7 کار می توانید انجام دهید اگر الکل رابطه شما را خدشه دار کند

من شوهرم را الکلی نمی دانم. من می دانستم که او مشکلی با الکل دارد ، فقط فکر می کردم این یک انتخاب شیوه زندگی است - این بدان معنی است که وی در حالی که من در خانه با پسرم در خانه می ماندم ، هتل محلی را نوشید. از نظر او مشکلی نبود ، نوشیدن او بخشی از او بود - تنها کسی که مشکلی داشت من بود.

این عکس با شخص فراری که در حال گدایی از سکه ها برای خرید بطری متئو بود ، مطابقت نداشت. در طول ازدواج ما ، نمی دانستم که با یک شوهر مست سر و کار دارم.

اصطلاح "عملکرد الکلی" نامناسب به نظر می رسید. چطور ممکن است کسی روزانه لیتر الکل بنوشد و به درستی کار کند؟ او گفت که الکل به او کمک کرد تا آن را خاموش کند. سعی کردم درک کنم ، اما ایده ای نداشتم. برای من ، او به سادگی شرکت دیگران را در نوار زندگی در خانه با پسرمان ترجیح داد.

در سال 2015 ، گزارشی از ایالات متحده اعلام كرد كه 26.9 درصد از افراد بالای 18 سال ماهانه (2015 ؛ https://www.niaaa.nih.gov/alcohol-facts-and-statistics) و در سراسر جهان سوء مصرف الكل را گزارش كرده اند 3.3 میلیون فوت یا 5.9 درصد از کل مرگ و میرها در سراسر جهان (7.6 درصد در بین مردان و 4.0 درصد در بین زنان) به دلیل مصرف الکل در سال 2012 بوده است.

با توجه به این آمار ، من می دانم که من با آنچه تجربه کردم تنها نیستم. ازدواج با شخصی که سوء استفاده از الکل یا مواد مخدر است مانند زندگی با یک بمب زمانی است.

بیشتر شبها در دنیای گرگ و میش خوابیدم و منتظر ماندم تا قفل درب جلو را کلیک کنم. من از لحاظ ذهنی شواهدی را که در دور بعدی ما از طریق حلقه پخش می کردم ، وارد کردم و در آنجا او را به عنوان مستی متهم کردم که به نیازهای شخص دیگری اهمیت نمی داد ، بلکه خود او بود.

نگاهی به عقب می بینم که چقدر حساس بودم. استدلال ها چقدر بی فایده بودند. چقدر فکر کردم اراده من برای "رفع" شرایط همه چیز را حل می کند. او همیشه ابراز پشیمانی می کرد. هر وقت امیدوار بودم که او جدی باشد.

هیچ چیز تغییر نکرده است. در جلسات العنون ، من می شنوم که زنان درباره چگونگی بخشی از مشکل صحبت می کنند و من لرزیدم. داستان خانواده هایی را که نابود شده اند می شنوم و از آسیب وارده به کسی که تحت تأثیر یک الکلی است ، شگفت زده شده ام.

و من مخصوصاً تعجب می کنم که چرا زنان در کنار مردانی هستند که با آنها خیلی بد رفتار می کنند. و بله ، چرا در یک ازدواج ناکارآمد ماندم که هر لحظه تهدید به انفجار شد.

با نگاه به عقب ، از نظر عاطفی خاموش شدم. بدن من در چنان شرایط پریشانی قرار گرفت که واکنش به یخ زدن در نبرد برای همیشه "یخ" شد. خاموش کنید امکان جابجایی وجود ندارد یخی

کارشناسان غالباً از این امر به عنوان همبستگی - وابستگی روانی یا عاطفی به شریک زندگی (معمولاً کسی که نیاز به حمایت دارد) استفاده می کنند - و شاید این بخشی از معادله بزرگتر باشد ، اما همسر یک الکلی باید برای نگه داشتن سرش بالای آب بجنگد. نگه دارید آنها بازمانده هایی هستند که در منطقه گرگ و میش ساخته شده توسط شخص دیگری زندگی می کنند. جرم شما؟ قبل از اینکه در وب مسموم شریک زندگی تان وارد نشود ، مرزها را به اندازه کافی قوی تنظیم نکنید.

