125 روز بعد ...

من این کار را به عنوان اظهار نظر در مورد وضعیت فیس بوک یکی از دوستانم انجام دادم که می خواهد آنها را برای محدود کردن یا متوقف کردن نوشیدن در نظر بگیرند. امروز 125 روز است که من متوقف شده ام ، حدود 4 ماه است. من آن را در اینجا به اشتراک می گذارم (با چند تغییر) فقط در مورد شخص دیگری که قصد دارد شیرجه را بدست آورد. می دانم دیگران که تصمیمات خود را با ما در میان گذاشتند خیلی به من کمک کردند. از اینکه احساس می کنم موعظه ام را انجام می دهم متنفرم و هیچ کاری راجع به آنچه انجام می دهم یا می گویم در مورد خودم نیست باعث می شود احساس بهتری نسبت به دیگران داشته باشم دور از آن من تازه به مرحله ای رسیدم که می دانستم برای خودم به آن احتیاج دارم.

هر کس که ممکن است متفاوت باشد ، اما اگر واقعاً آن را بخواهید ، این کار را خواهید کرد. مدتها بود که سعی می کردم خودم را وادار به انجام آن کنم.

من با گفتن به خودم و همه افراد اطرافم شروع كردم كه فقط 30 روز فقط می دانم ، لعنت بر اینكه من بیش از این برای خودم می خواستم. هیچ وقت فکر نمی کردم بتوانم چنین کاری را انجام دهم ، اما چنین کردم. من هستم. من هنوز مثل نوشیدن احساس نمی کنم. من شخصاً با 12 قدم مخالف هستم. توضیح این بخش کمی دشوار است.

چیزی که امور را آسانتر کرد این بود که من هر روز تغییر نمی کردم و فقط می خواستم در ذهنم و سایر افراد حضور بیشتری داشته باشم و با دیدی واضح تر به زندگی بپردازم. من همچنان به کافه ها می رفتم و با همان افرادی که دوستان من بودند از من حمایت می کردم و در آنجا می خوابیدم زیرا می دانم چیزهایی که برای خودم می خواهم شامل زندگی شبانه و کافه ها و افرادی است که می نوشند. ، بسیاری از "دوستان" پیش از این به جای شناختن خواستهای لطیف من برای کمک و ترغیب من به دنبال کمک ، پشت من را چرخانده بودند. من می دانم که این فقط مسئولیت من بود ، اما من بسیار تعجب کردم که دیدم افرادی که از من دور شدند به کسانی تبدیل شدند که در کنار من ایستادند و / یا حتی دوستان بهتری برای حمایت از جایی بودند که من مجبور شدم بروم

هنگامی که سرانجام به آن متعهد شدید ، کم کم قدردانید که گرسنه نشوید. خواهید دید که چگونه افراد دیگر در نوار شل و ول هستند. این مسئله برایم روشن کرد که من دیگر نمی خواهم آن شخص باشم. برای دیدن علائم از دست دادن کنترل لازم نیست کاملاً مست باشید. خواهید دید که چه کسی خود را به آنجا می برد و به اندازه مشروعیت می نوشد. شما شروع به تحسین کردن اطرافیان خود خواهید کرد که تصمیم به متوقف کردن نوشیدن یا کسانی که می توانند با اعتدال بنوشدند. تقویت مثبت از کیهان زمان کمی طول می کشد ، اما اگر آن را جستجو کنید ، در آنجا وجود دارد و فقط با گذشت زمان از نظر ظاهری قوی تر می شود.

متوجه خواهید شد که مردم هنگام خرید نوشیدنی به شما متوجه نمی شوند که مشروب نخورید. شما متوجه خواهید شد که آنها عذرخواهی گسترده می کنند ، که آنها نمی دانستند که اکنون شما هوشیار هستید ، فقط 10 دقیقه بعد که فقط با یک مکالمه هوشیارانه با آنها صحبت کردید ، همان نوشیدنی را به شما پیشنهاد داد. این دیگر باعث نمی شود شما آن را بنوشید یا آن شخص باشید. بسیاری از گناهان مردم خیلی سریع ظاهر می شود ، حتی اگر نمی خواهید کسی را مقصر بدانید. باز هم ، احساس نمی کنم که این مسیر مرا از هر کس دیگری بهتر می کند.

من شخصاً نمی توانم به خوبی تعدیل شوم. آسانتر این بود که یک بار که آن را پذیرفتم ، واقعاً می توانستم کنترل کنم که روز بعد بدنم چه حسی دارد.

هدیه برای من در روز 100.

در بیشتر مواقع ، آن را برای خودم و اطرافیان صمیمی دوستانم که هنوز هم برای اولین روزهای روز در آنجا بود ، نگه داشتم تا مطمئن شوم که این برای من و هیچ کس دیگری نبوده است. هنگامی که من در مورد آن کمی عمومی تر شدم ، تقویت مثبت واقعاً جاری شد.

من بیشتر به افرادی که در زندگی و اطراف من و در فیس بوک وجود دارد توجه بیشتری کرده ام که این تغییرات را در زندگی خود ایجاد کرده اند و تصمیم گرفته اند که از آنها الهام بگیرند. این یک جشن برای چشم بود که ببینم افراد زیادی فکر می کنند زندگی را درک می کنند و کارهای بزرگی را انجام می دهند و تصمیم خود را برای گرفتن قدم برای مواجهه با امور در زندگی خود و اشتراک گذاری تصمیم خود در میان می گذارند. اعلام کنند که آنها نیز بی سر و صدا جنگیدند. کمی احساس تنهایی کردم.

FOMO من (ترس از دست دادن) به آرامی از بین می رود و من هنوز سعی می کنم بفهمم که چه موقع نوشیدن یا حلق آویز کردن وقت داشتم که کاری انجام دهم. من در حال کار کردن بر روی بیشتر فردی هستم که می خواهم به جای مست بودن باشم و وانمود کنم که همه این کارها را انجام می دهم. حس بو و حواس شما خیلی بیشتر تنظیم شده است ، و این یک احساس بسیار وحشی است که از دیگران شنیده ام. وقتی این واقعیت برای من شد ، دیوانه شد.

می دانم که این موضوع کمی گیج کننده است و به هیچ وجه مقاله ای مناسب با گرامر و ساختار جمله درست نیست ، اما هیچ کس در این دنیا کامل نیست. بنابراین اکنون اجازه می دهم پیام من بیرون بیاید. فقط باید واقعاً آن را بخواهید و سپس آن را انجام دهید.

اگر می خواهید راه هوشیاری ، حتی اگر موضوعی موقتی باشد ، از آن شروع کنید و بگویید "در مورد آن صحبت نکنید ، در مورد آن باشید." من می دانم که در مورد آن صحبت می کنم ، اما مدتهاست که آن را تجربه کرده ام و پس از آن فهمیدم که به اشتراک گذاری افراد دیگر به من کمک کرد تا کار خود را شروع کنم و به کار خود ادامه دهم. اگر این امر منطقی باشد و حداقل به یک شخص الهام بخش باشد ، ارزش اشتراک گذاری را داشت.