرده است.

با این حال ، آنچه من آموخته ام این است که احساس "خوشحال" فقط در "دوزهای پایین" از الکل وجود دارد. دوزهای زیاد اغلب روی سیستم شما فشار می یابد ، به همین دلیل است که بیشتر افراد وقتی "مسموم" می شوند ، احساس خوبی نمی کنند اما به همین اندازه سرگرم کننده نیستند.

قبلاً آسان بود ، یک نوشیدنی یا دو نفر می توانستند خواسته های شب را برآورده کنند ، اما اکنون این کافی نیست.

تصویرگری از

من هنوز در تکذیب قرار داشتم ، اما هنوز هم کمی ، اما دیدم که چگونه این کار را بر کارهای روزانه من تأثیر می گذارد. مواردی که برای من مهم بوده است ، مانند آمادگی جسمانی ، سبک زندگی ، آموزش و الگوهای کلی تصمیم گیری من ، تغییر کرده است. از این که با صدای بلند صحبت می کنم متنفرم ، اما به دلیل خماری دو روز کاری در دو هفته از دست دادم و این بسیار نگران کننده است. چیزی که به نظر خنده دار و "ناز" می رسد زشت ترین قسمت من و زندگی من است.

استاد من از من پرسید که چرا من سفارش خود را دو ماه پس از موعد مقرر (می دانم ، دو ماه) قرار می دهم. من از چه زمانی من وحشت زده شده بودم و فراتر از آن شرمنده بودم. او از من پرسید که چه چیزی مرا نگران می کند ، "دوست است؟" ، "شما خانواده خود ندارید ، شما به طور کامل شاغل نیستید ، این چیست؟" من با این واقعیت روبرو شدم که نوشیدن روز بعد تأثیر برخی از تصمیماتم را گرفت. من پشت سر مانده ام ، خسته و نگران نیازهایم هستم. آب ، مقداری ماری جوانا و غذا برای استراحت و این روزهای زیادی را هدر داده است. او به من گفت برو روانپزشک را ببینید ، در واقع او را درست جلوی من صدا کردم و گفت در اینجا دختر جوانی وجود دارد که "معتاد به الکل" است و این حرف های دقیق او بود. وقتی این حرف را شنیدم ، من از این که من هرگز به الکلی ها وصل نمی شوم ، متنفرم. من نمی خواهم مشکلی داشته باشم ، هیچ کس نمی خواهد مشکلی ایجاد کند ، اما من به فکر الگوهای خودم افتادم و به روشنی "الکلی" برای الکلیسم پیش رفتم.

جالب ترین چیز این است که من واقعاً مانند نوشیدن الکل احساس نمی کنم. من فقط خودم را متقاعد کردم که سرگرم کننده است و حوصله ام سر رفته است ، نوعی "چرا نه" که متأسفانه من را به اینجا کشاند.

روانشناس حرفه راهنمایی من است ، که قبلاً بر آن تأکید کردم ، در واقع کاملاً طعنه آمیز است. علائم و عوارض آن برای من آشکار است ، اما اکنون من از خودم می دانم که به آسانی نمی توانید خود را از نظر روحی و روانی مانند سایرین تربیت کنید. من در داخل و خارج از کشور با مشکلات زیادی روبرو بوده ام ، اما دقیقا نمی توانم بگویم که چرا اینقدر می نوشم. من به دنبال دلایل و بهانه ها هستم ، اما آنها بی وزن هستند. من باید بهتر می دانستم ، اما من خوانده ام که کلمه "باید" بسیار ذهنی است ، من به جای آن می توانم بهتر عمل کنم.

یاد گرفتم که اولین قدم آگاهی است ، بنابراین به عادات نوشیدن خودم فکر کردم. من مشاهده کرده ام که مقادیر مشخصی روی من تأثیر می گذارد ، محدودیت های من به نظر می رسد ، هنگام نوشیدن چه روحیه ای دارم و چه روزهایی را "نوشیدم". این به من کمک کرد تا دریابم چه چیزی باعث نوشیدن من شده است. من آن را با معاشرت و ارتباط با دیگران اشتباه می گیرم ، که از آن لذت می برم زیرا من نسخه "آزاد" خودم هستم و واقعاً چیزهای رایگان را دوست ندارم. من در حال حاضر سعی می کنم کمتر بنوشم (در واقع کمتر است و بیشتر سعی می کنم بخاطر دروغ گفتن اگر می گویم کار آسانی باشد) و همچنین داشتن روابط معنادار با دیگران بدون تأثیر الکل. یاد می گیرم که حضور هوشیار من نیز جذاب است ، من "خسته کننده" نیستم ، فشار اجتماعی که سرگرمی با الکل همراه دارد ، سالم نیست. این امر باعث می شود تا جوانان تصور كنند كه نوشیدن یك فعالیت تفریحی است كه احتمالاً افزایش میزان الكلیسم در بین جوانان را توضیح می دهد.

مطمئنا ، زمان خوبی برای استراحت است ، اما همانطور که اشاره کردم ، یک خط خوب بین اجتماعی و عادت وجود دارد. بگذارید از موادی که در بدن خود القا می کنیم آگاه باشیم. چرا واقعاً این کار را می کنیم؟ آیا باعث ناراحتی شما می شود زیرا غمگین هستید؟ آیا می خواهید سازگار شوید؟

این برای کسانی است که مطمئن نیستند که چه چیزی را طی می کنند ، اما از بهترین روش برای آنها استفاده نمی کنند. اولین قدم آگاهی است. سؤالات دشوار را از خود بپرسید. سوالاتی که می دانید اگر شخص دیگری از شما پرسیده باشد احتمالاً به عصبی برخورد خواهید کرد.

7.2 میلیارد نفر در جهان وجود دارد ، یک مشکل هرگز خود شما نیست. بیایید با هم بجنگیم تا عاقل باشیم.