هر چه زنان را در روابط ناهنجار نگه دارد ، از حالت "یخ زده" خود خارج می شود - ضرب المثل "آهو در کانون توجه" که نمی تواند برای نجات خود حرکت کند.

به نظر می رسد این منطق بلعیده شده است تا تغییرات ممکن شود. انرژی "جنگیدن" روح را مصرف می کند و در پایان راحت تر می توان داخل یک پوسته و در حالت ربات ناپدید شد.

من سالها است که پشت این رابطه هستم - و شاید فقط اکنون می توانم تنشی را که مرا در یک خط خوب بین نیازهای پسرم و وابستگی من به مدت طولانی نگه داشته ، درک کنم.

در گذشته نگر (قبل از شروع به درمانگر شدن) ، من از قدرت اراده برای كنترل هرچه مشكل به نظر می رسید ، استفاده كردم. بنابراین من وصیت خود را به آزمایش گذاشتم و در طی چند سال اول این اختلال کار کردم. فکر می کردم عشق او به پسرم و من چیزهایی را برطرف می کند.

من ساده لوح بودم ، دیدگاه مدرن در مورد الکلی ها جدا کردن "بیماری الکلیسم" از فرد است. بخشی از من هنوز سعی می کنم رفتار او را یک "بیماری" بدانم - این تصمیمی بود که بعد از کار به میخانه برویم و تا ساعت های صبح صبح در آنجا بمانیم. من آن را به عنوان نفس او دیدم که باید سکته کند - و صحبت های آبجو بزرگ است.

در حالی که مبارزات برای زنده ماندن از ازدواج از نظر عاطفی هم بر پسرم و هم بر من تأکید می کرد ، من به عنوان یک زن بسیار قدرتمند ظاهر شدم. من خود را در کالج غوطه ور کرده ام و هر آنچه را که می توانم در مورد روابط ، مدیریت خشم و ابزارهایی برای تغییر بدانم ، برای درک ناامیدی در آنجا آموخته ام.

من فکر می کنم دانش منجر به آگاهی می شود. و اگر به جلو پیش بروید ، به نوبه خود منجر به خرد می شود. ایستادن دیگر گزینه ای برای من نبود.

در بدترین حالت ، من خودم را متقاعد كرده ام كه ​​من ارزش بازگشت به خانه را ندارم. حوصله داشتم به خودم گفتم نمی توانم بهتر عمل کنم. او با گفتن اینكه او تنها كسی است كه تا به حال عاشق من بوده است ، این باور ناسالم را تقویت كرد.

حق با او بود

هیچ کس دیگری از او تا به حال با سوءاستفاده عاطفی که در زمان ما با هم به اشتراک گذاشته اند ، مرا "دوست نداشته" است.

من این داستان را برای شما به اشتراک نمی گذارم تا از من پشیمان شوید.

این کار خوبی بود که سرم را پایین بیاورم و بهترین مادر شوم که توانستم. پسرم به من نیاز داشت که قوی باشد - من او را به این دنیا آورده بودم - مجبور شدم از او و من محافظت کنم.

چه مزیتی دارد و چرا آن را به اشتراک می گذارم؟ مانند اکثر افرادی که مشکلات زندگی خود را حل می کنند ، به دیگران کمک می کنند تا مشکلات مشابه را حل کنند. مطالعات من مرا به جایی برد که من بهتر درک کردم که میلیون ها زن در سراسر جهان چه تجربه ای دارند.

امروزه ، این کاری است که من انجام می دهم - به زنان کمک می کند تا زندگی خود را بازیابی کنند.

بعضی اوقات به این دلیل است که آنها در کنار شریک الکلی هستند - اغلب به این دلیل است که زندگی به آنها ضربات سختی وارد کرده است و اعتماد به نفس آنها کاهش یافته است.

در روحیه اشتراک گذاری ، 7 ابزار وجود دارد که من برای افرادی که باید از طریق هرج و مرج که در آن زندگی می کنند راهی پیدا می کنم. اگر هنوز در حال خواندن این هستید ، ممکن است شما به داستان من مراجعه کنید یا خیر. ممکن است شما با شخصی زندگی کنید که عصبانیت او از کنترل خارج شده است ، که دارای مشکلات روحی و روانی است - یا رابطه شما فقط کار نمی کند و شما نمی دانید چه کاری انجام دهید.

