یک شب در کالیفرنیا

یک شب در هملت حاضر شدم تا دریابم که لازم نیست آنجا باشم. به عنوان پاداش نشان دادن وقتی که نیازی به حضور ندارم ، رئیس من لیوان شراب به من می دهد که می دانم معادل دو لیوان شراب است. این باربارا ، شراب جدیدی است که شخصی دو بار از من خواسته است ، زیرا این نوبت به من رسیده است و من به آن دوبار باید مودبانه جواب بدهم که شراب خوب است ، من آن را باز کرده ام و آن مزه شراب آنهاست. شما در شراب است که در واقع تبدیل شده است. این گیاه دارای یک مضراب کمی خوشمزه است و میوه ای میوه ای و آبدار است به گونه ای که لزوماً از شراب قرمز تیره انتظار ندارید.

بعد از یک لیوان و نیمی از ریختن سخاوتمندانه از رئیس من ، به همکارم می روم که وقتی وی مجبور به کار نیست ، در آنجا حضور دارد و از او می پرسم که فکر می کند درباره وسط ، وب سایت چیست. این یک راه احتیاط فریبنده درباره این است که من اخیراً از قطعاتی که در آنجا منتشر کردم آگاه شدم و به نوعی کار می کند. ما کمی طولانی تر صحبت می کنیم و بحث می کنیم که چگونه سرمایه گذاران خارجی اقدام به خرید تمام خانه های شهرهایی مانند سان فرانسیسکو کرده اند تا بتوانند پول خود را در بازاری در خارج از کشور خود ذخیره کنند. این یک روند است که محلات را خالی و غم انگیز می کند و هیچ بچه ای در آن جا بازی نمی کند و نمونه هایی مانند محله پسر عموی من ، جایی که هیچ کس قدردانی نمی کند که جوانترین پسر عموی من فروشگاه سنگ و کاغذ داشته باشد فنجان آب باز کرده است. من این و مفهوم Fuerdai یا صندوق اعتماد چینی را برای نوزادانی که در آمریکای شمالی زندگی می کنند و می پردازند ، ذکر می کنم ، اما به نظر نمی رسد خیلی مشتاق باشد ، بنابراین من صدای من را آرام می کنم و اجازه می دهم جمله من محو شود تا اینکه در مورد چیز دیگری صحبت کنیم در عوض

بعداً در همان شب ، من هملت را ترک می کنم و مونی را به مرکز شهر سانفرانسیسکو می برم تا قبل از رفتن به آموزش گروه ، با دوستی به نام لوکاس برای نوشیدنی ملاقات کنم. من وارد می شوم و او ساکسیفون خود را به تازگی پایین آورده است و یک زن و شوهر میانسال دست راست او را می زنند و من یک نوشیدنی سفارش می دهم و از او می خواهم آهنگ دیگری را اجرا کند تا من این بار بتوانم آن را بشنوم. او شروع به بازی می کند و بارمن به من شراب می دهد و او به جلو تکیه می کند و از من می پرسد که آیا من با مردی هستم که ساکسیفون را بازی می کند. من به او می گویم بله ، او دوست من است ، اما این که من می توانم صورتحساب خود را پرداخت کنم و او می گوید "نه ، نه ، شما با او هستید؟ زیرا او در برگه عملکرد ما است و هزینه نوشیدنی خود را نمی پردازد. "و من" اوه "می گویم وقتی که ناگهان متوجه شدم و به او می گویم که من واقعاً با او هستم. لوکاس آهنگ را تمام می کند ، چند دقیقه صحبت می کنیم و بعد او مجبور است با گروه تمرین کند و من دستور داده است که در این نوار بمانید ، جایی که او در حدود یک ساعت به آنجا باز خواهد گشت من سعی می کنم برای لحظه ای بخوانم و بعد به جای آن با بارن دوست شوم دوستان کنم. هم اتاقی های آنها بازدید می کنند ، همه آنها با هم می نوشند و ما یک بشقاب پنیر به اشتراک می گذاریم ،

Lukas در واقع یک ساعت بعد برمی گردد ، ما کمی بیشتر می نوشیم و درباره این قطعه که اخیراً روی Medium نوشتم ، بحث می کنیم. این "چیزهایی است که آرزو می کنم در مورد رابطه جنسی (قبل از شروع کار) می دانستم" نامیده می شود. ما هر دو کمی مست هستیم و به او می گویم که وحشیانه صادق باشید و او می گوید بعد از خواندن "خوب ، بیایید خط به خط برویم" در اینجا ، اما بیشتر اوقات نظرات او خوب است و او کسی که سرانجام موفق به تشخیص و اظهارنظر در مورد خط مورد علاقه من از قطعه شده است: "و بعضی اوقات باعث می شود احساس ناچیز و نامطلوب بکنید ، درست همانطور که آب هنگام اجرای مستقیم آن بر روی سینک ، احساس ناچیزی و نامطلوب می کند." و من از شنیدنش هیجان زده می شوم. بعداً در آن شب ، ما در خیابان برادوی در جاده ای به نوار دیگری كه پیشنهاد كردم ، با تونل می رویم. آکوستیک خارق العاده است و هر دوی ما می دانیم که او مجبور است ساکسیفون خود را از جیب خود بیرون بکشد و در حالی که در این تونل عمدتا خالی قدم می زنیم ، ترانه ای را پخش کند. از آنجا که آهنگی که او در حال نواختن است به پایان رسید ، با مهربانی اظهار داشت که این چیزی است که ما برای دوستی مان احتیاج داشتیم ، یکی از آن شبها وقتی که به آرامی با هم مست می شوید و بعد وقت خود را می گذرانید ، تجربه و از شرکت لذت ببرید

ما به خانه های مربوطه می رویم و من ساعت 2 بامداد خواب می خوابم. صبح روز بعد ساعت 9:30 صبح با خماری و تغییر کار در کار دیگر خودم بیدار می شوم.