فکر نمی کنم مهم باشد مشکل چیست - مهم این است که ابتدا مهارت های مقابله با موقعیت مکانی خود را یاد بگیرید و سپس شجاعت و اعتماد به نفس خود را دوباره بسازید تا بتوانید تصمیم گیری های روشنی در مورد اینکه آیا ارزش آن را دارید تصمیم بگیرید رابطه بماند یا نباشد.

1. ابتدا دوباره شروع به تنفس کنید

انجام آن آسان است؟ نه اگر هر روز با تنش زندگی می کنید ، بدن با جذب آن در شانه ها ، گردن ، صورت و بدن پاسخ می دهد. شما آرامش را فراموش می کنید زیرا دائماً از خطر آگاه هستید. تنوعی که به نظر می رسد بدون یک ماشه قابل تشخیص افزایش می یابد.

یادگیری نحوه تنفس به معنای یادگیری اعتماد به نفس خود است. به این اطمینان که لحظه ای وجود دارد که هوای تازه و تمیز می تواند وارد بدن شما شود. نه تنها برای زنده ماندن بلکه پر کردن ریه های شما با پیدایش که زنده هستید و ارزش مراقبت از شما را دارند. احساس کنید که چگونه این نفس در بدن شما نفوذ می کند ، در سینه شما حرکت می کند و به اندازه کافی طولانی می نشیند تا کاملاً نعمت تنفس را احساس کنید.

زیرا می توانید در آن لحظه استراحت کنید. لحظه ای که تنش را در طول بازو حفظ می کنید و به بدن خود نیازهای خود را بیشتر می دهید. آرامش امکان پذیر است. با یک نفس ساده شروع می شود.

با وارد کردن نفس به محض ورود به بینی خود شروع کنید. سعی نکنید آن را تغییر دهید. فقط خنک بودن (یا گرمای هوا) را متوجه شوید ، احساسی که آن را لمس حفره بینی شما می کند ، و نرمی را هنگام گردیدن گردن خود مشاهده می کنید.

نفسهای خود را بشمارید - 10 و 10 از بیرون - و سعی کنید تا حد ممکن ذهن خود را در این جریان ریز هوا متمرکز کنید و از اینکه چقدر طبیعی است که ریتم آن روز و شب دوام داشته باشد سپاسگزار باشید - یک ثابت است. چیزی ساده که می توانید به آن اعتماد کنید.

هر چند وقت یکبار استراحت کنید تا در طول روز این معجزه ساده بدن خود را تجربه کنید. ده حتی نفس ، که به طور طبیعی با یک ریتم منظم حرکت می کند. این کار را تمرین کنید و راحت تر تنفس را شروع کنید.

2. آگاهانه بدن شوید

من مدتهاست به عنوان "چوب روی چوب" قدم می زنم. برای احساس خطر به ذهنم تکیه کردم. در نتیجه ، من در حالت ثابت "جنگ ، پرواز و یخ زدن" قرار داشتم. هنگامی که این اتفاق رخ دهد - با گذشت سالها ، بدن شما با ذخیره کردن استرس به شکل سموم ، به این شرایط پاسخ می دهد. ماهیچه ها به محض درک یک لحظه از بیماری آماده خم شدن هستند. این وضعیت بیش از حد "هوشیاری" سالم نیست. از این گذشته ، استرس بدن بر سلامت و سلامتی شما تأثیر می گذارد - از نظر روحی و جسمی.

در یک صندلی راحت بنشینید یا مکانی برای خوابیدن پیدا کنید تا از وضعیت بدن خود آگاه تر شوید. دوباره با توجه به تنفس خود شروع کنید - به آرامی داخل شوید و به آرامی بیرون بروید. پایدار یک بار نفس کشیدن. ریتم تنفس طبیعی به شما یادآوری می کند که بدن شما حتی با تمام استرس هایی که با آن روبرو هستید برای شما کار می کند.

سعی کنید نفس خود را ثابت نگه دارید - سعی نکنید آن را تغییر دهید. فقط هنگام ورود و ترک بدن خود آگاه باشید. بعد از 10 نفس ، آگاهانه بگذارید شانه های شما ریخته و بازدم شود. احساس وزنی از شما برداشته می شود. شما به معنای واقعی کلمه وزن داشتید. وقتی به این روش نفس می کشید و شانه های خود را پایین می آورید ، وزن شروع به تغییر می کند.

این تنها مرحله 1 یادگیری نحوه تنفس و آگاهی بیشتر به بدن شماست. عجله نکنید یک قدم را یک بار انجام دهید - 10 نفس در داخل و خارج از آن ، اکنون شانه های خود را بر آخرین نفس بکشید ، روند را با 10 نفس دیگر تکرار کنید ، و سپس دوباره شانه های خود را رها کنید.

این کار را چند بار در روز انجام دهید ، به خاطر تنفس و آرامش آسان توجه داشته باشید.

3. مبتنی باشید

اگر با یک مشروبات الکلی ، یک شریک عاطفی و یا کسی که رفتارش کمتر مطلوب است زندگی می کنید ، استدلال ها اغلب بخشی از سبک زندگی شما هستند.

وقتی درگیر بحث هستید و احساسات شما مانند جریان الکتریکی از بدن شما جریان می یابد ، ضربان قلب شما افزایش می یابد در حالی که هورمون ها روی بدن شما جاری می شوند. تفکر منطقی از بین رفته است. هنگامی که احساسات از کنترل خارج می شوند ، این بدترین زمان برای درخواست تغییر شریک زندگی خود است. هیچ یک از شما از حالت عقلانی کار نمی کند.

بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که یاد بگیرید چگونه در حال حاضر با احساسات خود کنار بیایید تا در واکنشی که بعدا پشیمان نخواهید شد ، تحریک نشوید.

مهم است که قبل از استفاده از آن ، زمین را تمرین کنید. هیچ راهرو یا دوچرخه سواری قطبی بدون آماده کردن بدن خود در یک مسابقه شرکت نمی کند - همین مسئله در برخورد با احساسات نیز صدق می کند.

الف) ابتدا یک جا بنشینید و دوباره نفس خود را متوجه شوید. در حین بیرون کشیدن ، شانه های خود را رها کنید و سبک بودن انجام این عمل ریز را احساس کنید.

من) اکنون روی پاهای خود تمرکز کنید. آنها را به زمین فشار دهید تا احساس کنید که پا و پاشنه پا به زمین فشار می یابد.

ب) این امتیاز را برای تعداد 10 نگه دارید - و بله ، نفس بکشید.

iii) اجازه دهید اکنون بروید.

IV) سپس سه بار تکرار کنید.

v) در مرحله بعد ، دستان خود را در مقابل تنگ خود نگه دارید و دوباره 10 را بشمارید ، نفس بکشید.

vi) اجازه دهید اکنون بروید.

vii) 3 بار تکرار کنید.

viii) به اطراف اتاق بنگرید و به 5 چیز توجه کنید ، آنچه را که در ذهن شما هستند بگویید و رنگ و شکل آنها را توصیف کنید.

ix) اکنون چشم های خود را ببندید و منتظر 5 صدا باشید. از نظر اصوات متفاوت فکر کنید و کیفیت صداهایی را که می شنوید توصیف کنید.

ایده این امر این است که احساسات قوی از درون شما می گذرد و در بدن شما ذخیره نمی شود.

شما با تمرکز بر روی تنش و رها کردن پاها و سپس دستان خود ، اجازه این روند را می دهید. اگر بعد حواس خود را تنظیم کنید ، از محیط اطراف خود آگاه تر خواهید شد و می توانید با روشی ملایم حضور داشته باشید.

اگر روزانه این مهارت را تمرین می کنید ، می توانید وقتی از وسط بحث یا موقعیت استرس زا استفاده کنید ، از آن استفاده کنید. امروز شروع کنید زیرا این یک ابزار قدرتمند است.

4. Leave را انتخاب کنید

آرام کردن شما را برای صحبت از محلی برای حفظ خود آماده می کند. استدلال های غنی شده با الکل منجر به هیچ چیز نمی شود. نیمی از زمان ، شریک الکلی شما آن را به یاد نخواهد آورد. این شما هستید که دوباره از آشفتگی عاطفی جان سالم به در بردید.

اگر می گویید "بعداً ، هنگامی که من (یا ما) آرامتر هستیم" ، می توانید از نیازهای خود مراقبت کنید.

این به معنای سرزنش کردن شخص دیگر برای عصبانی کردن شما نیست. این در مورد آگاهی از این است که شما در حال حل شدن چیزی نیستید در حالی که بدن شما از هورمون هایی که تفکر شما را پراکنده می کند پر شده است.

پیاده روی اغلب بهترین کاری است که می توانید در این مرحله برای خود انجام دهید.

چرا؟ زیرا به آزاد کردن سموم ایجاد شده در بدن کمک می کند. به معنای واقعی کلمه می توانید از عصبانیت ، ناامیدی و درد خلاص شوید.

5. شروع به نگه داشتن نمره خود کنید

من قبلاً با بطری های آبجو ، شراب و ویسکی که باید هر هفته بازیافت می شد سروکار داشتم. متذکر شدم که چند شب او تا ساعتهای صبح در خانه نبود. من حتی حساب کردم که چند ساعت در خانه بوده است (و بیدار) - میانگین: 11 ساعت در طی یک دوره 7 روزه.

آنچه فهمیدم این بود که با تمرکز روی رفتار بد او ، ذهنیت "قربانی" را گرفتم. فکر نمی کردم که من باشم - با تمام وجود اعتقاد داشتم که دانستن واقعیت ها مهم است. آنها آن را ندارند.

برای من مهم بود که روی "حقایق" خودم تمرکز کنم و کارهایی را که برای خودم انجام دادم مستندسازی کنم.

فکر کردم می دانم چگونه می توانم اهداف را تعیین کنم - این کار را برای تجارت و امور مالی انجام دادم. نمی دانستم چگونه اهداف شخصی را برای رفاه خود تعیین کنم.

شما آنچه را که بر آن تمرکز می کنید ، جذب می کنید. با تمرکز بر رفتار بد و آشامیدن شوهرم ، با بدبختی روبرو شدم.

وقتی تمرکز خود را بر روی نیازهای خود (نه خرید برای اینکه حواس خود را از درد دور کنم ، نخوردم که پودینگ بخورم تا مدت کوتاهی احساس خوبی داشته باشم یا مشروبات الکلی بنوشم تا خودم را بی حس کنم) سالم تر شدم. پوندهای اضافی را که حمل کرده بودم از دست دادم. بیشتر رفتم سالمتر خوردم. من نوشیدن را قطع کردم. هفته ای دو بار به ورزشگاه می رفتم. من رمان های جالب تر را می خوانم (بدون کتاب خودیاری). من به دوستان بیشتری مراجعه کرده ام. من بیشتر پختم من بیشتر با پسرم بازی کردم.

در ابتدا تمرکز در این روش آسان نبود ، زیرا صدای ناامیدی و بدبختی هرگز دور نبود. اما آنچه پیدا کردم یک قدم کوچک بود که به پله های طولانی تر منجر شد.

6. از خاموش کردن حلزون منفی خودداری کنید

دشوار است تصور کنید کسی که می خواهد چیزی برای خود بدترین دشمن شما باشد. چه کسی تفکرات خود را خرابکاری می کند؟ هیچ کس نمی خواهد باور کند که آنچه فکر می کنند یا به خودشان می گویند مضر است. اما این است هر حرف منفی از خود شک و خود گناهی منجر به عقب نشینی شخصی می شود که می تواند در دنیای افسردگی خاتمه یابد.

من مدت طولانی افسردگی خودم را با شکل بد طنز و با هدف کم کردن قلدرهایی که با او ازدواج کردم ، نقاب کردم. من فکر کردم سرگرم کننده است که او را رها کنم و تار و زشتی او را تقلید کنیم. این یک روال خوب کمیک بوک شد که معمولاً به اشک می ریخت زیرا هیچ چیز خنده دار در مورد آن وجود ندارد.

نه الف چیز

من می دانستم که این نوعی دفاع در برابر الکلی است که نمی توانم نوشیدن را متوقف کنم.

اما تمام آنچه که واقعاً انجام داد این بود که روی من نگه داشت.

در سرزمین هیچ کس به دام افتادم که نتوانستم بروم و بمانم. به آینه نگاه می کردم و خودم را اسم های بد می خواندم. من آرزو می کردم که آرایش کنم به این چهره مظلوم. من کسی را فریب نداده ام. دوستان آن را دیدند. خانواده آن را دیدند. و معدود افرادی که با آنها ملاقات کردم می خواستند با من دوست شوند زیرا من یک پوسته هستم - کشتی خالی که سعی می کند وانمود کند که بدبختی در اینجا زندگی نکرده است.

من در مورد مشکلاتی که داشتم با کسی صحبت نکرده ام. خیلی خجالت کشیدم. من نمی خواستم کسی از من داوری کند ، بنابراین شرم روابط ما را زنده نگه داشتم. همه وقت مثل یک ردیف مرواریدهای ارزان قیمت دور گردن من ناامید شده است.

من تنهایی تر و منزوی تر شدم. به نظر می رسد اثبات کند که من ارزش آن را ندارم بدانم.

این داستان پایان خوشی دارد. من از ازدواج خارج شدم و به کار خود فرو رفتم. من روانشناسی مدرن را مطالعه کردم - و مدرسه روانشناسی مدرن را پایه گذاری کردم. دوره هایی که من می گذرانم به منظور کمک به مردم برای ایجاد تغییر در زندگیشان طراحی شده است. با یادگیری مهارت ها و دانش درست ، تغییر ممکن است.

زمانی در زندگی من بود که هیچ وقت خواب دیدن نوشتن مقاله ای از این دست را نداشتم. می خواستم تا حد امکان مثبت دیده شود. می دانم که اکنون ماموریت بزرگتری دارم. من می دانم که خراب شدن در روابط و درگیری های الکلی زندگی بسیاری از زنان و خانواده ها را به خطر می اندازد.

اشکالی ندارد همه ما در سفر هستیم و اگر آنچه من می آموزم می تواند به لمس زندگی مردم کمک کند و تغییر ایجاد کند ، زندگی من ارزش زندگی کردن و درد جهنمی را که در آن هستم ازدواج ناسازگارانه داشته است ارزش چیزی دارد.

بعضی اوقات رشد آسیب می زند. من به جای درد ناامیدکننده "رکود" و رنج هایی که به آن منتهی می شود "درد در حال رشد" خواهم داشت.

من آدم بهتری هستم که از آتش سوزی می کنم و زنده می مانند.

و همینطور که این مطلب را می خوانید ، ممکن است به دنبال یک نقطه عطف باشید - نقطه ای که اعتماد به نفس و شجاعت به دست می آورید تا سرانجام در مقابل خود بایستید و فردی باشید که می دانید می توانید باشید.

7. یاد بگیرید.

می توانید با تمرکز روی خودتان برای خود و خانواده خود تغییراتی ایجاد کنید - همه چیز با قرار دادن ماسک اکسیژن ضرب المثل شروع می شود. اگر نفس می کشید می توانید به دیگران کمک کنید. و تنها راهی که من می دانم این است که مهارت های صحیح را یاد بگیرم و درک عمیقی از روانشناسی انسانی بسازیم.

باربارا گریس یک درمانگر و مربی حرفه ای (مدیر خلاق دانشکده روانشناسی مدرن) است که با افراد همکاری می کند تا در زندگی خود تغییراتی ایجاد کند. روزهای زندگی با یک همسر الکلی پشت اوست.

خواستار اقدام شوید

آیا نیاز به تمرکز مجدد ، تنظیم مجدد یا شروع مجدد دارید؟ سپس لیست زندگی من را برای زندگی روزمره تهیه کنید تا بتوانید "نقطه شیرین" درونی خود را پیدا کنید و روزهای موفق تری را سپری کنید.

برای چک لیست روزانه اینجا کلیک کنید!